وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

اهمیت داده ها در راه اندازی و مدیریت فروشگاه آنلاین

اگر بخواهم صادقانه بنویسم باید بگویم که هر روز با مشتریانی مواجه می شوم که آرزوهای بزرگ تجاری آنلاین در سر دارند و با ابرهای بزرگ بالای سرشان از اقداماتی صحبت می کنند که هیچ بررسی و تحلیلی ندارند. طبق عادتی که دارم بیشتر از آنکه  گوش کنم و بنویسم بیشتر می پرسم چرا می خواهید؟ تا شاید بیشتر فکر کند و تحلیل کند .
بسیاری از این دوستان،رقبا  را دست کم می گیرند و گمان میکنند می توانند به راحتی راه های طولاتی را یکماه طی کنند.
به آنها می گویم که لطفا بیشتر فکر کنید و سنگ بزرگ برندارید همانقدر که این پروژه نیاز به تفکر دارد شما نیز خودتان در کار ساخته می شوید و باید دقیقتر حرکت کنید. برای پروژه تان یک وجه رقابتی عالی پیدا کنید. یک چرایی دقیق و .... و نهایتاً به این نقطه میرسیم که بایستی پیش از راه اندازی هر نوع تجارت آنلاینی داده های موجود را جمع آوری کرده و مانند یک پازل کنار هم بگذاریم تا چشم انداز روشنی به ما بدهد. اینکه در کدام زمینه و چطور تجارت آنلاین خود را آغاز کنیم تا اینکه سیاستهای رقابتی در بازار چه باشد و چطور سرمایه گذار را متفاعد کنیم که با ما شریک شود . در واقع تماماً داده هایی است که باید جمع آوری شود و به شکل کاملاً علمی نمایش داده شود تا به تصمیمی دقیق منتهی شود.



شاید سهولت در دسترسی به اطلاعات در اینترنت این امر را به ظاهر آسان جلوه دهد اما شکست و تعطیلی حجم زیادی از فروشگاه های اینترنتی بیانگر این نکته مهم است که صاحبان و علاقه مندان به این حوزه اولاً اصول راه اندازی کسب و کار آنلاین را به خوبی فرا نگرفته اند و ثانیاً از ابزارهای مناسب جهت جمع آوری، تحلیل و بررسی اقدامات خود استفاده نمی کنند.
در مقالاتی که به صورت سلسله وار در این وبلاگ منتشر خواهم کرد بیشتر پیرامون اهمیت داده ها در تصمیم گیری و موفقیت در تجارت الکترونیک می باشد . اینکه:
 کدام داده با چه فرمتی مناسب کدام بخش از کسب و کار ما است ؟
 چطور می توانیم داده درست را از نادرست تشخیص دهیم ؟
کدام ابزار تحلیل داده مناسب بازاریابی ، فروش، خدمات پس از فروش به مشتریان و .... است؟
 *مقاله : از تجزیه و تحلیل کسب و کار آنلاین خود نترسید (بخش اول)
مدیریت کسب و کار اینترنتی با استفاده از داده ها و تحلیل داده ها چطور امکان پذیر است؟
 *مقاله : داده های بزرگ، آینده تجارت الکترونیکی

و ....

شاخص کلیدی عملکرد مالی نسبت جاری



 

فرمول : جمع دارائیهای جاری ÷ جمع بدهی های های جاری

 این نسبت نشان می دهد که دارائی جاری تا چه حد بدهی جاری را می پوشاند . نسبت مذکور را مقیاس نقدینگی در کوتاه مدت می دانند . این نسبت از مهمترین شاخص های مالی است و روند این نسبت باید مورد توجه قرار گیرد.

دارایی های جاری آن دسته از دارایی ها هستند که به راحتی قابل نقد شدن هستند مانند ذخیره پول خارجی , ذخیره سکه ها و طلا ها ، نقدینگی موجود در صندوق و حساب های بانکی ، طلب هایی که به زودی وصول خواهند شد و موجودی کالای قابل فروش که در انبار ذخیره شده است .

بدهی های جاری شامل بدهی هایی میشوند که زمانی کمتر از یک دوره مالی به تسویه آنها باقی مانده است . مانند حساب طلبکاران و وام های کوتاه مدت .

هر چقدر این نسبت بیشتر باشد نشان دهنده قدرت بیشتر آن سازمان است و نشان دهنده این است که با ملاحظه تصمیم گیری میکنند و زیاد ریسک پذیر نیستند و به احتمال زیاد تا الان اغلب پروژه هایشان به سود دهی رسیده است .  

در بورس یکی از شاخص هایی که در تعیین قیمت یک سهام نقش دارد همین نسبت است چون در صورتیکه این نسبت مثبت باشد احتمال ورشکستگی آن واحد تجاری بسیار کم می شود و اگر یکی از پروژه هایی که در حال اجراست به خوبی پیش نرود ، سازمان مشکلی برای پرداخت بدهی های خود نخواهد داشت .


 

 

چطور کسب و کارهای کوچک می توانند از داده های بزرگ استفاده کنند ؟


 

داده های بزرگ فقط برای کسب و کارهای بزرگ نیست . اگر اطلاعات و دانش روز در زمینه مدیریت را مطالعه نمایید ، هر روز مطالب زیادی راجع به داده های بزرگ خواهید دید .

داده های بزرگ چیستند ؟

مفهوم داده های بزرگ بسیار ساده است و در واقع همان چیزیست که نامش میگوید . اطلاعات و داده های بسیار زیاد که در واحد مگابایت یا گیگابایت قابل اندازه گیری نیستند و بیشتر در قالب ترابایت یا پتابایت میگنجند را داده های بزرگ مینامند که از نگرش های مختلف  قابل تحلیل و بررسی است .

به گفته شرکت IBM  روزانه حدود دو و نیم کوانتیلیوم بایت  اطلاعات،  توسط ما به وجود می آید . جالب است بدانید بیش از 90% داده ها در دنیای امروز ، تنها در 2 سال اخیر ایجاد شده اند .

به کسب و کار خود بیندیشید . در گذشته هیچ گاه اطلاعات به این شکل ذخیره و نگهداری نمیشد . ذخیره سازی بیشتر روی کاغذ بود که امکان تحلیل آنها در یک منظر بزرگ بسیار سخت و غیر قابل انجام بود .

البته امروزه تمامی کسب و کارهای کوچک هم به صورت  الکترونیکی اطلاعات خود را طبقه بندی و ذخیره مینمایند . شاید در یک کسب و کار کوچک حجم کلی اطلاعات هیچ وقت از لحاظ حجمی به مقدار یک داده بزرگ نرسد ولی حقیقت این است که همان اطلاعات برای آن واحد در حکم داده بزرگ است ، چون تمام برنامه ریزی ها و سنجش ها و کنترل ها با بررسی همان اطلاعات ممکن خواهد بود . این با تعریف دیگر داده های بزرگ هماهنگ است . تعریف دیگر میگوید ، در تمام داده های بزرگ ، سه فاکتور اصلی وجود دارد : حجم زیاد، سرعت بالا و تنوع زیاد .

استفاده های کاربردی از داده های بزرگ بسیار گوناگون است که در ادامه مقاله به آن اشاره مینماییم .

1-      با استفاده از داده های بزرگ به سادگی میتوانید از سلیقه مشتریان خود آگاه شوید .

برای مثال یک شرکت کوچک اجاره ویلا در ایالت کارولینای شمالی از نرم افزار جمع آوری و طبقه بندی داده های بزرگ استفاده مینمود . آنها پس از مدتی به سادگی زمان های کم مسافر و پرمسافر را پیش بینی میکردند و با تخمین زدن صحیح از نرخی که مسافران خواهند پرداخت ، در فصول مختلف ، قیمت و تعداد ویلاهای رزروی خود را به سادگی تنظیم مینمودند .

2-      پیشرفت کیفی در تولید محصولات

شرکت های تجاری که اطلاعات خود را به طور الکترونیکی ثبت و طبقه بندی میکنند ، پس از مدتی به سادگی میتوانند مقدار مصرف و نوع مصرف مشتریان از محصولات خود را با نمودارها و جداول بررسی کنند و از این طریق خرید و فروش خود را تنظیم نمایند .

برای مثال پس از مدتی میتوان از روی داده های الکترونیکی حجیم و با کمک نرم افزارهای تحلیلگر و داشبوردهای مدیریتی متوجه شویم در کدام نقاط از شهر ، کدام محصولات ما خواهان بیشتری دارد و روی آن محصول در آن مکان بیشتر توجه کنیم . یا مثلا در کدام رنج سنی ، چه محصولی بیشتر به فروش میرسد ، با دانستن این مساله ، به سرعت میتوانیم فروش آن محصول را بالا ببریم . مثلا اگر رنج سنی 13 تا 17 سال ، میل زیادی به خرید کافه میکس دارند ، در کنار کتابخانه مخصوص دبیرستانی ها برای فروش کافه میکس اقدام نماییم  .

3-      ساخت حس از رسانه های اجتماعی

 در مورد مقدار بسیار عظیمی از اطلاعات که در شبکه های اجتماعی وجود دارد بیندیشید . هر روز مشتریان شما اطلاعات فراوانی را با دیگران به اشتراک میگذارند که به شما کمک میکند بسیار سریع دایره هدف مشتریان خود را بیابید.

چیزی که در کسب و کار سنتی بیشتر شبیه یک رویا بود .

اما مشکل بزرگ ، نحوه صحیح استفاده از داده های عظیم است که بدون استفاده از داشبوردهای مدیریتی به سختی امکان پذیر می باشد . داشبوردها به ما این امکان را میدهند که در کمتر از چند ثانیه از وضعیت کنونی کسب و کار و نقاط ضعف و قدرتمان مطلع شویم و از داده های بزرگی که در طی زمان با دقت و توجه گرداوری کرده ایم ، نهایت استفاده را بنماییم .

 

مطالب مرتبط :

داشبورد مدیریتی چیست ؟

فقط مدیران بخوانند.

چگونه بحران های سازمان را کنترل کنیم؟




نگرش سنتی به مدیریت بحران، براین باور بود که مدیریت بحران یعنی فرو نشاندن آتش؛ به این معنی که مدیران بحران در انتظار خراب شدن امور می‌نشینند و پس از بروز ویرانی، سعی می‌کنند تا ضرر ناشی از خرابیها را محدود سازند. ولی به تازگی نگرش به‌این واژه عوض شده است. براساس معنای اخیر، همواره باید مجموعه‌ای از طرحها و برنامه‌های عملی برای مواجهه با تحولات احتمالی آینده در داخل سازمانها تنظیم شود و مدیران باید درباره اتفاقات احتمالی آینده بیندیشند و آمادگی رویارویی با وقایع پیش‌بینی نشده را کسب کنند؛ بنابراین، مدیریت بحران بر ضرورت پیش‌بینی منظم و کسب آمادگی برای رویارویی با آن دسته از مسائل داخلی و خارجی تاکید دارد که به طور جدی شهرت، سودآوری و یا حیات سازمان را تهدید می‌کنند . در واقع مدیر بحران سعی دارد تا در شرایط دشوار، سازمان را در موقعیت خوب نگه دارد.
یک بحران سازمانی فقط یک فاجعه‌ مانند یک رکود اقتصادی، سقوط یک هواپیما و یا محدود کردن شرکتهایی نیست که باعث تلفات عظیم و یا خسارات شدید محیطی می‌شوند بلکه می‌تواند دارای شکلهای متنوعی مانند بدنام شدن محصول، مخدوش شدن خدمات پشتیبانی کننده، تحریم کردن محصولات، اعتصاب، دزدیده شدن، رشوه‌دهی و رشوه‌خواری، درگیری خصومت‌آمیز، ، خراب شدن سیستم اطلاعات سازمانی و یا سیستم اطلاعات شرکتهای مادر است.
با وجود اینکه تصمیمات مربوط به یک بحران باید به سرعت اتخاذ شود ولی در عمل بحرانها به صورت ناگهانی بروز نمی‌کنند و اغلب آنها علائم هشدار دهنده‌ای دارند که مشکلات و معضلات بالقوه‌ای را نشان می‌دهند. یک بحران می‌تواند شبیه به مکانیسمی باشد که مراحل تولد، رشد، بلوغ و افول یا مرگ را طی می‌کند. در زبان چینی واژه «ویجی» (WEIJI) معادل واژه بحران است که معنای خطر و فرصت را می‌دهد. این لغت اساس و شالوده مدیریت بحران را آشکار می‌کند یعنی: وقتی اداره کردن به درستی صورت گیرد یک خطر به عنوان یک بحران می‌تواند یا پیشگیری شود یا اثرات آن کاهش می‌یابد و یا حتی تبدیل به یک فرصت شود. اغلب هر بحران دانه‌هایی از موفقیت را در خود دارد، همان طور که ریشه‌های شکست را نیز می‌تواند در خود داشته باشد .

اگر مدیریت بحران را برنامه‌ریزی برای کنترل بحران تعریف کنیم در آن صورت چهار مرحله را برای برنامه‌ریزی برای کنترل بحران باید به انجام رساند. نخست باید پدیده‌های ناگوار پیش‌بینی شوند، سپس باید برنامه‌های اقتضایی تنظیم گردند، پس از آن باید تیم‌های مدیریت بحران تشکیل و آموزش داده شوند و سازماندهی گردند و سرانجام باید برای تکمیل برنامه‌ها، آنها را به صورت آزمایشی و با تمرین عملی به اجرا در آورد .
در ممیزی بحران از روشهای منظمی برای یافتن نقاط بحران‌خیز و آسیب‌پذیر استفاده می‌شود. هنگامی که مدیران یک سلسله از پرسشهایی نظیر «چه خواهد شد، اگر چنان شود؟» و «اگر چنین شود، چه پیش خواهد آمد؟» را مطرح می‌کنند ، نیاز به اطلاعات دقیق و آمارهای کاملا صحیح از سیستم دارند . در صورتیکه آمارها و اطلاعات ارائه شده به مدیر ، عمداً یا سهواً اشتباه باشد ، تمام مراحل کار اشتباه پیش خواهد رفت و این قضیه به تنهایی مشکل بزرگی به حساب می آید ، چون در بسیاری موارد ، کارمندان تمایل ندارند مدیر ، تمام واقعیات موجود در سازمان یا کارخانه را بداند ، در نتیجه در اغلب گزارشاتی که تحویل مدیریت میشود ، کمی اغراق یا اهمال می شود . یا در بسیاری مواقع بحرانی ، تهیه گزارش آنقدر به طول می انجامد که ارزش اطلاعاتی خود را از دست میدهد . در طی سالهای اخیر این مشکلات از بزرگترین موانع مدیریت برای کنترل صحیح سازمان بود که با ابداع نرم افزارهایی مانند داشبوردهای مدیریتی این معضلات حل شد و اینک در کشورهای جهان سوم نیز ، استفاده از داشبوردهای مدیریتی که مستقیما مدیر را از تمامی وقایع سازمان باخبر میکند ، در حال رواج است .

شرکتهایی که دارای برنامه‌های مدیریت بحران هستند قادر خواهند بود:
* وضعیت شرکت را به طور دائم کنترل نمایند و هر نوع مساله غیر عادی را سریعا شناسایی کرده و از جدی شدن خطر پیشگیری کنند .
* در مواقع اضطراری اطلاعات دقیق و به موقع ارائه دهند.
* دغدغه خاطر مدیران اجرایی را به حداقل برسانند.
* رسوائیهای مالی را کنترل کنند.
* تأثیر وقایع بحرانی را برشهرت سازمان به حداقل برسانند .
* تخصص و تعهد سازمانی را برای مواجهه با بحران افزایش دهند.
 
 فهرست منابع :
پایگاه مقالات علمی مدیریت و اطلاعات شخصی نویسنده
 

مطالب مرتبط :

داشبورد مدیریتی چیست ؟

فقط مدیران بخوانند .

تاریخچه شرکت وندا و داشبورد مدیریتی vdash




متخصصان شرکت نوآوران توسعه وندا در سال 1382 فعالیت خود را با هدف کمک به ارتقاء سطح پارک ها و مراکز رشد فناوری کشور آغاز نمودند . همان طور که می دانید پارک های علم و فناوری مجموعه هایی هستند که برای حمایت از نوآوران، فناوران و شرکت های دانش بنیان فعالیت می کنند . در واقع این مجموعه ها با پشتیبانی مالی و تخصصی از شرکت ها و افراد فناور، آنها را در تولید و فروش محصولات خود یاری می کنند .

شرکت وندا با تلاش شبانه روزی توانست اولین محصول نرم افزاری خود را با نام سامانه جامع مدیریت پارک و مرکز رشد فناوری تولید نماید که به دلیل استقبال زیاد پارک های فن آوری،عرضه آن  در هفت نسل، از تحت ویندوز تا  تحت وب و به صورت شبکه ای ادامه پیدا کرد و سرانجام در سال 1391، و با حمایت وزارت علوم، تحقیقات و قناوری، اطلاعات همه پارک ها و مراکز رشد فناوری کشور را همسان سازی کرده و به صورت یکپارچه در سامانه اطلاعات فناوری ایران (متعلق به وزارت علوم) تجمیع کند.

در این پروسه 9 ساله، هدف اصلی شرکت توسعه نوآوران وندا، کمک به ارتقا سطح پارک های فناوری به کمک نرم افزارهای مدیریتی و حذف هزینه های سربار در چرخه تولید اطلاعات تا گزارش گیری بود. یعنی مدیران بتوانند به بهترین نحو از اطلاعات استفاده کرده و تصمیمات صحیحی جهت پیشرفت مجموعه تحت نظارت خود اخذ نمایند.

اما با وجود سیستم قدرتمند جمع آوری داده ها و طبقه بندی صحیح آنها،  به دلیل پویای ذاتی مراکز فناوری و ارتقاء سطح و شکل خواسته های مدیران این مراکز، آنها مرتبا نیازمند ایجاد گزارش های جدید و فرمت های متنوع اطلاعات در سازمان خود بودند. این امر در خروجی های مورد نیاز وزارت علوم نمود چند برابر پیدا می کرد.

شرکت وندا با تحقیقات گسترده در این زمینه به این نتیجه رسید که همه مدیران در صنف های مختلف با این مشکل روبرو هستند و خلا وجود یک نرم افزار مدیریتی مدرن مانند داشبوردهای مدیریتی و آنالیز اطلاعات برای تکمیل فرآیند کاری نرم افزار عملیاتی تولید شده حس می شود.

در نتیجه شرکت وندا با ایده تولید یک نرم افزار برای مدیران مشاغل مختلف، به نحوی که در لحظه جوابگوی تمام سوالات آنان باشد، یک پروژه جدید را آغاز نمود. پس از چندین سال تلاش بی وقفه، هم اینک نرم افزاری به نام vdash  تولید شده و آماده بهره برداری است . این نرم افزار به سادگی داده های بخش های مختلف سازمان را به طور آنلاین مدل سازی نموده و امکان آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی را به شکلی ساده در اختیار مدیر قرار می دهد.

 

مطالب مرتبط :

داشبورد مدیریتی چیست ؟

محرمانه با مدیران

6 خصوصیت یک داشبورد خوب

فقط مدیران بخوانند . 


محرمانه با مدیران ( خیانت ها را خنثی کنید )





مدیریت کردن به شیوه درست ، بی شک یکی از دشوارترین شغل ها در سازمان و کارخانجات است ، چون اطلاعات یک کارخانه به صورت مداوم باید از جهات مختلف مورد نظارت و بررسی قرار گیرد تا بتوان از وجود مشکلات آگاه شد و از بحرانی شدن آن جلوگیری کرد .
اقتصاد فقط یک بعد از اموری است که باید همیشه تحت نظارت باشند ، ولی یکی از دشوارترین و مهم ترین عوامل در یک سازمان یا کارخانه که باید به طور پیوسته کنترل شود ، نیروی انسانی آن است .
مسلما مدیر یک کارخانه نمیتواند بر تمام امور مهم مانند تصمیمات اقتصادی ، امور مصاحبه و استخدام  و اخراج ، امور اداری و دپارتمان های حسابداری و خزانه داری و انبار و تولید ، به طور مستقیم نظارت نماید ، بنابراین مجبور است افرادی معتمد را به عنوان رابط بین خود و دپارتمان های مختلف سازمان قرار دهد تا آنها مسئولیت نظارت وارائه گزارشات مربوط به آن بخش را بر عهده گیرند . حال یک سوال مطرح میشود ، اگر این افراد که در واقع مطلع کننده مدیر از وضعیت دپارتمان ها هستند ، آنقدر ها هم قابل اعتماد نباشند ، چه خواهد شد ؟
طبق شواهد موجود در جامعه ، بسیاری از اختلاس ها در کارخانه های بزرگ و سازمان ها ، در شرایطی روی میدهد که مدیر از روند آماده شدن واحد اقتصادی تحت مدیریت خود، برای رخ دادن یک اختلاس عظیم ، آگاهی ندارد . چون در این مواقع تمامی اطلاعات و گزارشات ارائه شده به مدیر سوری بوده و با همکاری معاونان درجه یک مدیر تهیه می شوند .
با توجه به حجم عظیم مسائل نیازمند به کنترل ، در یک واحد اقتصادی که به صورت فردی قابل رسیدگی نیستند ، چاره چیست ؟
هم اکنون مدیران در کشورهای جهان اول از نرم افزارهایی استفاده میکنند که به عنوان یک معاون درجه اول صادق و هوشمند ، در کنترل و سنجش امور یک سازمان ، مدیر را یاری میکنند . در این نرم افزارها اطلاعات تمامی بخش های کارخانه از بخش تولید و دپارتمان مالی گرفته ، تا ساعات ورود و خروج کارمندان ذخیره میگردد و با نمودارهایی گویا ، مستقیما در هر لحظه ، مدیر را از وضعیت تمام قسمت های کارخانه مطلع مینماید و هر رویداد غیر عادی  را با رنگی قرمز به نمایش درمیآورد تا توجه مدیر را به آن بخش بحرانی جلب نماید . این نرم افزارها را داشبوردهای مدیریتی می نامند . بد نیست بدانید احتمال اختلاس و هماهنگی های غیر قانونی پرسنل ، در سازمان هایی که از داشوردهای مدیریتی استفاده میکنند تا 85% کاهش می یابد .

مطالب مرتبط :

* داشبورد مدیریتی چیست ؟

* 6 خصوصیت کلیدی یک داشبورد مدیریتی خوب




فقط مدیران بخوانند . (معرفی نرم افزارهای جدید مدیریتی برای تصمیم گیری های هدفمند سازمان)




اغلب افراد معتقدند تکرار روزمرگی و انجام کارها به شیوه ای که سال هاست انجام می شود ، بسیار دوست داشتنی و لذت بخش است ، چون احساسی مملو از قدرت و تسلط به امور را درما ایجاد میکند ، اما با اینکار تا چه حد به موفقیت نزدیک خواهیم بود ؟متاسفانه یا خوشبختانه ما در عصری زندگی میکنیم که همه چیز با سرعتی غیر قابل باور با تکنولوژی در حرکت است ، اگر فقط چند روز سیر ورود محصولات جدید الکترونیکی یا نرم افزارهای جدید به بازار را از طرق مختلف کنترل نماییم، به خوبی سرعت این پیشرفت را حس خواهیم نمود و برنده این مسابقه فقط افراد باهوش و توانایی هستند که سعی میکنند گام های خود را مطابق با تکنولوژی روز بردارند .
با مثالی ساده موضوع را بازتر میکنم ، تا پانزده یا بیست سال پیش ، در تمام مراکز کسب و کار ، از کارخانه های عظیم گرفته تا مغازه های کوچک هر محل ، دفاتری بود که روزانه خرید ها و فروش ها در آن نوشته می شد و حساب اشخاص در آن مشخص بود . سالها بود که مردم به شیوه دفتری حسابداری عادت کرده بودند و وقتی نرم افزار حسابداری برای اولین بار در ایران آماده فروش شد ، کمتر از 5% از مردم تمایل به استفاده از آن داشتند چون به نظرشان همان دفاتر کافی بود !!!

پس چه اتفاقی افتاد که امروزه همه جا از نرم افزارهای حسابداری استفاده می شود ؟

موضوع چیزی فراتر از با پرستیژ حسابداری کردن بود ، اصل قضیه از اینجا شروع شد که کم کم همه متوجه شدند نرم افزارها ، محاسبات و  گزارش هایی ارائه میدهند که به هیچ عنوان با دفاتر کاغذی نمیتوان به آنها رسید .
 در گذشته هیچ فردی انتظار نداشت گزارشی از حاشیه سود حاصل از تک تک اقلام فروخته شده را به تفکیک فصل داشته باشد تا بتواند برای میزان تمرکز روی محصولات در فصل آینده برنامه ریزی کند چون به دست آوردن اطلاعاتی از این قبیل به علت نیاز به زمان زیاد تقریبا غیر ممکن بود .
وقتی همه به این نتیجه رسیدند که که با استفاده از نرم افزارها ، طبقه بندی و ثبت اطلاعات بسیار ساده تر و دقیق تر است ، به استفاده از نرم افزارهای حساب��اری علاقه مند شدند و کسانی که از این کاروان بازماندند، محکوم به زوال شدند .امروز ، دوباره تحولی عظیم در کسب و کار روی داده است ، نرم افزارهای جدیدی طراحی شده اند که به زودی اداره کردن یک واحد اقتصادی بدون استفاده از آنها غیرممکن خواهد بود .
این نرم افزارها تمامی اطلاعات خام مانند فروش ، خرید ، سود و زیان حاصل از هر محصول و تمامی اطلاعات خام دیگر را دریافت نموده ، به صورت گزارشی کامل و جامع در اختیار مدیران قرار می دهند . قدرت آنالیز و تحلیل این گونه نرم افزار ها بسیار فراتر از نرم های متداولی مانند EXCEL است و نحوه نمایش آنها به صورت انواع ساده ای از نمودار است .
 به این ترتیب با دیدن یک صفحه که از چند نمودار تشکیل شده ، نهایتا در عرض 10 ثانیه میتوانید به سادگی وضعیت واحد اقتصادی تحت مدیریت خود را در همان لحظه تشخیص دهید و نرم افزار نقاط قوت و ضعف اقتصادی شما را ، به صورت کاملا واضح ، به شما نشان خواهد داد .
در صورتیکه اطلاعات بیشتری درباره یکی از نقاط خاص روی نمودار بخواهید ، سریعا و با چند کلیک ، نموداری خرد شده تر از آن موضوع در اختیار شما قرار خواهد گرفت و خودتان تخمین بزنید ، تصمیم گیری صحیح درباره آینده اقتصادی شرکت با کمک این دسته نرم افزار ها ، تا چه حد سهل و بی تردید خواهد بود .
این نسل جدید از نرم افزارها را داشبوردهای مدیریتی نامیده میشوند که به جرات میتوان گفت در این بازار رقابتی و پُر نوسان ، یکی از قوی ترین نرم افزارهایی هستند که به مدیر کمک میکنند تا آینده اقتصادی مجموعه خویش را تضمین نماید ...

پیروی از تکنولوژی روز ، همان عاملیست که شما " یا رقبایتان" را پیروز خواهد کرد .

چرا شرکت ها به هوش تجاری نیاز دارند

در دهه های گذشته، شرکت ها هزینه های بسیاری برای پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP)، سامانه های ارتباط با مشتری (CRM) و ابزارهای تجمیع داده ها (Data Warehousing) متحمل شده اند. این کار حجم عظیمی از داده ها را در پایگاه های داده آنها محصور کرده است. اکنون صاحبان کسب و کار با اعمال فشار به واحد فناوری اطلاعات (IT) از آنها می خواهند که این اطلاعات را از بند آن سیستم ها رها سازند تا برای مدیران قابل استفاده باشد.
چرا شرکت ها به هوش تجاری نیاز دارند
منبع تصویر: ArticlesBase

ما به اطلاعات نیاز داریم، ولی هرچه داریم داده خام است

این سخن مدیرانی است که اغلب از این وضعیت شکایت می کنند. اگر فناوری اطلاعات یک کار را درست انجام داده باشد، آن امکان جمع آوری تمام داده های موجود و قابل تصور است. از داده های نوشته شده روی کاغذ یا تایپ شده در کامپیوتر گرفته تا تصاویر و امضاها و ... ما امروزه حتی صدا و تصویر را هم ضبط و آرشیو می کنیم.

زمانی مدیر یک شرکت بین المللی به من گفت:

"داده ها دارند از چشم و گوش من بیرون می زنند. من نمی دونم چطور از آنها بهره برداری کنم."

راهکارهای مقطعی سال هاست که وجود دارند، من واژه "مقطعی" را به کار می برم چون این راهکارها فقط بخشی از مشکل را در یک مقطع زمانی حل می کنند؛ و فروشندگان این محصولات برچسب ابزار هوش تجاری (BI Tools) روی آن زده اند.

ویکی پدیا هوش تجاری را به مجموعه نرم افزارها و فناوری هایی اطلاق می کند که برای جمع آوری، دسترسی و تحلیل داده ها و اطلاعات عملیاتی سازمان مورد استفاده قرار می گیرند.

هدف ابزارهای هوش تجاری این است که هر کسی در حوزه اطلاعات خود بتواند تصمیمات بهتری اتخاذ کند. ولی متاسفانه مشکلاتی در مورد ابزارهای هوش تجاری سنتی وجود دارد

هوش تجاری در ارتباط تنگاتنگ با گزارش گیری است؛ و معمولا افراد معدودی در سازمان هستند که توانایی و دسترسی ساخت گزارش ها را دارند. این افراد بعضا از این "قدرت کنترل" برای تثبیت جایگاه خود و یا سوء استفاده از دیگران استفاده می کنند. از آن مهمتر، تخصص های این چنینی اگرچه تضمین و امنیت شغلی برای آن افراد ایجاد می کند؛ ولی کل سازمان را دچار نارضایتی از ابزارهای خریداری شده می کند و این باعث می شود که از آن فاصله بگیرند و دیگر روی آن سرمایه گذاری نکنند.

شکست ابزارهای هوش تجاری بر پایه دو چیز استوار است: یکی اینکه بخش های مختلف کسب و کار بین نیازهای خود و ابزارها، رابطه درستی برقرار نمی کنند، دیگری اینکه بخش فناوری اطلاعات، سوالات صحیح را از آنها نمی پرسد.

وی.آر. سریوستان، معاون جنوب آسیا در شرکت Business Objects می گوید:

"نسل های قبلی هوش تجاری ارزش مدیریت و تحلیل مفهومی از سرمایه اطلاعاتی هر سازمان را درک نکرده بودند. ولی این نقص هم در بعد تکنولوژی هم بعد کسب و کار در حال برطرف شدن است. بلوغ این دو بعد منجر به تبدیل هوش تجاری به یک فرآیند کلیدی در کسب و کارهای امروزی شده است."

آرزوهای ما در هوش تجاری:

سوگانتی شیوکومار (Suganthi Shivkumar) معتقد است که مدیران کسب و کار ابزاری می خواهند که اشراف آنها را نسبت به طبیعت پویای بازار جهانی افزایش داده و به مدیران در شناسایی نقاط سودآوری کمک کند. آنها از IT انتظار دارند که اطلاعاتی را که در تله سیستم های عملیاتی موجود در سازمان قفل شده اند، رها کند.

"امروزه نهادهای نظارتی و جو کسب و کار بسیار بی رحمانه عمل می کنند، به طوری که هرگونه انحراف از انتظار یا مغایرت مالی ممکن است به عنوان تخلف یا سوء مدیریت تعبیر شود. این مساله شرکت ها را مجبور کرده که دقت بسیار زیادی در برنامه ریزی و فرآیندهای گزارش دهی به کار ببرند. ایجاد گزارش های دقیق و مطمئن از فاکتورهای بسیار مهم انتخاب نوع ابزار هوش تجاری به شمار می رود."

داشتن یک نسخه واحد از واقعیت نیز به همان اندازه مهم است. در نهایت همه سازمان ها می خواهند تصویر واضحی از عملکرد خود داشته باشند. این تصویر شامل پیش بینی دقیق تقاضا، درآمد و هزینه ها جهت استقرار بهینه منابع و سرمایه گذاری روی فرصت ها خواهد بود.

ظهور هوش تجاری به عنوان یک ابتکار استراتژیک در لیست اولویت های سرمایه گذاری شرکت ها قرار گرفته است، اما به دلیل تنوع و بعضا اختلاف در اهداف میانی سازمان (اهداف دپارتمان های مختلف)، ممکن است به سادگی اهداف کلان سازمان از دید خارج شده و به سمت اجرای ابزارهای هوش تجاری (معمولا با خریداری ابزارهای آماده از شرکت ها) برای رفع آن نیازهای میانی حرکت کنیم. نتیجه خالص این استراتژی، گسترش سیستم های نابرابر و ناهمخوان است که نه تنها با یکدیگر خوب ارتباط برقرار نمی کنند، بلکه مسائل را پیچیده تر نیز می کنند.

خبر خوب این است که با وجود ابزارهای هوش تجاری نه چندان کارآمد گذشته، مدیران و صاحبان کسب و کار هنوز معتقدند هوش تجاری نقش بسیار مهمی در بازار رقابتی امروز ایفا می کند. فشار رقابتی بازار جهانی، ادغام کننده ها و شرکت هایی که شرکت های کوچک تر را جذب می کنند، باعث می شوند تا شرکت ها دائما در حال تغییر ساختار و پیدا کردن روش های جدید سودآوری باشند. صاحبان کسب و کار نیاز به دیدگاهی عمیق دارند تا به آنها برای هدایت کسب و کار در این فضای آشفته کمک کند.

در دهه های گذشته، شرکت ها هزینه های بسیاری برای پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP)، سامانه های ارتباط با مشتری (CRM) و ابزارهای تجمیع داده ها (Data Warehousing) متحمل شده اند. این کار حجم عظ��می از داده ها را در پایگاه های داده آنها محصور کرده است. اکنون صاحبان کسب و کار با اعمال فشار به واحد فناوری اطلاعات (IT) از آنها می خواهند که این اطلاعات را از بند آن سیستم ها رها سازند تا برای مدیران قابل استفاده باشد.

امروزه دیگر ساخت گزارش در زمان تعیین شده به تنهایی کافی نیست. بلکه دقت و یکپارچگی گزارش ها از اهمیت فوق العاده ای نسبت به گذشته برخوردار شده است.

چه کسی مسئول این تغییرات و کاستی هاست؟

پاسخ در حالت کلی ساده است: تغییر در نحوه انجام کارها

قبلا گفته شد که هوش تجاری به عنوان یک ابتکار استراتژیک ظهور کرده و اولیت سرمایه گذاری صاحبان کسب و کار است، اما به دلیل تنوع اهداف میانی سازمان با چالش هایی مواجه هستند. تجربه گذشته نشان می دهد که فناوری اطلاعات تلاش می کند تا ابزارها و سیستم ها را برای کل سازمان استاندارد و یکپارچه نماید. امروزه همه کاربران کسب و کار، نه فقط مدیران، اطلاعات مورد نیازشان را در لحظه می خواهند. و دیگر منتظر واحد فناوری اطلاعات نمی مانند تا اطلاعات را به آنها ارائه کند. همچنین نیاز به ابزارهای انعطاف پذیر و ساده دارند که به نرم افزارهای روزمره آنها (مانند Microsoft Office ) شبیه باشد. به علاوه می خواهند که یکپارچگی اطلاعات حفظ شود. کاربران کسب و کار به راهکارها و ابزارهایی نیاز دارند که نه تنها ارائه اطلاعات می کنند، بلکه مدیریت و تولید برخی اطلاعات را نیز انجام می دهند. و این کار را با تجمیع و مرتبط نمودن اطلاعات سیستم های مختلف موجود انجام می دهند. یعنی می خواهند اطلاعات عملیاتی کسب و کار را به اطلاعات مالی آن وصل نموده و چشم انداز جدیدی نسبت به کسب و کار ایجاد کنند.

ریسک شکست BI را به حداقل برسانید

پیتر دراکر (Peter Drucker) نویسنده و متخصص مدیریت کسب و کار می گوید:

هیچ چیزی بدتر از این نیست که یک کار اشتباه را به خوبی انجام دهید

چرا باید BI شکست بخورد؟ چرا طراحی و پیاده سازی BI بر اساس نیاز پرسنل دپارتمان های مختلف اشتباه است، چرا باید BI بر اساس نیاز و اهداف کلان سازمان طراحی و پیاده شود؟

چون معمولا پرسنل برنامه ریزی های شرکت را نمی فهمند یا از عمکرد آن دید واضحی ندارند. به این دلیل که نمی شود روی پرسنل برای آن بخش از استراتژی که مربوط به آنهاست حساب کرد، یا به اطلاعاتی که ارائه می دهند استناد نمود و تصمیمات مفید اتخاذ کرد.

یکی از بزرگترین راه های شکست هوش تجاری، نحوه پیاده سازی آن در سازمان است. شروع پیاده سازی BI در یک دپارتمان خاص از سازمان باعث می شود سطح هوش تجاری در سطح آن دپارتمان تعریف شود. نتیجه پیاده سازی ابزارهایی است که فقط نیازهای آن بخش از سازمان را مرتفع می کند. متاسفانه عدم یکپارچگی این ابزارها در کل سازمان موجب می شود که تاثیرگذاری آن محدود و بعضا در جهتی غیر از اهداف کلان سازمان باشد.

آیا اخیرا راهنمای یک ابزار هوش تجاری را مطالعه نموده اید، آنها اکثرا برای کاربر ساده ساخته نشده اند، آنها برای کاربران حرفه ای ساخته شده اند که در نقش نگهبان و دروازه اطلاعات حضور خواهند داشت. نتیجه داشتن ابزاری است که وسعت کاربران بسیار کمی دارد و این یعنی شکست.

ابزارهای هوش تجاری نباید محدود به کسانی باشد که از مهارت های فنی خاصی برخوردار هستند، برای بهینه کردن بازدهی هوش تجاری، همه پرسنل سازمان باید بتوانند به اطلاعات مربوط به خود به سادگی و به سرعت دسترسی پیدا کنند. و بر اساس آن در حوزه عملکرد خود تصمیم گیری نمایند.

هوش تجاری دیگر فقط گزارش گیری نیست، بلکه محتوای درون گزارش است. همانطور که عملکرد کسب و کارها دائما در حال تغییر است، ابزارهای هوش تجاری نیز باید از "گزارش محور" به "اطلاعات محور" تکامل پیدا کنند تا بتوانند چیزی ارائه کنند که با ایجاد دید عمیق در مدیران نسبت به کسب و کار خود، عملکرد بهتری داشته باشند.

بنابراین همه سازمان باید احساس کنند که هوش تجاری بازدهی را بهینه می کند. به وسیله هوش تجاری شما با گذشته ، حال و آینده ارتباط برقرار می کنید و به شما نگرش عمیقی از کسب و کارتان می دهد که منجر به ایجاد مزیت های رقابتی واقعی در کسب و کار شما می شود.

تنها راه موفقیت هوش تجاری تمرکز روی تصویر کلی سازمان است. مدیریت، تولید و ارائه یکپارچه اطلاعات، و امکان آنالیز و هدف گذاری مجدد برای کاربران. فقط در این حالت می توان برای کل سازمان یک استاندارد تعریف و استفاده نمود.

آینده هوش تجاری

روند حرکت نرم افزارها نشان می دهد که نرم افزار به عنوان سرویس (SaaS) و هوش تجاری از اهمیت بالایی برخوردار خواهند بود. به علاوه، اضافه کردن جستجو و تعامل با دنیای وب امکاناتی جدیدی هستند که تولیدکنندگان نرم افزار نام آن را هوش تجاری 2 نهاده اند.

به عنوان نمونه در شهرهای سروستان، در اتاق های اورژانس پزشکان می توانند از طریق ابزارهای هوش تجاری به اطلاعاتی راجع به تعداد مسمویت های غذایی در 24 ساعت گذشته، موقعیت مسمومیت و علل اصلی آن دست پیدا کنند. دسترسی آنلاین به اطلاعات مطمئن می تواند به سیستم درمانی کمک کند تا از شیوع این گونه بیماری ها جلوگیری کنند.

شرکت ها نیز به دنبال ابزارهای همه جانبه مانند ابزارهای پیام رسانی که در کنار داشبوردهای فروش برای بحث در مورد علل فروش کم شرکت نسبت به اهداف قرار داده شده اند تا سرعت پیشروی و طی مراحل بعدی کار را تسهیل نمایند.

تصور کنید می توانید از ابزارهای هوش تجاری برای داده های آینده استفاده نمایید. این در واقع چیزی است که مدیران کسب و کار می خواهند. توانایی آنالیز داده ها و اجرای "اگر...آنوقت" یا "What if" روی داده های آنلاین یا آینده. بدون اینکه منتظر گذشت پریود های زمانی مختلف باشند. این یعنی تصمیم گیری در زمان مناسب، در زمینه درست و در جایگاه ایده آل.

توصیه نهایی

آندریاس بیترر، معاون تحقیقاتی موسسه گارتنر معتقد است که هوش تجاری باید یک فرآیند دائمی و همیشگی باشد تا مفید واقع شود. پس به آن به عنوان یک پروژه نگاه نکنید.

تعداد کمی از سازمان ها استراتژی جامعی برای هوش تجاری دارند یا استانداردهای هوش تجاری را درست تعریف کرده اند. شرکت هایی که از تکنولوژی های هوش تجاری نابرابر یا ناهمخوان استفاده می کنند، با عواقب آن درگیر هستند. عواقبی چون هزینه های بالای پیاده سازی، نگهداری و آموزش، عدم یکپارچگی اطلاعات و پرسنل ناامید که در زمان مناسب به پاسخ سوالات خود نمی رسند.

با کاهش تعداد ابزارهای هوش تجاری، شرکت ها می توانند در هزینه ها صرفه جویی کنند، داده های کسب و کار خود را کنترل کرده و به آن اعتماد کنند. همچنین اطلاعات مورد نیاز پرسنل را در اختیار آنها قرار دهند. 

منابع و مراجع:


» چنانچه با خواندن این مقاله به موضوع هوش تجاری علاقه مند شدید، خواندن مطالب زیر را به شما پیشنهاد می کنیم:
مصورسازی داده کاوی
اشتباهات بزرگ در زمینه مصورسازی اطلاعات در فرآیند هوش تجاری در 20 سال گذشته داده ها با شما حرف می زنند !

معرفی کتاب در جامعه اطلاعاتی ، الگوی مدیریت ژاپنی

کتاب «مدیریت در جامعه اطلاعاتی» نخستین بار به زبان ژاپنی در سال ۱۹۸۶ انتشار یافت. بخش‌هایی از این کتاب در سال‌های بعد به زبان‌های مختلف ترجمه شد و تاثیری پررنگ بر الگوی مدیریت در غرب گذاشت. ترجمه کامل انگلیسی کتاب با مقدمه Ronnie Lessem سال ۱۹۹۰ میلادی چاپ شد. کتاب مروری بر تحولات حوزه کسب و کار و الگوهای مدیریت در کشور ژاپن پس از اجرای طرح ملی جامعه اطلاعاتی ژاپن است. فصلی از این کتاب (تصویر جامعه اطلاعاتی آینده) توسط محمد مهدی‌زاده از مجموعه مقالاتی که انشارات بلکول در سال ۲۰۰۴ میلادی با عنوان «خوانش جامعه اطلاعاتی» منتشر کرد، ترجمه شد و در شماره ۶۲ فصلنامه رسانه در سال ۱۳۸۴ خورشیدی به چاپ رسید. این فصل تنها متنی است که از یونجی ماسودا به فارسی ترجمه شده است.
ماسودا در این کتاب تاثیر فناوری اطلاعات را بر دنیای کسب و کار بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه ماهیت اقتصاد و نیز ساختارها و الگوهای کسب و کار در جامعه اطلاعاتی تغییر کرده است و شیوه‌های مدیریت نیز به موازات آن باید تغییر یابد. او الگوهای مدیریت و کسب و کار را از قرن ۱۹ میلادی مطالعه می‌کند و تغییر روندها را هوشمندانه نشان می‌دهد. سپس تاثیر فناوری جدید را در شکل‌گیری جامعه اطلاعاتی به اجمال مرور می‌کند و مسیرهای محتمل آینده کسب و کار و اقتصاد را تحلیل و الگوهای مدیریت موفق را در این جامعه مطرح می‌کند؛ الگویی که او از آن با تعبیر «الگوی مدیریت ژاپنی» نام می‌برد.


ماسودا تاکید می‌کند جهانی شدن روندی گریزناپذیر است که باعث یکی شدن اقتصاد و صنعت در سطح جهان شده و این روند ادامه خواهد یافت. جهانی شدن سبب تشدید رقابت و ارتقای بهره‌وری می‌شود. در این ساختار اقتصادی جدید، شرکت‌ها و مدیرانی موفق خواهند بود که هرچه بیشتر رقابت‌پذیر باشند و بتوانند تمرکزگریزی داشته باشند و از توانمندی‌های موجود در مکان‌های مختلف به واسطه فناوری اطلاعات و ارتباطات بهره‌مند شوند. از سوی دیگر، هرچه افراد (کارکنان و مدیران) و سازمان‌ها یادگیرنده‌تر باشند، بهره‌وری بیشتری خواهند داشت.
تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات با تغییر الگوی فنی‌اقتصادی، معنای و ماهیت کسب و کار را تغییر داده است و به تناسب این تغییر شیوه‌ها و الگوهای مدیریت موفق نیز باید تغییر یابد. نویسنده با مرور تجربه خود در ارزیابی بخش‌های مختلف صنعت و تجارت ژاپن در طول دو دهه، تصویری جامع از الگوی موفق مدیریت ژاپنی ارائه می‌دهد.
در این الگوی مدیریتی محوریت با اطلاعات است. مدیران باید مشتری‌نگر باشند؛ با توجه به اهمیت سرعت در فضای کسب و کار جامعه اطلاعاتی مدیران در حوزه تولید می‌بایست انعطاف‌پذیر باشند و تغییر سریع در ترکیب محصولات را در اولویت قرار دهند.
برخلاف الگوی مدیریت فوردی جامعه صنعتی، ساختارهای مدیریتی در شرکت‌ها باید به صورت افقی و یکپارچه باشد تا بتواند انعطاف داشته باشد. هرگونه تمرکز به معنای مانعی برای موفقیت سازمان است و هوشمندی و تصمیم‌گیری باید به صورت جمعی باشد. همچنین، ساعات کار کارکنان باید انعطاف‌پذیر باشد و به صورت پاره‌وقت و غیرحضوری از نیروهای خارج از سازمان و نیز کارکنان بازنشسته استفاده شود.
یک سیستم ارتباطی یکپارچه تمامی کارکنان و مدیران را با هم مرتبط می‌کند و اعضای سازمان به صورت یک «جامعه فعال و مرتبط» در حال تبادل اطلاعات هستند. همین سیستم امکان انتقال تجارب و بیان ایده‌ها را برای افراد فراهم می‌آورد.. از سوی دیگر باید تحت برنامه مشخص توسعه‌ای که توسط دولت تدوین می‌شود، فعالیت کنند. به عبارت دیگر هماهنگ‌سازی و ارائه چشم‌اندازهای کلان و تنظیم مقررات توسط دولت صورت می‌گیرد و مدیران سازمان‌ها فعالیت‌های خود را در این راستا انجام می‌دهند. تدوین اولویت‌های استراتژیک سازمان نیز بر اساس این چشم‌انداز کلان ملی صورت می‌پذیرد.
رابین منسل (۱۹۹۸) درباره اهمیت تلقی ماسودا از مدیریت در جامعه اطلاعاتی می‌نویسد:«مشخصه متمایز جامعه اطلاعاتی محوریت داشتن اطلاعات در آن است که به معنای به‌کارگیری روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات در وارد کردن، ذخیره‌سازی، پردازش، توزیع و ارائه اطلاعات است. قدمت این اصطلاح به دهه ۶۰ میلادی بازمی‌گردد که ژاپنی‌ها به ویژه یونجی ماسودا آن را ابداع و دو وجه اجتماعی و فنی برایش تعریف کردند. نقش ماسودا در تدوین نظریه جامعه اطلاعاتی بسیار مهم است و همان‌طور که بعدتر گفته شد، او پدر جامعه اطلاعاتی است. او نشان داد لازمه اطلاعاتی کردن یک جامعه، تغییر بنیادی فرآیندهای مدیریت، سازماندهی، مهارت‌ها و ابزارهای تولید و خدمات است. او وجوه فنی، سازمانی مدیریتی و نهادی فناوری اطلاعات و ارتباطات را به هم پیوند می‌دهد و معتقد است برای درک آثار اجتماعی و اقتصادی فناوری جدید باید همه این وجوه را با هم و به صورت پیوسته در نظر داشت. در رهیافت ماسودا از اطلاعاتی کردن جامعه، اهمیت دانش فنی، قابلیت‌های اجتماعی و خود سخت‌افزارها و نرم‌افزارها در کنار هم مورد توجه قرار می‌گیرد. نظم و ترتیب علمی، فنی و مهندسی و روش‌های مدیریتی به همان اندازه اهمیت دارد که برنامه‌های کاربردی، سخت‌افزارها و نرم‌افزارها و تعامل آنها با شهروندان در چارچوب روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. این موضوع عملا الگوی مدیریت ژاپنی در جامعه اطلاعاتی را شکل می‌دهد؛ الگویی که ماسودا یکی از طراحان اصلی آن است و به صورتی منسجم در کتاب خود آن را شرح داده است.