وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

فرمول نویسی در vdash

در مقالات فیلدهای محاسباتی و شاخص ها به قسمت های فرمول، مقدار واقعی ، هدف ، وضعیت و رنج اشاره شد. برای این موارد باید فرمولی جهت محاسبه مقدارشان نوشت تا فیلد محاسباتی و شاخص بر مبنای آن اندازه گیری شود . بهتر است که قبل از مطالعه این بخش مقالات فیلدهای محاسباتی و شاخص ها را به خوبی فرا گرفته باشید.

در این مقاله به آموزش کامل فرمول نویسی می پردازیم.

هر جایی که نیاز باشد که فرمولی نوشته شود از (expression)Expr استفاده شده که با کلیک بر روی آن پنجره مربوط به فرمول نویسی باز می شود.

بارها گفته شده که vdash نرم افزاری کاربر پسند و با کارکردی آسان است . نمونه بارز این وسژگی را حال با هم می بینیم.

هر زمان که اسم فرمول می آید این حس در افراد قالب می شود که با مفاهیم سخت و پیچیده سر و کار دارند، می خواهیم این افکار را دگرگون کنیم.

فرمول نویسی در vdash را می توانیم به 5 طریق انجام دهیم.

در حالت کلی هر آنچه که در عبارت (expression) پایگاه داده شما قابلیت انتخاب (Select) شدن داشته باشد را می توانیم در vdash به عنوان فرمول تعریف کنیم.

حالت اول » فرمول های عددی

آسان ترین فرمول می تواند از نوع عددی باشد ، یعنی می توانیم مثلا 5 را به عنوان یک فرمول تعریف کنیم(شکل 1).

فرمول عددی

شکل 1

حال دوم » فرمول های تک فیلدی

در این حالت یکی از فیلدهای موجودیت که با آنها آشنا شدیم را کافی است از لیست فیلدهای موجودیت انتخاب کنیم که در این حالت با کلیک بر روی فیلد مورد نظر در پنجره فرمول نویسی نام سیستمی آن فیلد نمایش داده می شود (شکل 2).

تک فیلدی

شکل 2

حالت سوم » فرمول های دارای عملگرهای ریاضی

در این حالت فرمول با دو یا چند تا از فیلدهای موجودیت و عملگرهای ریاضی (جمع ، تفریق، ضرب و تقسیم) تعریف می شود.برای مثال می توانیم چنین قرمولی را تعریف نماییم.

(SalesAmount - TotalProductCost) / SalesAmount

حالت چهارم » فرمول های تجمعی

در این نوع از فرمول ها تمامی توابع تجمعی (Aggreagation Functions) که در پایگاه داده شما تعریف شده است می توان استفاده کرد.

برخی از Aggreagation Functions های مهم و پرکاربرد عبارتند از :

میانگین AVG :
مجموع SUM :
شمارش تعداد Count :
ماکسیمم Max :
مینیمم Min :
واریانس Var :

با این حساب می توانیم چنین فرمولی را در vdash تعریف کنیم :

Sum(SalesAmount) - (Sum(TotalProductCost) + AVG(TaxAmt) + Count(Freight))) / Sum(SalesAmount)) * (rand(Sum(SalesAmount))

حالت پنجم » فرمول های شرطی

در این نوع از فرمول نویسی از توابع شرطی پایگاه داده تان استفاده می شود. اگر با زبان پاسگاه داده آشنا نیستین ، نگران نباشید تنها کافی است بدانید که این نوع فرمول نویسی به صورت اگر و آنگاه و در قالب زیر تعریف می شود.

Case

When (شرایط شرط)

then (عمل جایگزین شرط)

end

مثلا (شکل 3):

case when AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) >= 0.9 then 1 when AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) < 0.9 AND AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) >= 0.8 then 0 else -1 end

تک فیلدی

شکل 3

ملاحظه کردید که به سادگی توانستیم فرمول های لازم را در vdash بنویسیم.

آنچه در مقالع بعد می خوانید » مدیریت و سطح دسترسی کاربران

تعریف و ایجاد شاخص های کلیدی عملکرد در vdash

KPI یا شاخص های کلیدی عملکرد به سازمان کمک می کند تا فرآیند دستیابی به اهداف سازمان را تعیین و یا اندازه گیری کنند. در واقع عملکرد فعلی سازمان را به ما نمایش میدهد در کنار هدفی که باید به آن دست یابیم و اینکه چه میزان به اهدافمان نزدیک و یا دور هستیم. در نتیجه می توانیم تصمیماتی درست در جهت بهبود کارایی سازمانمان اتخاذ نماییم.

شاخص های کلیدی عملکرد مشابه متریک ها هستند با این تفاوت که برای آنها هدفی مشخص شده است و با آن هدف مقایسه می شوند.

در دو مقاله قبلی به

» طراحی مدل اطلاعاتی

» تعریف فیلد های محاسباتی

پرداختیم و حالا شاخص های کلیدی عملکرد را تعریف و ایجاد می کنیم.

پس از انتخاب کنترل پنل از منل تنظیمات ، مدل مورد نظر را انتخاب کرده و بر روی طراحی مدل اطلاعاتی کلیک می نماییم(شکل 1).

انتخاب مدل

شکل1

حال موجودیت مورد نظرمان را که می خواهیم شاخص های کلیدی عملکرد را برای آن تعریف کنیم انتخاب می نماییم(شکل2).

انتخاب موجودیت

شکل2

پس از انتخاب موجودیت مورد نظر سربرگ مربوط با شاخص ها را انتخاب می نماییم(شکل3).

اضافه کردن شاخص

شکل3

برای اضافه کردن شاخص ، کافی است که روی لینک شاخص جدید کلیک کنیم(شکل 4). تا سطر مربوط به تنظیمات شاخص ایجاد شود.

شکل4

برای هر شاخصی که بخواهیم تعریف کنیم موارد زیر را باید تعریف نماییم :

  • نام : نامی که سیستم برای شاخص مورد نظر در نظر میگیرد که باید انگلیسی باشد.
  • عنوان نمایشی : نامی که شاخص با آن نشان داده می شود و فارسی است(شکل5).

شکل5

  • مقدار واقعی : نحوه محاسبه فیلدی که بع عنوان شاخص تعریف شده است را نشان می دهد(شکل 6). در مقاله فرمول نویسی به طور کامل آموزش داده می شود.

شکل6

  • هدف : فرمول مخاسبه هدفی که برای این شاخص از سازمان در نظر گرفته شده و یا خود مفدار هدف را در این قسمت تعیین و تعریف می نماییم(شکل 7).

شکل7

توجه : ممکن است مقدار واقعی و هدف یکی باشد و این بستگی به نوع شاخص و کسب و کار شما دارد.

  • وضعیت : مقدار واقعی همان مقدار اندازه گیری شده برای فیلد مورد نظر است که الان در آن حالت قرار دارد (شکل8).

شکل8

  • رنج : در این قسمت منوی آبشاری ای برای ما به نمایش در می آید که می توانیم مشخص کنیم که رنج شاخص به چه صورت باشد که نسبت به میزانی که برای آن تعریف می نماییم تعیین می گردد(شکل9).

شکل9

رنج به سه دسته تقسیم می شود :

  • 1. رنج بحرانی
  • 2. رنج قابل قبول
  • 3. رنج خوب

هر کدام از این رنج ها محدوده ای دارند که شروع و پایان رنج شاخص را مشخص می کند که با (از و تا ) تعیین می شود با کلیک بر روی هر کدام از انواع رنج پنجره ای مشابه فرمول نویسی باز می شود که رنج هم می تواند به صورت یک عدد تعریف شود (شکل10) و هم می تواند فرمول (11) باشد.

شکل10

شکل11

  • نوع نمایشی : جنس شاخص را تعیین میکند که اگر عدی باشد از (Integer/Decimal) اگر شاخص مالی باشد ( Money or Currency) و اگر شاخص ما از نوع درصدی باشد Percentage را انتخاب می کنیم(شکل 12).

شکل12

اگر نیاز داریم که هم زمان با رسم نمودار شاخص آن نیز نمایش داده شود ، پیش فرضی برای شاخص هایکان تعیین می کنیم.

آنچه در مقالعه بعد مطالعه می کنید » فرمول نویسی

تعریف و ایجاد فیلدهای محاسباتی در vdash

فیلدهای محاسباتی یا متریک ها آن دسته از متغیر ها یا فیلدهایی هستند که قابلیت سنجش واندازه گیری و محاسبه شدن دارند و برای مدیریت کسب و کار می توانیم از آن ها استفاده کنیم.

متریک ها می توانند به صورت تک متغیره مانند میزان فروش و تعداد مشتریان در موجودیت اطلاعاتی فروش باشند و حتی می توانند ترکیبی از فیلدها را شامل شوند مثلا سود حاصل از فروش را درنظر بگیرید که از تفریق فروش و هزینه ها بدست می آید.

در مقاله قبل به طراحی مدل اطلاعاتی پرداخته شد و حال می خواهیم به تعریف فیلدهای محاسباتی که بخشی از طراحی مدل می باشند بپردازیم.

برای دسترسی به فیلدهای محاسباتی کافیست در قسمت مدل ها ، مدل مورد نظر را انتخاب کرده و سپس طراحی مدل اطلاعاتی از منوی بالای جدول را کلیک کنیم(شکل1) .

انتخاب مدل

شکل 1

در این مرحله می توانیم فیلد های محاسباتی را تعریف کنیم به شکلی که به سربرگ فیلدهای محاسباتی رفته و موجودیت مورد نظر که در مقاله "طراحی مدل اطلاعاتی" آموزش داده شده است را انتخاب می نماییم و در نهایت بر روی اضافه کردن فیلد محاسباتی کلیک می کنیم. (شکل2)

اضافه کردن فیلد

شکل 2

هر فیلد محاسباتی به صورت زیر معرفی می گردد:

  • نام : نامی که برای فیلد محاسباتی در سیستم ذخیره می گردد که باید انگلیسی باشد.
  • عنوان نمایشی: نام نمایشی برای کاربر نهایی که با نمودارها و گراف ها کار می کند.
  • فرمول : نحوه محاسبه فیلد در این قسمت نوشته می شود.
  • نحوه جمع بندی :عملیاتی که بر روی فرمول اعمال می شود.
  • نوع داده نمایشی : جنس خروجی حاصل از فرمول را تعیین می کند.
  • پیش فرض : تعیین کننده فیلد محاسباتی ای که به طور پیش فرض در هنگام رسم نمودار نشان داده می شود.

فرمول نویسی

زمانی که روی Expr کلیک می کنیم، پنجره فرمول نویسی نمایش داده می شود که در سمت راست موجودیت های ما قرار دارند و در سمت چپ کادر مخصوص فرمول نویسی (شکل3). جلوتر بیشتر درباره فرمول نویسی توضیح می دهیم.

فرمول

شکل 3

نحوه جمع بندی

همان طور که قبلا گفتیم استفاده از vdash به سادگی آب خوردن است و الان با هم این ویژگی را در قسمت نحوه جمع بندی می بینیم.

پیش تر گفتیم که در فیلدهای محاسباتی متغیر های قابل اندازه گیری قرار می گیرند که معمولا از نوع عددی و یا واحد پول می باشند.هدف محاسبه این مقادیر هست ، حال محاسبه به چند طریق می تواند انجام شود و بدون نوشتن هیچ گونه کد برنامه نویسی و تنها با یک کلیک آسان (شکل 4).

نحوه جمعبندی

شکل4

استفاده می شود. برای شمارش به کار برده میشوند و معمولا برای تعداد اشخاص (مانند مشتریان و یا پرسنل) Count :
برای جمع بستن مقادیر یک فیلد استفاده می شود(مانند فروش یک فصل ) Sum :
برای میانگین گیری به کار برده می شود.(مثلا میخواهی از نمرات معدل گیری کنیم) Average :
تعیین مینیمم یک فیلد Minimum :
تعیین ماکزیمم یک فیلد Maximum:
هر زمان که در فرمول از توابع جمع و شمارشی استفاده شود "باید" در بخش جمع بندی این گزینه را انتخاب نماییم. No Aggregation :

نوع داده نمایشی

نوع و جنس فیلد و خروجی جمع بندی آن را در این قسمت باسد تعیین کنیم(شکل5).

نوع داده نمایشی

شکل5

برای فیلدهایی که اعداد صحیح هستند از Integer Numeric استفاده می کنیم.

برای فیلدها و متغیر های اعشاری از Decimal Numeric استفاده میکنیم.

برای فیلدهای مالی و پولی از Money or Currency استفاده می نماییم.

برای فیلدهایی که درصد آنها اهمیت دارد از Percentage استفاده می کنیم.

با تعیین هر کدام از فیلدها به عنوان پیش فرض ، در هنگام رسم نمودار آن فیلد به عنوان فیلد محاسباتی نمایش داده می شود .

مثال 1 » تعداد پرسنل

پرسنل را از موجودیت ها انتخاب می کنیم و سپس در سربرگ فیلدهای محاسباتی ، بر اضافه کردن فیلد کلیک می کنیم و فیلد محاسباتی تعداد پرسنل را ایجاد می نماییم. پس از وارد کردن نام سیستمی و نام نمایشی آن به طور دلخواه، فرمول محاسباتی آن را می نویسیم.

تعداد پرسنل در واقع با Count(*) یا بهتر از آن Count(EmployeeKey) که بیانگر تعداد کدهای منحصر به فرد پرسنل است، محاسبه می شود. بنابراین در پنجره فرمول نویسی مانند شکل 6، روی فیلد کد پرسنل کلیک می کنیم تا به صورت خودکار سیستم نام سیستمی فیلد را که EmployeeKey است، به فرمول ما اضافه کند.

تعداد پرسنل

شکل6

تعداد یا Count در نحوه جمعبندی تعیین می شود که با انتخاب گزینه Count از لیست مربوطه (شکل 7) می توانیم به نتیجه دلخواه که همان Count(EmployeeKey) است برسیم.

جمع پرسنل

شکل7

نوع داده نمایشی تعداد پرسنل : مسلما از نوع اعداد صحیح می باشد ، پس از قسمت نوع داده نمایشی، Integer Numeric را انتخاب می کنیم.

مثال 2 » فیلد محاسباتی ساعات مرخصی

پس از اضافه کردن این فیلد به عنوان فیلد محاسباتی و تعیین نام مراحل زیر را انجام می دهیم :

نوشتن فرمول

ساعات مرخصی پرسنل از مجموع دو فیلد مرخصی استعلاجی و مرخصی استحقاقی بدست می آید. پس برای نوشتن فرمول ساعات مرخصی ابتدا فیلد مرخصی استحقاقی را از فیلدهای موجودیت انتخاب می کنیم که نام سیستمی آن به صورت خود کار به فرمول اضافه می شود م تا به صورت خودکار سیستم نام سیستمی فیلد را که (VacationHours) سپس از عملگر جمع (+) استفاده می نماییم و در نهایت مرخصی استعلاجی را از فیلدهای موجودیت با نام سیستمی م تا به صورت خودکار سیستم نام سیستمی فیلد را که (SickLeaveHours) را به فرمول می افزاییم (شکل 8).

نوع داده جمع پرسنل

شکل8

نحوه جمع بندی ساعات مرخصی یعنی مجموع کل ساعات پس نحوه جمع بندی آن Sum می باشد که از لیست نحوه جمع بندی انتخاب می نماییم و چون حاصل جمع عدد صحیح می باشد Integer Numeric را انتخاب می کنیم (شکل9).

انوع ساعات

شکل9

مثال 3 » میانگین ساعات مرخصی

برای این فیلد مخاسباتی نیز مانند مثال های قبل پس از اضافه کردن به لیست فیلدهای محاسباتی و تعیین نام نوبت به نوشتن فرمول آن می شود.

برای محاسبه میانگین ساعات مرخصی کافی است از مجموع ساعات مرخصی (مرخصی استحقاقی + مرخصی استعلاجی) که در مثال قبل فرمول آن را نوشتیم میانگین (Average) گرفته شود. برای این کار کافی است در قسمت فرمول مانند مثال قبل عمل کنیم و در بخش نحوه جمع بندی Average را انتخاب نماییم. (شکل10)

جمع ساعات

شکل10

مثال 4 » درصد از کل ساعات مرخصی

حالا می خواهیم درصد از کل ساعات مرخصی محاسبه کنیم.

درصد از کل ساعات مرخصی از رابطه مجموع ساعات مرخصی تقسیم بر(مجموع کل ساعات مرخصی) حساب می شود که در پایگاه داده ما به شکل زیر تعریف میشود(شکل11) :

فرمول درصد کل

شکل11

حالا باید نحوه جمع بندی را مشخص کنیم و چون در فرمول نویسی از تابع SUMاستفاده کرده ایم، نحوه جمع بندی را No Aggregation قرار می دهیم که به این معناست که از هیچ تابع جمع یا شمارشی استفاده نشود(شکل 12).

نحوه جمع بندی بدون تابع

شکل12

توجه داشته باشید که اگر در فرمول نویسی بخش فیلدهای محاسباتی از توابع شمارشی یا جمع استفاده می کنید دیگر در نحوه جمع بندی از هیچ یک از این توابع نباید استفاده کرد. عکس این قضیه نیز صادق است.

آنچه که در مقاله بعد میخوانید » تعریف KPI در vdash

طراحی مدل اطلاعاتی

مدل اطلاعاتی در حقیقت شمای کلی از کسب و کار است و فاکتورهایی که قابل محاسبه و اندازه گیری هستند در طراحی مدل اطلاعات شرکت می کنند.

آشنا شدید و حالا به طراحی مدل اطلاعات می پردازیم.

طراحی مدل اطلاعاتی توسط فردی صورت می گیرد که مسلط به متغیر ها و شاخص های کلیدی کسب و کار است و نیاز به داشتن مهارت و دانش برنامه نویسی ندارد.

مفاهیم مدل اطلاعاتی عبارتند از :

  • موجودیت ها
  • فیلدها
  • بعدهای مربوطه
  • فیلدهای محاسباتی یا Measure
  • شاخص ها یا KPI

موجودیت ها

منظور از موجودیت ها در طراحی مدل اطلاعاتی همان موجودیت های اطلاعاتی در کسب و کارمان هستند که در بخش مدل سازی نیز به عنوان دادگان ایجاد شدند، مانند فروش،مشتریان،سفارشات و ...

فیلد

خصوصیات مربوط به موجودیت ها را بیان می کند مانند : میزان فروش، تخفیف، قیمت پایه و ...

فیلدهای محاسباتی یا Measures

فیلدها یا ترکیبی از فیلدهایی که قابل اندازه گیری و محاسبه باشند. برای مثال میزان فروش و یا سود حاصل از فروش که به صورت ترکیبی از فیلدهای محاسباتی است که از تفریق فروش و هزینه ها به دست می آید.

شاخص ها KPI

شاخص های کلیدی عملکرد مانند فیلدهای محاسباتی بوده با این تفاوت که شاخص ها هدف نهایی یک سازمان می باشد که تمامی فعالیت ها در جهت تحقق آن صورت می گیرد.

این مفاهیم در مقالات آتی به طور جداگانه و مفصل آموزش داده خواهد شد.

در ادامه با هم به طراحی اولین مدل اطلاعاتی می پردازیم .

کنترل پنل را از پنل تنظیمات ، انتخاب می کنیم(شکل 1).

شکل1

سپس به قسمت مدل ها می رویم و در این قسمت مدل مورد نظرمان را که توسط ادمین فنی سیستم ایجاد شده است را انتخاب می نماییم(شکل2).

شکل2

از منوی بالای جدول مدل ها لینک طراحی مدل اطلاعاتی را کلیک می کنیم(شکل3).

شکل3

حال وارد صفحه مربوط به طراحی مدل اطلاعاتی شدیم که شامل موجودیت ها می باشد(شکل4) با انتخاب موجودیت مورد نظر به طور پیش فرض پنجره "فیلدها"که توسط ادمین فنی تعریف شده است به نمایش در می آید(شکل5).

شکل4

شکل5

در پنجره بعدهای مربوطه ،بعدهای پیش فرض برای رسم نمودار را انتخاب می نماییم(شکل6).

شکل6

در پنجره مربوط به فیلدهای محاسباتی علاوه بر فیلدهایی که از قسمت فیلدها ��رای این قسمت اضافه کردیم ، می توانیم فیلدهای دیگری را به همراه نحوه محاسبه آن ها اضافه و مشخص کنیم(شکل 7).

شکل7

در نهایت به تعریف شاخص ها می پردازیم که همانطور که پیش تر گفتیم همانند فیلدهای محاسباتی هستند فقط نحوه محاسبه آن ها متفاوت است و هدف سازمان را مشخص میکند و در مقاله "شاخص ها" به طور مفصل توضیح داده خواهد شد(شکل 8).

شکل8

آنچه که در آینده مطالعه می کنید » تعریف و ایجاد فیلدهای محاسباتی

تعریف و ایجاد دادگان

موجودیت های اصلی و یا fact هایی که در آنالیز یا مونیترینگ بخشی از کسب و کار ما استفاده می شوند ، Data Set یا دادگان نامیده می شوند. برای مثال در بخش تولیدی Data Set هایی از قبیل مشتریان،سفارشات، محصولات و ... می توانیم داشته باشیم.

هر کدام از این دادگان می توانند فیلدهای متفاوتی داشته باشند که معنیشان را نشان دهند. فیلدها تقریبا همان Attribute بعدها هستند که می توانید به مقاله تعریف بعد رجوع کنید.

هر Data set شامل موضوعات فرعی برای محاسبه و ارزیابی فیلدهاست که Measures و KPI نامیده می شوند.

Measures معیارهای سنجش متغیر که برای محاسبه و مدیریت کسب و کارمان استفاده می کنیم.مثل میزان فروش،تعداد مشتری ، تعداد سفارش و ...

KPI یا شاخص کلیدی عملکرد مجموعه ای از معیارهای سنجش متغیر است که می تواند اهداف کسب وکار را با کارایی کسب و کار مقایسه کند.

در مقاله مربوط به طراحی مدل اطلاعاتی به نحوه ایجاد Measures و KPI به طور کامل پرداخته می شود.

زمانی که با مفهوم Data Set آشنا شدیم ، با هم به ایجاد یک دادگان می پردازیم.

در این مقاله به موارد زیر می پردازیم:

  • نام گذاری Data Sets
  • Query
  • فیلدها Fields
  • بعد ها Dimensions

نام گذاری Data Sets

در مقالات مدلسازی و اتصال به پایگاه داده با ایجاد مدل و متصل کردن vdash به پایگاه داده آشنا شدیم و مدلی را ایجاد کردیم .حال برای این مدل که پایگاه داده نیز وصل شده است دادگانی را می خواهیم ایجاد نماییم.

بعد از اینکه +New از Data Sets را انتخاب کردیم در پنجره General :

نام سیستمی که باید انگلیسی و بدون فاصله باشد Data Set Name
نام نمایشی که باید فارسی باشد Display Name

را می نویسیم (شکل 1).

دادگان فروش فصلی پرسنل

شکل1

برای هر Data Set باید مشخص گردد که متعلق به کدام پایگاه داده است (شکل 2) .

پایگاه داده دادگان

شکل2

سپس دستورات لازم جهت فراخوانی فیلدهای مورد نیاز در قسمت (Command Text) شود(شکل 3).

SELECT employeeKey, DateKey, SalesAmountQuota FROM FactSalesQuota

کوئری دادگان

شکل3

با استفاده از Show Preview می توانیم فیلدها و مقادیر آن ها را مشاهده کنیم بعلاوه اینکه فیلدها به بخش Fields اضافه می شوند(شکل 4).

پیش نمایش اطلاعات

شکل4

در ادامه فیلدهایی که در Query شده اند در پنجره Fields همراه

نامی که در سیستم ذخیره می شود Name
نامی که برای Attribute نظر نمایش داده میشود Display Name
مقداری که کاربر مشاهده میکند Display Column
مقداری که سیستم در نظر میگیرد Value Column
نوع فیلد Type

تعریف می کنیم(شکل5 و 6).

فیلدهای دادگان 1

شکل5

فیلدهای دادگان 2

شکل6

Display Column و Value Column در مقاله تعریف بعد توضیح داده شده و در اینجا فقط به توضیح Type می پردازیم.

Type در واقع نوع و جنس فیلد را مشخص می کندومقادیر متفاوتی را میگیرد که عبارتند از:

برای کاراکترهای متنی Text or String
برای اعداد صحیح Integer Number
برای اعداد اعشاری Decimal number
برای زمان Date/tim/Date & Time
برای واحدهای پولی Money or Currency
برای درصد Percentage

در پنجره Dimension بعد را اضافه می کنیم که در مقاله "بعد" می توانید طریقه ایجاد بعد را مطالعه نمایید(شکل 7). در این مرحله ایجاد Data Set به پایان می رسد.

دادگان

شکل7

آنچه در مقاله بعد می خوانید » طراحی مدل اطلاعاتی

تعریف و ایجاد بعد در vdash

فیلدهای محاسباتی و KPI ها تقریبا بدون اینکه با چیزی مقایسه شوند، بی معنی می شوند.

در واقع "بعد" (Dimension) می تواند اطلاعاتمان را به قسمت های معنی دار تقسیم کند و دید بهتری از کسب و کارمان را به ما بدهد تا بتوانیم تصمیمات بهتری بگیریم.به عبارت خیلی (Data set) استفاده می شود.هر دادگانی می تواند بعد های مختلف داشته باشد.برای نمونه دادگان مربوط به فروش اینترنتی را در نظر می گیریم که می تواند به ابعاد مختلفی نظیر مشتری،منطقه جغرافیایی،موقعیت جغرافیایی،محصول،تاریخ و یا چیز های دیگر تقسیم شود(شکل 1).

بعد فروش اینترنتی

شکل1

علاوه بر اینکه هر دادگانی می تواند چند " بعد" داشته باشد، هر "بعد" نیز می تواند متعلق به چندین دادگان باشد.فرض کنید مدل ما دادگانی نظیر فروش فصلی پرسنل(شکل 2-الف) و واحد پشتیبانی (شکل 2-ب)را شامل میشود، هر دوی این دادگان می توانند به بعد تاریخ متصل گردند.

بعد واحد پشتیبانی

شکل 2-الف

بعد فروش فصلی پرسنل

شکل 2-ب

حال که با مفهوم بعد آشنا شدیم با هم یک بعد ایجاد می کنیم.البته قبلا با توجه به مقاله مدلسازی و اتصال به پایگاه داده، مدل مورد نظر را ساخته و به پایگاه داده مربوطه وصل کرده ایم.

مراحل ایجاد بعد عبارتست از:

  • 1. نام گذاری
  • 2. نوشتن دستورات فراخوانی اطلاعات از پایگاه داده
  • 3. مشخص کردن Attributes
  • 4. سلسله مراتب

نام گذاری

با ذکر یک مثال درک ملموس تری از مطالب را ارائه می دهیم:

فرض کنید می خواهیم برای دادگان مربوط به فروش فصلی که در مقاله دادگان توضیخ داده شده است "بعد" تاریخ را ایجاد نماییم.در قسمت New+ Dimensions در پنجره General برای بعد مورد نظر داریم : (شکل 3)

نام سیستمی که باید انگلیسی و بدون فاصله باشد :Dimension Name

نام نمایشی که باید فارسی باشد : Display Name

ایجاد بعد تاریخ

شکل3

نوشتن دستورات فراخوانی اطلاعات از پایگاه داده

سپس برای بعدی که تعریف کرده ایم باید بگوییم که متعلق به کدام پایگاه داده است (شکل 4) که در این مثال پایگاه داده ما AdventureWorksDWPersian و همچنین برای فیلدهایی که از پایگاه داده نیاز داریم باید Query مربوط به فراخوانی آن ها را بنویسیم:

" SELECT DateKey, AlternateDate, PersianDate, DayOfWeekNumber, DayOfWeekName, DayOfMonthNumber, MonthOfYear, MonthOfYearName, MonthKey, MonthName, QuarterOfyearNumber, QuarterOfYearName, QuarterKey, QuarterName, Year FROM DimDatePersian "

و در نهایت با اجرای Show Preview Data فیلدهای نوشته شده هم نمایش داده می شوند و هم در قسمت Attributes اضافه می گردند.(شکل 5).

تعیین پایگاه داده بعد

شکل4

پیش نمایش کوئری بعد

شکل5

مشخص کردن Attributes

در ادامه Attributes را مشخص میکنیم. Attributes در واقع اجزای تشکیل دهنده بعد هستند، در واقع مجوعه موارد و خصوصیاتی که به شرح بیشتر و دقیق تر یک بعد می پردازند. برای مثال بعد تاریخ از سال،فصل،ماه، روز تشکیل شده است.پس سال،فصل،ماه و روز Attribute های بعد تاریخ هستند که از پایگاه داده نیز فراخوانی شده اند. برای هر Attributes باید موارد زیر را مشخص کنیم:) شکل 6)

نامی که در سیستم ذخیره می شود : Name

نامی که برای Attribute مورد نظر نمایش داده میشود : Display Name

مقداری که کاربر مشاهده میکند : Display Column

مقداری که سیستم در نظر میگیرد : Value Column

فیلدهایی که می توان مرتب کرد : Sort by value

کوئری بعد

شکل6

Sort by value : این قسمت مشخص می کنیم که نمودار های ما بر اساس چه فیلد یا فیلدهایی بتوانند عمل مرتب سازی را انجام دهند.

برای درک بهتر از مفاهیم Display Columnو Value Column مثالی بیان می کنیم: در Attribute ماه، Display Name ماهها (فروردین،اردیبهشت،خردادو...) هست و Value Column 1،2،3،....12 می باشد. اعمالی مانند فیلتر کردن و مرتب کردن و ... بر اساس Column انجام می گیرد.

همانطور که گفتیم یکی از دلایل ایجاد بعد مرتب کردن فیلدهاست، در قسمت Sort by value می توانیم مخص کنیم که کدام Attributes مرتب سازی شرکت کنند.(شکل 7)

سلسله مراتب Hierarchy

بعضی از بعد ها داری Attribute های سلسله مراتبی هستند یعنی یکی از مجموع دیگری یا دیگری ها ایجاد میگرد و ترتیب قرار گیری Attribute ها اهمیت دارد.مثلا بعد تاریخ که شامل Attribute های سال، فصل، ماه و روز می باشد در سر برگ Advance می توانیم به این صورت عمل میکنیم:

روز Key Attribute:

از بالا به پایین  سال / فصل / ماه / روز Hierarchy:

با دابل کلیک می توانیم موردی را اضافه یا حذف کنیم(شکل 7).

از سلسله مراتب برای Drill Down و Drill Up استفاده میکنیم که در مقاله مربوط به خود توضیح داده خواهد شد.

لازم به ذکر است که هر بعدی الزاما سلسله مراتب ندارد، بعدهایی نظیر زمان، مکان ، ساختار سازمان ها از نوع سلسله مراتبی هستند.

سلسله مراتب

شکل7

برای درک بهتر روند کار بعد محصول را نیز با هم بررسی می نماییم.

هر محصول دارای نام و گروه و زیر مجموعه هایی و مشخصات ظاهری اعم از استایل و رنگ و سایز و مدل می باشد.تمامی این موارد به عنوان Attribute بعد محصول شناخته می شوند.

برای این بعد نیز ابتدا نام سیستمی و سپس نام نمایشی انتخاب می نماییم(شکل 8).

تعریف بعد محصول

شکل8

مرحله بعد نوشتن Query می باشد، و تمام فیلدهای مورد نیاز از پایگاه داده فراخوانی می گردد و پایگاه داده که AdventureWorksDWPersian است تعیین می شود(شکل 9).

" SELECT DimProductCategory.ProductCategoryKey, DimProductCategory.EnglishProductCategoryName, DimProductCategory.PersianProductCategoryName, DimProductSubcategory.ProductSubcategoryKey, DimProductSubcategory.EnglishProductSubcategoryName, DimProductSubcategory.PersianProductSubcategoryName, DimProduct.ProductKey ProductId, DimProduct.EnglishProductName, DimProduct.PersianProductName, DimProduct.Color, DimProduct.ColorPersian, DimProduct.Size, DimProduct.Class, DimProduct.ClassPersian, DimProduct.Style, DimProduct.ModelName, DimProduct.ModelNamePersian FROM DimProductCategory RIGHT OUTER JOIN DimProductSubcategory ON DimProductCategory.ProductCategoryKey = DimProductSubcategory.ProductCategoryKey RIGHT OUTER JOIN DimProduct ON DimProductSubcategory.ProductSubcategoryKey = DimProduct.ProductSubcategoryKey "

کوئری بعد محصول

شکل9

با کلیک بر روی Show Preview Data علاوه بر نمایش فیلدها مقادیر آن ها ، به بخش Attribute اضافه می گردند.

نوبت به تعریف و تنظیم Attributes رسیده ، که همانطور که پیش تر گفتیم تمامی جزییاتی که محصول را ایجاد می کنند به عنوان Attribute تعریف می شوند(شکل 10و11).

پیش نمایش کوئری محصول

شکل10

اتریبیوت محصول

شکل11

مراحل قبل را با هم مرور می کنیم که Name همان نامی است که در سیستم برای فیلد ثبت می شود. و Display Name نامی است که Attribute با این نمایش داده میشود یعنی زمانی که بخواهیم اطلاعاتمان را به صورت گراف مشاهده کنیم ، گروه محصول و زیر گرئه محصول برای ما نمایش داده می شود. Display Column که آن چیزی است که کاربر از جزییات محصول مشاهده میکند و کدهای این جزییات در Value Column میگیرد. برای نمونه اسم گروه محصول را کاربر میبیند (PersianProductCategoryName) کد گروه محصول (ProductCategoryKey) را کاربر نمیبیند و در سیستم نگه داشته می شود.

اگر می خواهیم که زمانی که نمودار رسم می شود بتوانیم بر اساس گروه محصول عمل مرتب سازی را انجام دهیم در قسمت Sort by Value محصول را علامت میزنیم.

از آنجایی که هر گروه محصول، دارای زیر گروه هایی هست ، پس باید برای آن سلسله مراتب تعریف کنیم (شکل12) .

سلسله مراتب محصول

شکل12

برای اتمام کار ایجاد بعد Save Model را کلیک می کنیم تا تمام تغییرات ذخیره گردند.

ذخیره کردن مدل

شکل13

آنچه مقاله بعد می خوانید >> تعریف و ایجاد دادگان

نحوه اتصال vdash به پایگاه داده

در مقاله گذشته("نحوه مدلسازی vdash") با ایجاد مدل به طور کامل آشنا شدیم و در اینجا نحوه اتصال vdash پایگاه داده را با هم بررسی می کنیم.

هر مدل را می توانیم به یک یا چندین پایگاه داده متصل کنیم. برای این کار+New Data Source را انتخاب می کنیم (شکل 1).

ایجاد پایگاه داده

شکل 1

نام پایگاه داده را در قسمت Data Source Name وارد کرده(شکل 2)در اینجا برای مثال نام پایگاه داده را AdventureWorksDWPersian گذاشتیم که مربوط به اطلاعات یک واحد تولیدی می باشد.

پایگاه داده

شکل 2

سپس نوع پایگاه داده را مشخص میکنیم یعنی اطلاعات ما در چه قالبی قرار دارند یا با کدام پایگاه داده طراحی شده اند، که می تواند

پایگاه داده ای است که به My SQL متصل می گردد My SQL Data Provider :
پپایگاه داده ای که به OLAP متصل می گردد. Microsoft SSAS(OLAP):
پایگاه داده ای که به فایل هایی با فرمت اکسل و یا اکسس وصل می شود. OLDBE(Excel,Access):
پپایگاه داده ای که به Oracle طراحی شده و به vdash متصل می گردد. Oracle Data Provider:
: برای اتصال به پایگاه داده های PostgreSQL PostgreSQL:
پایگاه داده ای که به SQL Server متصل می گردد. Microsoft SQL Server:

باشند(شکل 3).

انتخاب دیتاسورس

شکل 3

در مقالات آتی تک تک این موارد بررسی میگردد. در مثال واحد تولیدی نوع Data Source ، Microsoft SQL Serverمی باشد.

حال باید در کادر مربوط به Connection Stringدستور اتصال AdventureWorksDWPersianبه vdashرا بنویسیم.

data source = localhost ; initial catalog = AdventureWorksDWPersian ; integrated security = true ;

(شکل 4) .کوچکترین اشتباهی در نوستن دستور اتصال شما را با خطا مواجه میکند.برای اطمینان و تست اینکه آیا پایگاه داده ما به vdash متصل شده است یا نه از Test Connection استفاده می کنیم و هنگامی که عملیات با موفقیت انجام شده با شد با پیغام "برقراری ارتباط با موفقیت انجام شد" مواجه می شویم. اگر در قسمت connection string اطلاعات بیشتری نیاز دارید به http://connectionstrings.com/ مراجعه فرمایید.

چک کردن اتصال

شکل 4

 آنچه در مقاله بعد می خوانید » تعریف و ایجاد بعد در vdash

نحوه مدل سازی اطلاعات در vdash

برای اینکه بتوانیم داده هایمان را در vdash به تصویر بکشیم و آنها را آنالیز نماییم، ابتدا می بایست آنها را مدل سازی نماییم. مدل سازی یعنی اینکه ساختار خشن و غیر قابل درک پایگاه داده را به شکل مدلی ساده و قابل فهم برای مدیران اجرایی و غیر فنی تبدیل کنیم. در واقع مدل سازی ترجمه ساختار پایگاه داده است به زبان آنالیز. این مدل از اجزای زیر تشکیل شده است که ما همه آنها را به تفکیک شرح خواهیم داد:

  • دادگان یا data set
  • بعد یا dimension
  • مدل اطلاعاتی

در واقع یک مدل اطلاعاتی مجموعه ای از چند بعد و دادگان مرتبط تشکیل شده است. برای ایجاد یک مدل، مراحل زیر را طی می کنیم:

  1. ساخت یک مدل خالی جدید
  2. اتصال مدل به پایگاه های داده مورد نظر
  3. ایجاد دادگان ها
  4. ایجاد بعد های مورد نظر
  5. اتصال بعدها به دادگان ها
  6. تعریف متریک ها یا فیلدهای محاسباتی و شاخص های کلیدی عملکرد

برای دسترسی به ساخت مدل، از منوی تنظیمات به کنترل پنل می رویم(شکل 1) و روی آیکن مدل ها کلیک می کنیم (شکل 2).

کنترل پنل

شکل 1

شکل 2

مرحله اول » ایجاد مدل خالی جدید

در صفحه مدل های اطلاعاتی روی گزینه ایجاد مدل جدید کلیک کنید تا یک مدل خالی جدید برای شما ایجاد شود. (شکل 3) مدل ها

شکل 3

در صفحه اصلی فیلدهای مربوطه را به این صورت پر کنید(شکل4):

Template Name: نام سیستمی مدل باید حتما انگلیسی و بدون فاصله باشد

Display Name: نام نمایشی که کاربر آن را می بیند

Description (Optional): توضیحات مربوطه به صورت اختیاری

انتخاب مدل

شکل 4

مرحله دوم » اتصال مدل به پایگاه های داده

در اینجا برای سادگی کار، ما مدل را به یک پایگاه داده فرضی با نام AdventureWorks مربوط به یک واحد تولیدی دوچرخه و لوازم جانبی آن متصل می کنیم. برای آشنایی بیشتر با این پایگاه داده به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://msftdbprodsamples.codeplex.com/

روی لینک + New کنار پنل Data Sources کلیک کنید تا یک منبع اطلاعاتی جدید به مدل اضافه شود. مشخصات منبع اطلاعاتی را به این شکل تکمیل نمایید:

Data Source Name: نام سیستمی منبع داده به انگلیسی “AdventureWorks”

Data Source Type: نوع پایگاه داده ای که می خواهیم به آن وصل شویم “SQL Server”

Connection String: دستور اتصال به پایگاه داده

“Data Source = localhost ; Initial Catalog = AdventureWorksDWPersian; Integrated Security = true“

برای اطمینان از برقراری ارتباط Test Connection استفاده می کنیم(شکل 5).

ایجاد مدل جدید

شکل 5

مرحله سوم » ایجاد دادگان ها

دادگان یا موجودیت اطلاعاتی مجموعه ای از فیلدهای مورد نیاز از پایگاه داده است.

برای مثال در اینجا دادگان مربوط به فروش اینترنتی را ایجاد می کنیم. در این دادگان موارد محصول، تاریخ سفارش، منطقه جغرافیایی، قیمت واحد و تعداد مد نظر ما است، دستور ایجاد آن به شکل زیر خواهد بود:

“SELECT ProductKey, OrderDateKey, SalesTerritoryKey, OrderQuantity, UnitPrice FROM dbo.FactInternetSales”

برای ایجاد دادگان مورد نظر، روی لینک + New کنار پنل Data Sets کلیک کرده و نام سیستمی و نام نمایشی دادگان را وارد نمایید. (شکل 6)

اتثال به پایگاه داده

شکل 6

سپس روی سربرگ Query کلیک کنید تا بتوانید دستور مورد نظر را وارد کنید. قبل از اجرای دستور، نوع منبع اطلاعاتی یا Source Name که در مرحله قبل ساخته اید را انتخاب نمایید. (شکل 7)

ایجاد دادگان

شکل 7

روی دکمه Execute Query کلیک کنید تا دستور شما اجرا و فیلدهای دادگان اضافه شوند. در سربرگ فیلدها، عنوان فارسی هر فیلد را در ستون Display Name وارد نمایید. (شکل 8)

کوئری

شکل 8

مرحله چهارم » ایجاد بعدها

بعدها یا Dimensions آیتم هایی هستند که برای مقایسه کردن یا فیلتر کردن اطلاعات به کار می روند. برای مثال وقتی میزان فروش را در ماه های مختلف سال مقایسه می کنیم، در واقع بعد زمان برای ما کاربرد دارد. یا وقتی فروش محصولات مختلف را در سال گذشته بررسی می کنیم، بعد زمان و محصول هر دو تاثیر گذارند. با توجه به دادگان هایی که در مدل تعریف می شوند، بعدهای مختلفی مورد نیاز خواهد بود.

برای تعریف بعد روی لینک + New کنار پنل Dimensions کلیک کرده، نام سیستمی و نام نمایشی بعد را وارد نمایید. (شکل 9)

فیلدها

شکل 9

در سربرگ Query مانند کاری که در دادگان انجام دادید، عمل کرده و دستور فراخوانی بعد مورد نظر را بنویسید. در اینجا برای مثال ما بعد زمان را از جدول dimdatepersian فراخوانی می کنیم:

“SELECT datekey, alternatedate, persiandate, dayofweeknumber, dayofweekname, dayofmonthnumber, monthofyear, monthofyearname, monthkey, monthname, quarterofyearnumber, quarterofyearname, quartername, quarterkey,year FROM dbo.DimDatePersian”

ایجاد بعد

شکل 10

با کلیک کردن روی دکمه Execute Query و پیش نمایش داده های بعد، خصوصیات یا Attribute های بعد اضافه خواهند شد. خصوصیات بعد، تقریبا متناظر با فیلدهای دادگان بوده و توضیحات بیشتر در مقاله های تخصصی آنها داده خواهد شد.

کوئری بعد

شکل 11

در سربرگ Advanced لطفا مراحل زیر را انجام دهید. توضیحات مربوطه در مقاله مربوط به تعریف بعدها ارائه خواهد شد.

Key Attribute: روز

Hierarchy: از بالا به پایین  سال / فصل / ماه / روز

مرحله پنجم » اتصال بعدها به دادگان ها

مجددا به دادگان فروش اینترنتی رفته و در سربرگ مربوط به Dimensions، بعدی را که ایجاد کردیم، می افزاییم (شکل 12).

انتخ��ب بعد

شکل 12

مرحله ششم » تعریف متریک ها و شاخص ها

بعد از تکمیل مرحله مدلسازی مدل را ذخیره کرده و روی گزینه Business Design در نوار ابزار بالای صفحه کلیک کنید. شما به فضای جدید منتقل می شوید که در آنجا به طراحی غیر فنی مدل اطلاعاتی می پردازیم. در این قسمت معیارها و خواسته های سازمان پیاده سازی می شود. در واقع در این قسمت فیلدهایی که قرار به محاسبه آنها هست و همچنین تعریف شاخص ها صورت می گیرد. برای مثال اگر بخواهیم برای فروش اینترنتی میزان فروش و یا درصد سود را محاسبه کنیم باید در قسمت مربوط به فیلدهای محاسباتی این دو را با ذکر فرمول و نحوه محاسبه تعریف نماییم(شکل 13).

فیلد مخاسباتی

شکل 13

اکنون مدل ما آماده رسم انواع گراف ها و چارت های متنوع است. مدل را ذخیره کرده و به صفحه اصلی برگردید. داشبورد جدید را کلیک کنید و از منوی نمودار، گزینه نمودار میله ای عمودی را انتخاب نمایید. با انتخاب دادگان فروش اینترنتی، نمودار برای شما رسم خواهد شد. (شکل 14)

رسم نمودار

شکل 14

در مقاله بعدی با نحوه اتصال vdashبه پایگاه داده آشنا خواهید شد.

از 0 تا 100 ساخت اولین داشبورد مدیریتی vdash

امروزه شناسایی و تحلیل عوامل موفقیت در کسب و کار سازمان ها بحثی است که در بسیاری از سازمان های بزرگ و کوچک مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است.برای این منظور از ابزارهای مختلفی استفاده می شود که vdash نیز یکی از شاخص ترین آن هاست و به کمک آن می توان آنالیز اطلاعات به همراه نمایش گرافیکی اطلاعات انجام داد .

در اینجا می خواهیم نحوه کار کردن vdash را بررسی کنیم.

با وارد کردن نام کاربری و رمز عبور وارد صفحه شروع به کار می شویم .

ورود

شکل 1

vdash نرم افزار آنالیز اطلاعات است ، این اطلاعات از کجا می آیند و چه بر سرشان می آید تا ما داشبورد شسته و رفته ای داشته باشیم همه آن چیزی هست که در این مقاله و مقالات آتی به آن می پردازیم.vdash نرم افزار آنالیز اطلاعات است ، این اطلاعات از کجا می آیند و چه بر سرشان می آید تا ما داشبورد شسته و رفته ای داشته باشیم همه آن چیزی هست که در این مقاله و مقالات آتی به آن می پردازیم.

قبل از هر چیز هدف از استفاده از را یاد آور می شویم ، به بیان خیلی ساده vdash قصد دارد اطلاعات خام را به شکلی قابل درک برای ما مدل سازی کند . این اطلاعات همان داده های خام موجود در سازمان است و منظور از مدل سازی اتصال منابع اطلاعاتی و همچنین انتقال ساختار آن ها به vdash می باشد.

پس قدم اول در استفاده از vdash آماده سازی داده های خام برای مدلسازی اطلاعات است که خود شامل اتصال به پایگاه داده (ها)،تعریف بعد(ها)، تعریف دادگان و در نهایت طراحی مدل کسب و کار می باشد.

برای این منظور از پنل تنظیمات وارد کنترل پنل می شویم (شکل 2)و مدل ها را انتخاب می کنیم(شکل 3).

کنترل پنل

شکل 2

مدل

شکل 3

اگر بخواهیم مدلی ایجاد کنیم و یا مدلی که قبلا ایجاد شده را آپلود کنیم و یا ویرایشی روی مدل ایجاد شده انجام دهیم " مدل ها " را انتخاب می کنیم. در آینده به هر یک از این موارد پرداخته خواهد شد.

مدل ها

شکل 4

هر مدلی که ایجاد شود به همراه اطلاعاتی اعم از نام مدل و سازنده مدل و تاریخ ایجاد مدل و نیز تاریخ ویرایش در این قسمت ثبت می شود و قابل مشاهده است.

بدیهی است برای ایجاد یک مدل داشتن یک پایگاه داده ضروریست در واقع باید اطلاعاتی وجود داشته باشد تا بخواهیم برای آن اطلاعات مدلی ایجاد نماییم .

لازم است که برای مدل اطلاعاتی نام مناسب انتخاب کنیم(شکل 5) و پس از آن باید مشخص کنیم که اطلاعات ما در کدام پایگاه داده قرار دارد (Data Sources) و از کجا فراخوانی می شود(شکل 6) .

مدل تولیدی

شکل 5

مدل تولیدی به پایگاه

شکل 6

در ادامه با دو مفهوم Dimensions (ابعاد)، Data Sets (دادگان) سر و کار داریم.

خوب است که در اینجا منظور از استفاده این دو مفهموم را با هم مرور کنیم.

منظور از data set (دادگان) در واقع همان fact ها یا موجودیت های اصلی در کسب و کار است . پایگاه داده یک واحد تولیدی را در نظر بگیرید مواردی مانند فروش، تولید، سفارشات و ... همان دادگان های ما هستند. و در ادامه این صحبت مفهوم بعد (Dimension) مطرح می گردد که منظور از آن زاویه دید به دادگان مورد نظر است .مثلا در همین واحد تولیدی می توانیم بعد زمان تعریف کنیم یعنی به فروش مان از زاویه زمان نگاه کنیم ، حال خود زمان میتواند شامل سال،فصل،ماه، هفته و حتی روز باشد و یا سفارش ها را در موقعیت های جغرافیایی از قبیل کشور ،استان، شهر و کد پستی مورد بررسی قرار دهیم.

بنابراین ابتدا به ایجاد Data Set مورد نظر می پردازیم . تمامی مراحل و از جمله ایجاد دادگان جدید نیاز به نام گذاری مناسب دارد(شکل 7) و پس از آن باید دستور خواندن اطلاعاتی که قرار است بعدا در مدلسازی و آنالیز قرار گیرند را از پایگاه داده دهیم که این دستورات بنا به ساختار و زبان پایگاه داده متفاوت است و در قسمت Query نوشته می شود. بعد از نوشتن Query فیلد هارا تعیین می کنیم.

دادگان نگاه کلی

شکل 7

سپس به قسمت Dimensions رفته و با انتخاب نام مناسب برای بعد مورد نظر (شکل 8)و نیزتعیین پایگاه داده و نوشتن کوئری برای آن، قسمت Attributes را نیز متناسب با Query نوشته شده تنظیم می کنیم.

مجدد به قسمت Data Set رفته و در بخش Dimension ، بعدی را که ایجاد کردیم اضافه میکنیم(شکل 9).

بعد نگاه کلی

شکل 8

هم اکنون باید به طراحی مدل اطلاعاتی (Business Design) بپردازیم(شکل 10).این مرحله بسته به نیاز های شما در سازمانتان متغیر است. در صفحه مربوط به طراحی مدل اطلاعاتی با انتخاب دادگان مورد نظر به تعریف فیلد های محاسباتی که درواقع فاکتورهایی که نیاز به اندازه گیری و یا مقایسه آن ها دارید هستندو همچنین پیش فرض سطر ها و ستون های نمودارهایی که قرار به رسم آن ها هست و بعد از آن به معرفی فیلدهای محاسباتی که در واقع فاکتورهای مهمی هستند که میخواهیم مورد آنالیز قرار دهیم و در نهایت به معرفی شاخص هایی که برای سازمان حائز اهمیت می باشد می پردازیم.

بعدهای نگاه کلی

شکل 9

پس از اتمام طراحی مدل اطلاعاتی نوبت به آنالیز اطلاعاتی که به vdash متصل کردیم ،و ساخت داشبورد مدیریتی میر سد. و در این مرحله می توانیم اطلاعات خام و غیر قابل تفسیر را به راحتی برای تحلیل به نمایش بگذاریم.

به صفحه Home برگشته و شروع یک داشبورد جدید را انتخاب می کنیم.

سپس با کمک هر یک از آیتم هایی که نیاز داریم می توانیم به آنالیز اطلاعاتمان بپردازیم ، برای مثال از منوی نمودار میله ای عمودی را انتخاب میکنیم(شکل 11)، و برای موجودیت اطلاعاتی مدنظر (مشتریان)(شکل 12) نمودار میله عمودی رسم می گردد(شکل 13).

فیل ها مخاسباتی

شکل 10

انتخاب موجودیت

شکل 11

نمودار اول

شکل 12

و همین روال را می توانیم با آیتم های مختلف ادامه دهیم تا داشبورد مورد نظرمان ایجاد گردد.

نمودار نهایی

شکل 13

آنچه بعد میخوانید » نحوه مدل سازی اطلاعات در vdash

»نحوه اتصال vdash به پایگاه داده

»تعریف و ایجاد بعد در vdash

»تعریف و ایجاد دادگان

»طراحی مدل اطلاعاتی

»تعریف و ایجاد فیلدهای محاسباتی در vdash