وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

از تجزیه و تحلیل کسب و کار آنلاین خود نترسید (بخش اول)

طی بررسی که اخیراً انجام داده ام دریافتم که 100 سایت برتر در حوزه تحارت الکترونیک از builtwith استفاده می کنند که به طور متوسط از 14 ابزار مختلف در حوزه تجزیه و تحلیل و جمع آوری داده های متخلف مشتریان خود استفاده می کنند.
داده های که آنها جمع آوری می کنند موجب پیشرفت وب سایتشان می گردد و محصولات، سرویس ها و پیام های ارسال شده منجر به جذب حداکثری مشتریان و افزایش درآمد قابل توجهی می گردد.
با وجود اثربخشی و در دسترس بودن این ابزارها اما هنوز شرکت ها نتوانستند بازار فروش خود را به نسبت چشم گیر و گسترده ی تغییر دهند.
در تحقیقاتی که توسط Meclabs صورت گرفته است نشان داده شد که تنها 37% از بیزنس های آنلاین از داده های گذشته جهت بهبود و رونق وب سایت های خود استفاده کرده اند.



مابقی افراد تصمیمات تجاری خود را براساس الگویی قدیمی و کم بازده نظیر استفاده از نظرات، درک شهودی،کپی کردن از سایر رقبا انجام داده و تغییرات را در سازمان خود عملیاتی می کنند. اگر شما جزء آن  دسته از 63% شرکتهایی هستید که از ابزار تجزیه و تحلیل استفاده ی بهینه و مفیدی نمی کنند، مطمئن باشید که در حال ضرر کردن هستید.
با استفاده از ابزارهای رایگانی نظیر Google analytic و shopfiy هر فردی می تواند داده های مربوط به بازدیدکنندگان سایت را به فروش و درآمد چشم گیری تبدیل نماید.
در این مقاله می کوشم درباره دو شاخص کلیدی جهت استفاده از ابزارهای تحلیل سخن بگویم .اما پیش از شروع بحث بیاییم دربراه شرکتهایی صحبت کنیم که با آمکه تلاش مصرانه ی در استفاده از ابزارهای تحلیل داده داشته اند اما شکست خورده اند . لطفا شما شکست نخورید!
چرا شرکت ها در تجزیه و تحلیل و استفاده از این علم شکست می خورند؟
دو گونه تله وجود دارد که بیشتر شرکت ها گرفتار آن میشوند،چیزی که آنها را از پیشرفت و کسب درآمد دور میکند.
1.به این خودبین شوند که ابزار تجارت و کسب و کارشان مانند ابزار تجزیه و تحلیل گوگل به طور خودکار تمام کار های مهم را پی گیری خواهد کرد.
2.هنگام تجزیه و تحلیل کردن،میزان داده ها و ویژگی های کار پر قدرت هستند.
این امر افراد را بسیار کوته بین می کند به نحوی که صرفا به امورات سطحی و پیش پاافتاده نظیر در نظر گرفتن میانگین بازدیدکنندگان، توجه می کنند.
آیا این امر برای شما آشنا به نظر میرسد؟
تنها دو مورد از گفته هایمان بدست می آید که هیچ کدامشان خوب نیستند.
1.شما تصمیمات تجاری خود را بر مبنای اطلاعات نامناسب عملیاتی می کنید
تصور کنید میخواهید پلی را برای رودخانه ای طراحی کنید و اطلاعات شما از آن رودخانه فقط میانگین عمق آن است.در حالیکه شما میدانید که زمینی که زیر پای شما قرار دارد دارای نقطه های قعر و اوج مختلفی نیز هست.   این در صورتی است که شما فقط میانگین عمق آن رودخانه را میدانید و انتظار بهترین کار را از خود دارید.
این دقیقا همان کاری است که شما هنگام تصمیمات تجاری خود بر اساس میانگین بازدیها از صفحات,میانگین جایگاه و رتبه ی صفحه انجام می دهید.
2.شما ارزش کسب و کارهای کوچک در خروجی کم عمق مجموعه ای از  داده ها مشاهده می کنید و تسلیم می شوید.سرخوردگی از قراردادن تمام این تلاش های بوجود امده قابل درک است مخصوصاً آنکه بنظرمیرسد که به هیچ نتیجه نهایی نمی رسید.البته این مورد خیلی هم نا امید کننده نیست.من با استفاده از مشورت کردن با شرکت ها��ی که قبلا در این گونه شرایط گرفتار شده اند متوجه شدم که ضرر ها میتوانند تا حدودی جلو گیری شوند.
کلید های استفاده ی بهینه از ابزار تجزیه و تحلیل:
1.سایت خود را نظیر یک قیف ببینید نه به مانند یک امر سلسله مراتبی یا یک نمودار سازمانی، چنانچه به مانند یک قیف ببینید. بازدیدکنندگان سایت از یک طرف وارد می شوند و خروجی مشتریانی هستند که از ته قیف خارج می شوند.
2.برای گرفتن پاسخ های خوب,سوالات مناسب بپرسید.
ابزار تحلیلی زمانی شروع به کار میکنند که شما بدانید دقیقا دنبال چه چیزی هستید و چه چیزی را میخواهید و این یعنی شما باید با یک سوال کار خود را شروع کنید.با ارزش بودن سوالاتی که میپرسید باعث با ارزشتر و بهتر شدن جواب ها میشود.
همان طورکه توسط Douglas Adams  نوشته شده است، اگر دقیقا بدانید که سوال چیست , شما خواهید دانست که جواب به چه معنیست.
حال بیایید از جزيیات کمی فراتر رویم و ببینیم چگونه میتوانیم آنها را در دنیای واقعی عملی کنیم.
سایت شما یک قیف است نه یک نمودار سلسله مراتبی
هدف سایت شما این است که بازدید کننده جمع آوری کنید و آنها را به مشتری,مصرف کننده،هوادار، علاقه مند تبدیل کنید.
این کار یک ورودی مانند بازدیدکنندگان ویک بازده مانند مشتریان و مصرف کنندگان و... دارد.درست تر آن است که این پروسه را بصورت قیفی به تصویر بکشیم که دارای خطوطی است که جاری شدن مردم را در آن قیف نشان میدهد، تا اینکه بخواهیم آن را به صورت جدولی نشان دهیم که آن دارای خطوطی است که حرکت مردم را در صفحات به صورت سلسسله مراتبی نشان میدهد.


فقط سایت خود را این گونه تصور کنید.سایت شما مانند قیفی است که به شما کمک میکند تا داده های بازدیدکنندگان خود را احساس کنید.
بجای فکر کردن به صفحات استاتیک صرف، شما می توانید شروع به دقت و بررسی در ورودی های سایت، خروجی ها، مدل عملکرد بازدیدکننده، نرخ عملکرد(خروجی تقسیم بر ورودی) و بازدهی سرمایه گذاری، (ارزش خروجی تقسیم بر هزینه ورودی ) برای هر بازدید کننده بپردازید. 
در حال حاضر این امر بسیار مفید تر از این است که فقط راجع به تعداد دفعاتی که صفحه ی شما بیننده دارد و هر بیننده چه مدت زمانی را در سایت شما صرف کرده است فکر کنید.(یعنی تقریبا موارد گفته شده اصلا سودمند نیستند)ارزش اصلی ابزار های تجزیه و تحلیل این است که توانایی این را داشته باشند که:  ورودی و بازدهی های آن,عملکرد و کارایی سایت را جدا کند و یا مواردی نظیر ROI توسط موقعیت جغرافیایی،منابع ترافیک،نوع مرورگرها، کمپین های بازاریابی را جدا کند.




موارد بالا را با گروه های مختلف مقایسه کنید. بعنوان مثال ارزش ترافیک سرچ نسبت به ترافیک از طریق شبکه های اجتماعی چیست؟ همبستگی و روند را نگاه کنید،که چگونه ترافیک سرچ در طی زمان های مختلف رشد میکند و آیا این رابطه ای با درآمد کلی دارد؟
بدانید که چگونگی شرح و توضیح راجع به این اطلاعت آسان است.نباید از آن بترسید. علاوه بر آن، شما می توانید تا این حد از جزییات را با استفاده از کمی تمرین بدست آورید.
این مقاله ادامه دارد....
امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد