وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

به آسانی، شاخص های کلیدی عملکرد کسب و کار خود را ایجاد کنید.

KPI یا شاخص های کلیدی عملکرد به سازمان کمک می کند تا فرآیند دستیابی به اهداف سازمان را تعیین و یا اندازه گیری کنند. در واقع عملکرد فعلی سازمان را به ما نمایش میدهد در کنار هدفی که باید به آن دست یابیم و اینکه چه میزان به اهدافمان نزدیک و یا دور هستیم. در نتیجه می توانیم تصمیماتی درست در جهت بهبود کارایی سازمانمان اتخاذ نماییم.

شاخص های کلیدی عملکرد مشابه متریک ها هستند با این تفاوت که برای آنها هدفی مشخص شده است و با آن هدف مقایسه می شوند.

در این مقاله تعریف و تعیین شاخص های کلیدی عملکرد را با هم بررسی می کنیم.

از صفحه پنل مدیریت مدلتان را انتخاب کنید (شکل1)

kpi1

شکل 1

شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) در قسمت دادگان Data Sets قابل تعریف میباشند پس در هر دادگانی می توانید به ایجاد شاخص کلیدی عملکرد مربوط به آن دادگان بپردازید(شکل 2). برای اضافه کردن شاخص ، کافی است که روی لینک Add KPI کلیک کنید تا سطر مربوط به تنظیمات شاخص ایجاد شود.

kpi1

شکل 2

برای هر شاخص موارد زیر را باید تعریف نماییم :

  • Name : نامی که سیستم برای شاخص مورد نظر در نظر میگیرد که باید انگلیسی باشد.
  • Display Name: نام نمایشی که بهتر است قارسی باشد.
kpi1

شکل 3

• مقدار واقعی : نحوه محاسبه فیلدی که به عنوان شاخص تعریف شده است را نشان می دهد(شکل 4). در مقاله فرمول نویسی vdash online به طور کامل آموزش داده می شود.

kpi1

شکل 4

  • هدف : فرمول محاسبه هدفی که برای این شاخص از سازمان در نظر گرفته شده و یا خود مقدار هدف را در این قسمت تعیین و تعریف می نماییم(شکل 5).
kpi1

شکل 5

توجه »ممکن است مقدار واقعی و هدف یکی باشد و این بستگی به نوع شاخص و کسب و کار شما دارد.

  • وضعیت : مقدار واقعی همان مقدار اندازه گیری شده برای فیلد مورد نظر است که در حال حاضر در آن قرار دارد (شکل6).
kpi1

شکل 6

  • رنج : در این قسمت منوی آبشاری ای برای ما به نمایش در می آید که می توانیم مشخص کنیم که رنج شاخص به چه صورت باشد که نسبت به میزانی که برای آن تعریف می نماییم تعیین می گردد(شکل7).
kpi1

شکل 7

رنج به سه دسته تقسیم می شود :

1. رنج بحرانی "Bad Range"

1. 2. رنج قابل قبول "Acceptable Range"

1. 3. رنج خوب "Good Range"

هر کدام از این رنج ها محدوده ای دارند که شروع و پایان رنج شاخص را مشخص می کند که با (از (From) و تا (To)) تعیین می شود با کلیک بر روی هر کدام از انواع رنج پنجره ای مشابه فرمول نویسی باز می شود که رنج هم می تواند به صورت یک عدد تعریف شود (شکل8) و هم می تواند فرمول (9) باشد.

kpi1

شکل 8

kpi1

شکل 9

  • نوع واقعی : جنس شاخص را تعیین میکند که اگر عدی باشد از (Integer/Decimal)

اگر شاخص مالی باشد ( Money or Currency) و اگر شاخص ما از نوع درصدی باشد Percentage را انتخاب می کنیم(شکل 10).

kpi1

شکل 10

اگر نیاز داریم که هم زمان با رسم نمودار شاخص آن نیز نمایش داده شود ، پیش فرضی برای شاخص هایمان تعیین می کنیم.

مدل سازی اطلاعات با vdash online

در هر کسب و کاری روزانه هزاران داده تولید می شود که این ��اده ها در پایگاه(های) مختلف ذخیره می گردد. درک این اطلاعات به پیشبرد اهداف سازمان کمک بسزایی خواهد کرد. موضوع قابل بحث چگونگی درک و آنالیز میلیون ها داده ی خام و به ظاهر بی معنی است. برای روح بخشیدن و معنا دار کردن داده ها آن ها را به مدل های نمایشی منطقی تبدیل میکنند.

Vdash online یکی از سرویس هایی است که این مدل سازی را برای شما تا حد بسیار زیادی آسان و قابل درک می کند.

مدل سازی سه بخش اساسی دارد که شامل موارد زیر می باشد و در ادامه به هر کدام پرداخته خواهد شد.

  • دادگان یا data set
  • بعد یا dimension
  • منبع داده data source

هر مدل می تواند به چندین منبع داده متصل باشد و دارای چندین دادگان و ابعاد مختلف باشد.در این بخش قصد داریم مدل سازی در vdash online را آموزش دهیم که شامل

  • ایجاد یک مدل
  • اتصال به پایگاه داده
  • ایجاد دادگان
  • تعریف و ایجاد بعدها
  • اتصال بعدها به دادگان
  • تعریف و ایجاد فیلدهای محاسباتی، شاخص های کلیدی عملکرد
  • تبدیل Transform

می باشد.

برای ایجاد مدل جدید، پس از ایجاد و تنظیمات اشتراک، " ساخت اولین مدل : اتصال به پایگاه داده های موجود " را انتخاب نمایید (شکل1).

ساخت اولین مدل

شکل 1

در صفحه ایجاد مدل ، باید در Model Name نام مدل را حتما وارد نمایید و پر کردن قسمت Description (توضیحات) اختیاری می باشد. در این قسمت ذخیره کردن مدل (Save) الزامی است(شکل2).

ایجاد مدل

شکل 2

پس از ذخیره سازی مدل ایجاد کرده به صورت اتوماتیک وارد صفحه اتصال به پایگاه داده، ایجاد دادگان و ایجاد بعد می شوید که در ادامه هر کدام را به تفکیک شرح خواهیم داد در این قسمت نیز می توانید در صورت لزوم نام مدل اطلاعاتی خود را ویرایش کرده و در نهایت مجددا مدل را ذخیره کنید (شکل 3).

نام مدل

شکل 3

میدانیم که می خواهیم برای یک سری از داده های گنگ که مفهوم خاصی را به ما نمی رسانند مدل ایجاد کنیم پس باید این داده ها را به vdash online متصل نماییم.

داده ها می توانند در انواع پایگاه های داده و همچنین در چندین پایگاه داده قرار داشته باشند، این مساله خللی در مدل سازی ما ایجاد نمی کند.

با کلیک بر New + Data Source تا یک منبع اطلاعاتی جدید به مدل ایجاد شود. مشخصات خواسته شده در مورد منبع اطلاعاتی را به صورت زیر تکمیل نمایید :

Data Source Name: نام سیستمی منبع داده به انگلیسی AdventureWorks

Connection String: دستور اتصال به پایگاه داده

Data Source = localhost ; Initial Catalog = AdventureWorksDWPersian; Integrated Security = true

برای اینکه اطمینان حاصل کنیم که پایگاه داده مان به vdash online متصل شده است، Test Connection انجام می دهیم (شکل4).

اتصال پایگاه داده

شکل 4

اتصال پایگاه داده با موفقیت انجام گرفته و الان با توجه به فرمت داده ها باید دادگان و ابعاد مربوطه را تعریف نماییم.

دادگان یا Data Sets یا موجودیت های اطلاعاتی مجموعه از فیلدهای مورد توجه از پایگاه داده هستند. پایگاه داده ای که ما مورد بررسی قرار داده ایم مربوط به مدل تولیدی AdventureWorksDWPersian می باشد. در این پایگاه داده فیلدهایی از قبیل محصول، مشتری، تاریخ، میزان فروش و قیمت واحد از اهمیت برخوردارند بنابراین در دادگان فروش اینترنتی چنین دستوری خواهیم داشت :

select ProductKey,OrderDateKey,DueDateKey,CustomerKey ,SalesAmount,UnitPrice from FactInternetSales

برای ایجاد دادگان روی New+ Data Sets کلیک کرده و

: Data Set Name نام سیستمی دادگان که باید انگلیسی باشد

: Display Nameنام نمایشی دادگان

وارد می کنیم (شکل 5).

تعریف دادگان

شکل 5

در مرحله بعد به سربرگ Quere می رویم و با انتخاب پایگاه داده مورد نظر، دستورات مربوط به فراخوانی فیلدهای مورد نظر را در این قسمت می نویسیم در پایان برای نمایش داده ها، Show Preview Data را کلیک می کنیم تا فیلدها به بخش بعدی Fields اضافه گردند (شکل6).

کوئری دادگان

شکل 6

در سربرگ Fields میبینید که فیلدهایی که در بخش قبل تعریف کردید، به این بخش اضافه شده اند و در ستون Display Name عنوان فارسی قرار می گیرد و نوع داده نیز در این قسمت تعیین می گردد (شکل7).

فیلدهای دادگان

شکل 7

در گام بعدی به ایجاد بعد می پردازیم که بعدها مقیاس هایی برای دسته بندی و فیلتر کردن داده می باشند. مثلا در مدل تولیدی دادگان فروش اینترنتی می توانیم فروش را از نقطه نظر محصول بررسی کنیم پس محصول به عنوان یکی از بعدهای ما در نظر گرفته می شود.

همانند بخش های قبلی با انتخاب +New Dimensions و نام گذاری می توانیم بعد جدید ایجاد کنیم (شکل 8).

ایجاد بعد

شکل 8

در سربرگ Query بعد نیز دستوراتی که جهت فراخوانی فیلدها از پایگاه داده مورد نظز نیاز داریم را می نویسیم و سپس برای اضافه شدن به بخش Atributes ، Show Preview Data را کلیک کنید (شکل9).

SELECT DimProductCategory.ProductCategoryKey, DimProductCategory.EnglishProductCategoryName, DimProductCategory.PersianProductCategoryName, DimProductSubcategory.ProductSubcategoryKey, DimProductSubcategory.EnglishProductSubcategoryName, DimProductSubcategory.PersianProductSubcategoryName, DimProduct.ProductKey ProductId, DimProduct.EnglishProductName, DimProduct. PersianProductName, DimProduct.Color, DimProduct.ColorPersian, DimProduct.Size, DimProduct.Class, DimProduct.ClassPersian, DimProduct.Style, DimProduct.ModelName, DimProduct.ModelNamePersian FROM DimProductCategory RIGHT OUTER JOIN DimProductSubcategory ON DimProductCategory.ProductCategoryKey = DimProductSubcategory.ProductCategoryKey RIGHT OUTER JOIN DimProduct ON DimProductSubcategory.ProductSubcategoryKey = DimProduct.ProductSubcategoryKey

کوئری بعد

شکل 9

سربرگ Atributes تا حدودی شبیه سربرگ Fields می باشد که در مقاله ایجاد بعد به طور مفصل توضیح داده شده است (شکل 10).

فیلدهای بعد

شکل 10

در سربرگ Advanced، برای Key Atribute صفت کلیدی بعد مورد نظر را انتحاب کرده و اگر بعدتان دارای ساسله مراتب است در Selected Atributes قرارشان دهید (شکل11).

سلسله مراتب بعد

شکل 11

با انجام تنها یک مرحله دیگر، ایجاد بعد تکمیل می گردد، آن هم Transform می باشد. حتی می توانید برای انجام این کار به سیستم را زمان بدی کنید(شکل 12).

توجه : هر بار که تغییری در Atributes ایجاد می نمایید باید عمل Transform را انجام دهید.

انتقال بعد

شکل 12

یکی از بعدهای مهم و پرکاربرد "بعد زمان" است که vdash online آن را برای شما قرار داده است. اگر Home را از پنل سمت چپ انتخاب کنید، سر برگ دومی که مشاهده می کنید Data Analysis می باشد و با انتخاب Create Date Dimension بعد زمان برای شما ایجاد می شود (شکل 13).

بعد زمان

شکل 13

در این لحظه به Data Sets بر میگردیم و در دادگان مورد نظر سر برگ Dimensions بعد (های) ایجاد کرده را به دادگان وصل می نماییم (شکل 14).

بعدها

شکل 14

حالا نوبت به تعریف متریک ها و فیلدهای محاسباتی می رسد، که در واقع برای شما اندازه و مقدار آن ها اهمیت دارد و در این بخش می خواهید که محاسباتی روی فیلدهای پایگاه داده انجام شود. برای هر فیلد محاسباتی ای که در این بخش تعریف می کنید باید نام، فرمول، نحوه جمع بندی، و نوع نمایشی را مشخص کنید (شکل 15).

متریک ها

شکل 15

اگر در سازمانتان شاخص کلیدی عملکرد تعریف شده است، می توانید در قسمت KPIs آن ها را تعریف کنید.

مشابه قسمت ایجاد بعد، ایجاد دادگان نیز با کلیک بر روی Transform پایان می پذیرد و در اینجا نیز باید پس از هر تغییری عمل Transform انجام شود(شکل16).

انتقال

شکل 16

به همین راحتی توانستید در vdash online مدل سازی کنید و از حالا به بعد می توانید اطلاعاتتان را با انواع نمودار، چارت به نمایش در آورید. برای این کار بر روی بازگشت کنید و شروع یک داشبورد جدید را انتخاب نمایید و از منوی نمودار به طور مثال نمودار میله ای عمودی را انتخاب کنید(شکل 17).

نمودار

شکل 17



تحلیل شاخص های کلیدی عملکرد با گیج

تا اینجا توانسته ایم داشبوردی ایجاد نماییم که شامل نمودار های

برای به تصویر کشیدن اطلاعاتمان می باشد و در این مقاله نمودار گیج را بررسی می نماییم که از جمله نمودارهای مورده علاقه اکثر مدیران می باشد.

از نکات حائز اهمیت و مورد علاقه مدیران مسئله شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) می باشد . در واقع برای هر سازمانی وضعیت کنونی که در آن قرار دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد که نتیجه این وضعیت نسبت به شاخص های تعریف شده آن سازمان سنجیده میشود و می دانیم که اجزای اصلی هر شاخص از مقدار واقعی که نشان دهنده وضعیت موجود و مقدار هدف که مشخص کننده، هدف نهایی سازمان در یک مورد خاص ، تشکیل شده است. حال چگونگی مشاهده و تحلیل این شاخص ها را در این مقاله توضیح می دهیم.

یکی از ابزارهای نمایش دقیق و آسان شاخص ها ، نمودار گیج می باشد.

اکنون به توضیح موارد زیر می پردازیم :

انواع نمودار گیج

  • 1. گیج خطی
 گیج خطی

شکل1

  • 2. گیج نیم دایره
گیج نیم دایره

شکل2

  • 3. گیج حلقه ای
نمودار حبابی

شکل3

در نمودار گیج رنگ ها و علامت هایی وجود دارد که مفاهیم بخصوصی دارند.


خط هدف : مشخص کننده هدفی و میران هدفی است که دنبال میکنیم و در نمودار گیج خطی به صورت خط قرمزی نمایش داده می شود (شکل 4).

گیج حلقه ای

شکل4

رنگ های قرمز، صورتی  هر کدام مفهوم خاصی دارند که به توضیح آن ها می پردازیم. دایره قرمز در کنار گیج خطی و یا محدوده قرمز در گیج نیم دایره و حلقه ای نشان دهنده این است که وضعیت ما در رنج بحرانی قرار دارد و با هدف فاصله دارد و به هدف نرسیده است.) همانند شکل 4(

دایره صورتی در کنار گیج خطی و یا محدوده صورتی در گیج نیم دایره و حلقه ای برای نمایش بهتر این مطلب که در رنج قابل قبول قرار داریم و هدف را پشت سر گذاشتیم ، می باشد (شکل 5).

رنگ ها

شکل5

زمانی که وضعیت قابل قبول باشد هیچ دایره ای نمایش داده نمی شود.

این علائم و رنگ ها در تصمیم گیری ها کمک بسزایی به مدیران می کنند.

آنچه در مقاله بعد می خوانید » ماتریس تک محوری و دو محوری

فرمول نویسی در vdash

در مقالات فیلدهای محاسباتی و شاخص ها به قسمت های فرمول، مقدار واقعی ، هدف ، وضعیت و رنج اشاره شد. برای این موارد باید فرمولی جهت محاسبه مقدارشان نوشت تا فیلد محاسباتی و شاخص بر مبنای آن اندازه گیری شود . بهتر است که قبل از مطالعه این بخش مقالات فیلدهای محاسباتی و شاخص ها را به خوبی فرا گرفته باشید.

در این مقاله به آموزش کامل فرمول نویسی می پردازیم.

هر جایی که نیاز باشد که فرمولی نوشته شود از (expression)Expr استفاده شده که با کلیک بر روی آن پنجره مربوط به فرمول نویسی باز می شود.

بارها گفته شده که vdash نرم افزاری کاربر پسند و با کارکردی آسان است . نمونه بارز این وسژگی را حال با هم می بینیم.

هر زمان که اسم فرمول می آید این حس در افراد قالب می شود که با مفاهیم سخت و پیچیده سر و کار دارند، می خواهیم این افکار را دگرگون کنیم.

فرمول نویسی در vdash را می توانیم به 5 طریق انجام دهیم.

در حالت کلی هر آنچه که در عبارت (expression) پایگاه داده شما قابلیت انتخاب (Select) شدن داشته باشد را می توانیم در vdash به عنوان فرمول تعریف کنیم.

حالت اول » فرمول های عددی

آسان ترین فرمول می تواند از نوع عددی باشد ، یعنی می توانیم مثلا 5 را به عنوان یک فرمول تعریف کنیم(شکل 1).

فرمول عددی

شکل 1

حال دوم » فرمول های تک فیلدی

در این حالت یکی از فیلدهای موجودیت که با آنها آشنا شدیم را کافی است از لیست فیلدهای موجودیت انتخاب کنیم که در این حالت با کلیک بر روی فیلد مورد نظر در پنجره فرمول نویسی نام سیستمی آن فیلد نمایش داده می شود (شکل 2).

تک فیلدی

شکل 2

حالت سوم » فرمول های دارای عملگرهای ریاضی

در این حالت فرمول با دو یا چند تا از فیلدهای موجودیت و عملگرهای ریاضی (جمع ، تفریق، ضرب و تقسیم) تعریف می شود.برای مثال می توانیم چنین قرمولی را تعریف نماییم.

(SalesAmount - TotalProductCost) / SalesAmount

حالت چهارم » فرمول های تجمعی

در این نوع از فرمول ها تمامی توابع تجمعی (Aggreagation Functions) که در پایگاه داده شما تعریف شده است می توان استفاده کرد.

برخی از Aggreagation Functions های مهم و پرکاربرد عبارتند از :

میانگین AVG :
مجموع SUM :
شمارش تعداد Count :
ماکسیمم Max :
مینیمم Min :
واریانس Var :

با این حساب می توانیم چنین فرمولی را در vdash تعریف کنیم :

Sum(SalesAmount) - (Sum(TotalProductCost) + AVG(TaxAmt) + Count(Freight))) / Sum(SalesAmount)) * (rand(Sum(SalesAmount))

حالت پنجم » فرمول های شرطی

در این نوع از فرمول نویسی از توابع شرطی پایگاه داده تان استفاده می شود. اگر با زبان پاسگاه داده آشنا نیستین ، نگران نباشید تنها کافی است بدانید که این نوع فرمول نویسی به صورت اگر و آنگاه و در قالب زیر تعریف می شود.

Case

When (شرایط شرط)

then (عمل جایگزین شرط)

end

مثلا (شکل 3):

case when AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) >= 0.9 then 1 when AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) < 0.9 AND AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) >= 0.8 then 0 else -1 end

تک فیلدی

شکل 3

ملاحظه کردید که به سادگی توانستیم فرمول های لازم را در vdash بنویسیم.

آنچه در مقالع بعد می خوانید » مدیریت و سطح دسترسی کاربران

تعریف و ایجاد شاخص های کلیدی عملکرد در vdash

KPI یا شاخص های کلیدی عملکرد به سازمان کمک می کند تا فرآیند دستیابی به اهداف سازمان را تعیین و یا اندازه گیری کنند. در واقع عملکرد فعلی سازمان را به ما نمایش میدهد در کنار هدفی که باید به آن دست یابیم و اینکه چه میزان به اهدافمان نزدیک و یا دور هستیم. در نتیجه می توانیم تصمیماتی درست در جهت بهبود کارایی سازمانمان اتخاذ نماییم.

شاخص های کلیدی عملکرد مشابه متریک ها هستند با این تفاوت که برای آنها هدفی مشخص شده است و با آن هدف مقایسه می شوند.

در دو مقاله قبلی به

» طراحی مدل اطلاعاتی

» تعریف فیلد های محاسباتی

پرداختیم و حالا شاخص های کلیدی عملکرد را تعریف و ایجاد می کنیم.

پس از انتخاب کنترل پنل از منل تنظیمات ، مدل مورد نظر را انتخاب کرده و بر روی طراحی مدل اطلاعاتی کلیک می نماییم(شکل 1).

انتخاب مدل

شکل1

حال موجودیت مورد نظرمان را که می خواهیم شاخص های کلیدی عملکرد را برای آن تعریف کنیم انتخاب می نماییم(شکل2).

انتخاب موجودیت

شکل2

پس از انتخاب موجودیت مورد نظر سربرگ مربوط با شاخص ها را انتخاب می نماییم(شکل3).

اضافه کردن شاخص

شکل3

برای اضافه کردن شاخص ، کافی است که روی لینک شاخص جدید کلیک کنیم(شکل 4). تا سطر مربوط به تنظیمات شاخص ایجاد شود.

شکل4

برای هر شاخصی که بخواهیم تعریف کنیم موارد زیر را باید تعریف نماییم :

  • نام : نامی که سیستم برای شاخص مورد نظر در نظر میگیرد که باید انگلیسی باشد.
  • عنوان نمایشی : نامی که شاخص با آن نشان داده می شود و فارسی است(شکل5).

شکل5

  • مقدار واقعی : نحوه محاسبه فیلدی که بع عنوان شاخص تعریف شده است را نشان می دهد(شکل 6). در مقاله فرمول نویسی به طور کامل آموزش داده می شود.

شکل6

  • هدف : فرمول مخاسبه هدفی که برای این شاخص از سازمان در نظر گرفته شده و یا خود مفدار هدف را در این قسمت تعیین و تعریف می نماییم(شکل 7).

شکل7

توجه : ممکن است مقدار واقعی و هدف یکی باشد و این بستگی به نوع شاخص و کسب و کار شما دارد.

  • وضعیت : مقدار واقعی همان مقدار اندازه گیری شده برای فیلد مورد نظر است که الان در آن حالت قرار دارد (شکل8).

شکل8

  • رنج : در این قسمت منوی آبشاری ای برای ما به نمایش در می آید که می توانیم مشخص کنیم که رنج شاخص به چه صورت باشد که نسبت به میزانی که برای آن تعریف می نماییم تعیین می گردد(شکل9).

شکل9

رنج به سه دسته تقسیم می شود :

  • 1. رنج بحرانی
  • 2. رنج قابل قبول
  • 3. رنج خوب

هر کدام از این رنج ها محدوده ای دارند که شروع و پایان رنج شاخص را مشخص می کند که با (از و تا ) تعیین می شود با کلیک بر روی هر کدام از انواع رنج پنجره ای مشابه فرمول نویسی باز می شود که رنج هم می تواند به صورت یک عدد تعریف شود (شکل10) و هم می تواند فرمول (11) باشد.

شکل10

شکل11

  • نوع نمایشی : جنس شاخص را تعیین میکند که اگر عدی باشد از (Integer/Decimal) اگر شاخص مالی باشد ( Money or Currency) و اگر شاخص ما از نوع درصدی باشد Percentage را انتخاب می کنیم(شکل 12).

شکل12

اگر نیاز داریم که هم زمان با رسم نمودار شاخص آن نیز نمایش داده شود ، پیش فرضی برای شاخص هایکان تعیین می کنیم.

آنچه در مقالعه بعد مطالعه می کنید » فرمول نویسی

تعریف و ایجاد بعد در vdash

فیلدهای محاسباتی و KPI ها تقریبا بدون اینکه با چیزی مقایسه شوند، بی معنی می شوند.

در واقع "بعد" (Dimension) می تواند اطلاعاتمان را به قسمت های معنی دار تقسیم کند و دید بهتری از کسب و کارمان را به ما بدهد تا بتوانیم تصمیمات بهتری بگیریم.به عبارت خیلی (Data set) استفاده می شود.هر دادگانی می تواند بعد های مختلف داشته باشد.برای نمونه دادگان مربوط به فروش اینترنتی را در نظر می گیریم که می تواند به ابعاد مختلفی نظیر مشتری،منطقه جغرافیایی،موقعیت جغرافیایی،محصول،تاریخ و یا چیز های دیگر تقسیم شود(شکل 1).

بعد فروش اینترنتی

شکل1

علاوه بر اینکه هر دادگانی می تواند چند " بعد" داشته باشد، هر "بعد" نیز می تواند متعلق به چندین دادگان باشد.فرض کنید مدل ما دادگانی نظیر فروش فصلی پرسنل(شکل 2-الف) و واحد پشتیبانی (شکل 2-ب)را شامل میشود، هر دوی این دادگان می توانند به بعد تاریخ متصل گردند.

بعد واحد پشتیبانی

شکل 2-الف

بعد فروش فصلی پرسنل

شکل 2-ب

حال که با مفهوم بعد آشنا شدیم با هم یک بعد ایجاد می کنیم.البته قبلا با توجه به مقاله مدلسازی و اتصال به پایگاه داده، مدل مورد نظر را ساخته و به پایگاه داده مربوطه وصل کرده ایم.

مراحل ایجاد بعد عبارتست از:

  • 1. نام گذاری
  • 2. نوشتن دستورات فراخوانی اطلاعات از پایگاه داده
  • 3. مشخص کردن Attributes
  • 4. سلسله مراتب

نام گذاری

با ذکر یک مثال درک ملموس تری از مطالب را ارائه می دهیم:

فرض کنید می خواهیم برای دادگان مربوط به فروش فصلی که در مقاله دادگان توضیخ داده شده است "بعد" تاریخ را ایجاد نماییم.در قسمت New+ Dimensions در پنجره General برای بعد مورد نظر داریم : (شکل 3)

نام سیستمی که باید انگلیسی و بدون فاصله باشد :Dimension Name

نام نمایشی که باید فارسی باشد : Display Name

ایجاد بعد تاریخ

شکل3

نوشتن دستورات فراخوانی اطلاعات از پایگاه داده

سپس برای بعدی که تعریف کرده ایم باید بگوییم که متعلق به کدام پایگاه داده است (شکل 4) که در این مثال پایگاه داده ما AdventureWorksDWPersian و همچنین برای فیلدهایی که از پایگاه داده نیاز داریم باید Query مربوط به فراخوانی آن ها را بنویسیم:

" SELECT DateKey, AlternateDate, PersianDate, DayOfWeekNumber, DayOfWeekName, DayOfMonthNumber, MonthOfYear, MonthOfYearName, MonthKey, MonthName, QuarterOfyearNumber, QuarterOfYearName, QuarterKey, QuarterName, Year FROM DimDatePersian "

و در نهایت با اجرای Show Preview Data فیلدهای نوشته شده هم نمایش داده می شوند و هم در قسمت Attributes اضافه می گردند.(شکل 5).

تعیین پایگاه داده بعد

شکل4

پیش نمایش کوئری بعد

شکل5

مشخص کردن Attributes

در ادامه Attributes را مشخص میکنیم. Attributes در واقع اجزای تشکیل دهنده بعد هستند، در واقع مجوعه موارد و خصوصیاتی که به شرح بیشتر و دقیق تر یک بعد می پردازند. برای مثال بعد تاریخ از سال،فصل،ماه، روز تشکیل شده است.پس سال،فصل،ماه و روز Attribute های بعد تاریخ هستند که از پایگاه داده نیز فراخوانی شده اند. برای هر Attributes باید موارد زیر را مشخص کنیم:) شکل 6)

نامی که در سیستم ذخیره می شود : Name

نامی که برای Attribute مورد نظر نمایش داده میشود : Display Name

مقداری که کاربر مشاهده میکند : Display Column

مقداری که سیستم در نظر میگیرد : Value Column

فیلدهایی که می توان مرتب کرد : Sort by value

کوئری بعد

شکل6

Sort by value : این قسمت مشخص می کنیم که نمودار های ما بر اساس چه فیلد یا فیلدهایی بتوانند عمل مرتب سازی را انجام دهند.

برای درک بهتر از مفاهیم Display Columnو Value Column مثالی بیان می کنیم: در Attribute ماه، Display Name ماهها (فروردین،اردیبهشت،خردادو...) هست و Value Column 1،2،3،....12 می باشد. اعمالی مانند فیلتر کردن و مرتب کردن و ... بر اساس Column انجام می گیرد.

همانطور که گفتیم یکی از دلایل ایجاد بعد مرتب کردن فیلدهاست، در قسمت Sort by value می توانیم مخص کنیم که کدام Attributes مرتب سازی شرکت کنند.(شکل 7)

سلسله مراتب Hierarchy

بعضی از بعد ها داری Attribute های سلسله مراتبی هستند یعنی یکی از مجموع دیگری یا دیگری ها ایجاد میگرد و ترتیب قرار گیری Attribute ها اهمیت دارد.مثلا بعد تاریخ که شامل Attribute های سال، فصل، ماه و روز می باشد در سر برگ Advance می توانیم به این صورت عمل میکنیم:

روز Key Attribute:

از بالا به پایین  سال / فصل / ماه / روز Hierarchy:

با دابل کلیک می توانیم موردی را اضافه یا حذف کنیم(شکل 7).

از سلسله مراتب برای Drill Down و Drill Up استفاده میکنیم که در مقاله مربوط به خود توضیح داده خواهد شد.

لازم به ذکر است که هر بعدی الزاما سلسله مراتب ندارد، بعدهایی نظیر زمان، مکان ، ساختار سازمان ها از نوع سلسله مراتبی هستند.

سلسله مراتب

شکل7

برای درک بهتر روند کار بعد محصول را نیز با هم بررسی می نماییم.

هر محصول دارای نام و گروه و زیر مجموعه هایی و مشخصات ظاهری اعم از استایل و رنگ و سایز و مدل می باشد.تمامی این موارد به عنوان Attribute بعد محصول شناخته می شوند.

برای این بعد نیز ابتدا نام سیستمی و سپس نام نمایشی انتخاب می نماییم(شکل 8).

تعریف بعد محصول

شکل8

مرحله بعد نوشتن Query می باشد، و تمام فیلدهای مورد نیاز از پایگاه داده فراخوانی می گردد و پایگاه داده که AdventureWorksDWPersian است تعیین می شود(شکل 9).

" SELECT DimProductCategory.ProductCategoryKey, DimProductCategory.EnglishProductCategoryName, DimProductCategory.PersianProductCategoryName, DimProductSubcategory.ProductSubcategoryKey, DimProductSubcategory.EnglishProductSubcategoryName, DimProductSubcategory.PersianProductSubcategoryName, DimProduct.ProductKey ProductId, DimProduct.EnglishProductName, DimProduct.PersianProductName, DimProduct.Color, DimProduct.ColorPersian, DimProduct.Size, DimProduct.Class, DimProduct.ClassPersian, DimProduct.Style, DimProduct.ModelName, DimProduct.ModelNamePersian FROM DimProductCategory RIGHT OUTER JOIN DimProductSubcategory ON DimProductCategory.ProductCategoryKey = DimProductSubcategory.ProductCategoryKey RIGHT OUTER JOIN DimProduct ON DimProductSubcategory.ProductSubcategoryKey = DimProduct.ProductSubcategoryKey "

کوئری بعد محصول

شکل9

با کلیک بر روی Show Preview Data علاوه بر نمایش فیلدها مقادیر آن ها ، به بخش Attribute اضافه می گردند.

نوبت به تعریف و تنظیم Attributes رسیده ، که همانطور که پیش تر گفتیم تمامی جزییاتی که محصول را ایجاد می کنند به عنوان Attribute تعریف می شوند(شکل 10و11).

پیش نمایش کوئری محصول

شکل10

اتریبیوت محصول

شکل11

مراحل قبل را با هم مرور می کنیم که Name همان نامی است که در سیستم برای فیلد ثبت می شود. و Display Name نامی است که Attribute با این نمایش داده میشود یعنی زمانی که بخواهیم اطلاعاتمان را به صورت گراف مشاهده کنیم ، گروه محصول و زیر گرئه محصول برای ما نمایش داده می شود. Display Column که آن چیزی است که کاربر از جزییات محصول مشاهده میکند و کدهای این جزییات در Value Column میگیرد. برای نمونه اسم گروه محصول را کاربر میبیند (PersianProductCategoryName) کد گروه محصول (ProductCategoryKey) را کاربر نمیبیند و در سیستم نگه داشته می شود.

اگر می خواهیم که زمانی که نمودار رسم می شود بتوانیم بر اساس گروه محصول عمل مرتب سازی را انجام دهیم در قسمت Sort by Value محصول را علامت میزنیم.

از آنجایی که هر گروه محصول، دارای زیر گروه هایی هست ، پس باید برای آن سلسله مراتب تعریف کنیم (شکل12) .

سلسله مراتب محصول

شکل12

برای اتمام کار ایجاد بعد Save Model را کلیک می کنیم تا تمام تغییرات ذخیره گردند.

ذخیره کردن مدل

شکل13

آنچه مقاله بعد می خوانید >> تعریف و ایجاد دادگان

آیا دپارتمان منابع انسانی نیاز به تصمیمات داده محور دارد ؟


سال هاست شرکت ها و سازمان های بزرگ و کوچک هر نوع داده ای را آنالیز می کنند، داده های مربوط به مشتری ، محصول ، داده های مالی. ولی یک استثنا وجود داشته است : داده های منابع انسانی .

این مسئله نیاز به تغییر دارد. به خصوص در زمان رکود اقتصادی، بخش منابع انسانی باید کارمندان را مانند دارایی های استراتژیک مدیریت کنند ، و یک راه برای انجام این کار ، تجزیه و تحلیل داده های منابع انسانی است.

از جمله مزایای دیگر این است که تجزیه و تحلیل داده ها می توانند به بخش منابع انسانی برای مدل کردن نیروی کار خود  کمک کنند تا مطمئن شوند که کسانی که استخدام می شوند دقیقا دارای توانایی های مورد نیاز هستند و به سازمان برای رسیدن به اهدافش کمک می کنند . 

تجزیه و تحلیل داده ها همچنین می تواند در برنامه ریزی های مربوط استخدام ،جانشینی و تصمیم گیری کمک کند ، هنگامی که کارمندان مسن تر بازنشسته و کارمندان جدید به بازار کار وارد می شوند، و می توان با شناسایی بهترین گام بعدی برای یک کارمند ، مانند یک گواهینامه جدید و یا انتقال به بخش های مختلف دیگر ، تصمیمات حساب شده ای اتخاذ کرد. 

آنالیز و تحلیل در زمان تعدیل نیرو - یک واقعیت ناگوار در زمان بحران اقتصادی - نیز بسیار مهم است .به تصمیم گیرنده ها کمک می کند که نیروهای بسیار عالی را از متوسط جدا کنند . وقتی که تعدیل الزامیست سازمان باید از تصمیمی که می گیرد مطمئن باشد که چربی را جدا می کند و نه عضله را . 

عملی کردن تجزیه تحلیل منابع انسانی 

مانع اصلی شرکت ها از اجرای تجزیه و تحلیل داده های منابع انسانی فقدان اطلاعات کارمندان ، اطلاعات حقوق و دستمزد، بررسی عملکرد، سطح آموزش و پرورش و ... نیست . بلکه داده های انبار شده است. 

بسیاری از دپارتمان های  منابع انسانی IT را کنار گذاشته اند و با استفاده از برنامه های کاربردی SaaS به مدیریت انواع مختلف داده های کارمندان می پردازند که با مشکل اتصال به منابع داده های داخلی مانند سیستم حقوق و دستمزد مواجه هستند . در نتیجه، معجونی از داده های متفاوت وجود دارد که تقریبا جمع آوری و تجزیه و تحلیل آنها غیر ممکن است. 

محاسبه ROI از تجزیه و تحلیل منابع انسانی نیز دشوار است دقیقا به این خاطر که بسیاری از سیستم های HR و برنامه های کاربردی با سیستم های مالی یکپارچه نمی شوند . فقدان داده های تاریخی همچنین باعث می شود اندازه گیری ROI  دشوار باشد. اما یک تغییر حتی یک نقطه یا دو درصد در نرخ جانشینی و یا حفظ کارمندان می تواند اثر قابل توجه مالی داشته باشد.

تجزیه و تحلیل منابع انسانی برای شرکت ها از تمام اندازه ها، به استثنای کسب و کارهای کوچک با ( کارکنان در حدود 250 یا کمتر )توصیه می شود .اگر کسب و کار کوچکی دارید نگران نباشید ،  هزینه استخدام فردی و یا کسی که درست کار نمی کند با اندازه سازمان شما تغییر نمی کند .

یک رویکرد پنج مرحله ای برای سازمان تا برای مدیریت بهتر نیروی کار خود به طور موثر داده های منابع انسانی را تجزیه و تحلیل کنید :

مرحله 1

 اول از همه شرکت نیاز به انجام یک بازرسی کامل از تمام داده های کارکنان و منابع انسانی خود و سپس برنامه ریزی دارد . ابزارهای یکپارچه سازی داده متعددی در بازار برای کمک به شرکت ها در این زمینه وجود دارد.

مرحله 2

هنگامی که داده ها یکپارچه شد ، شرکت ها باید معیارهای اندازه گیری تعیین کنند. این شامل یک فرایند سه مرحله ای است :

  •  با معیارهای گذشته نگر شروع کنید،
  • به سمت تجزیه و تحلیل و پیش بینی حرکت کنید ، آنالیز آینده نگر داشته باشید .
  •  و در نهایت  KPI ها را اساس داده های گذشته بررسی کنید. این معیارها باید به طور مستقیم به نتایج کسب و کار مرتبط باشند و  فقط متمرکز بر روی کاهش هزینه ها نباشد.  این همان دلیل وجود متریک های فرآیند محور است . 

مرحله 3.  شرکت ها مجبورند یک استراتژی فن آوری را انتخاب کنند و از نرم افزاری برای انجام تجزیه و تحلیل استفاده کنند . 

مرحله 4. با به دست آمدن تجزیه و تحلیل گام بعدی تعیین قالب ارائه نتایج برای اطمینان حداکثر اثربخشی است. "یک صفحه گسترده اکسل موثر نخواهد بود " "شما نیاز مدل های مختلف تحویل ، مانند گزارش های گرافیکی و ابزار تعاملی، تا مردم در واقع بتوانند داده ها شما درک کنند اگر لازم بود دستکاری کنند و در نهایت بر اساس آن تصمیم عملیاتی اتخاذ شود " 

مرحله 5. در نهایت، شرکت باید برای رسیدن به تغییرات مدنظر آماده و مایل به تغییر و اصلاح رویکرد خود باشد. 


"مدیریت موثر نیروی کار از طریق تجزیه و تحلیل داده منابع انسانی نیاز به یک تغییر در طرز فکر دارد. "


 شما همان طور که نیاز به سرمایه گذاری مقدار زیادی پول برای اتوماسیون یک فرایند دارید.به سرمایه گذاری بزرگی به منظور حصول اطمینان از اینکه  آیا فرد مناسب در جایگاه مناسب ،مشغول انجام کار درست می باشد یا خیر ، نیاز دارید .  

چه چیزی شاخص های کلیدی عملکرد را موثر می کند؟

ارزش یک شاخص کلیدی عملکرد به عکس العملی است که باعث آن می شود. در اکثر موارد، سازمان ها شاخص های عمومی صنعت خود را کورکورانه به کار می گیرند و از اینکه این شاخص ها وضعیت کسب و کار خودشان را بازگو نمی کند و تاثیر مثبتی بر روند عملکرد آن ندارد متعجب می شوند. یکی از مهم ترین جنبه های شاخص های کلیدی عملکرد، این است که شاخص ها نوعی برقراری ارتباط هستند. مانند همه ارتباط های دیگر، اطلاعات شفاف و با ارزش، در کاربری این شاخص ها بسیار موثرند.

برای طراحی و فرمول نویسی شاخص های کلیدی عملکرد، تیم شما می بایست از پایه شروع کند و اهداف سازمان را خوب بفهمد. شما برای رسیدن به این اهداف چه برنامه ای دارید و چه کسی می تواند نسبت به این اطلاعات عکس العمل نشان دهد. این کار می بایست یک چرخه بازگشتی باشد و در هر چرخه با دریافت بازخوردهای مختلف از آنالیزور ها، مدیران و سران دپارتمان ها، تکامل یابد. با انجام این کار در چرخه های متوالی، شما درک بهتری پیدا می کنید که کدامیک از فرآیندهای کسب و کارتان باید با شاخص های کلیدی عملکرد اندازه گیری شوند و اطلاعات آن با چه کسانی به اشتراک گذاشته شود.

شاخص های کلیدی عملکردقابل اندازه گیری و قابل شمارش هستند و میزان موفقیت در فاکتور های کلیدی سازمان را منعکس می نمایند. این شاخص ها در سازمان ها و کسب و کارهای مختلف، متفاوت طراحی می شوند:

در یک کسب و کار تجاری، ممکن است یکی از شاخص های کلیدی عملکرد، درصد درآمد حاصل از بازگشت مشتریان باشد.

در یک مرکز آموزشی، تمرکز روی نرخ فارغ التحصیلان است.

در دپارتمان خدمات مشتریان، ممکن است درصد پاسخگویی به مشتریان در دقیقه اول، یکی از شاخص ها باشد

یا یک شاخص کلیدی عملکرد برای ارگان خدمات اجتماعی ممکن است تعداد مراجعین خدمتگزاری شده در طول یک سال باشد

این شاخص ها به هر شکلی که انتخاب یا طراحی شوند، می بایست اهداف کلیدی سازمان را منعکس نمایند. باید کلید موفقیت کسب و کار باشند و باید قابل اندازه گیری باشند. این شاخص ها معمولا آیتم های بلندمدت تلقی می شوند. تعاریف آنها و نحوه محاسبه آنها معمولا دستخوش تغییر نمی شود، ولی هدف گذاری شاخص ممکن است با تغییر اهداف سازمان یا با نزدیک شدن به هدف اولیه تغییر کند.

شاخص ها را باید SMART طراحی کرد.

علاوه بر طراحی هوشمندانه شاخص ها، می بایست این شاخص ها دارای پنج خصوصیت اصلی باشند:

Specific یا مشخص و دقیق: آیا هدف شما مشخص و دقیق است؟

Measure یا اندازه گیری: آیا می توانید میزان پیشرفت خود را به سمت هدف اندازه گیری کنید؟

Attainable یا قابل دسترسی: آیا هدف شما در حالت واقع بینانه قابل دسترس است؟

Relevant یا مربوط: هدف شما چگونه به سازمان شما مربوط می شود؟

Time-Bound یا متصل به زمان: برای دسترسی به این هدف زمانبندی چگونه است؟

البته بهتر است حتی هوشمندانه تر (SMARTER) با شاخص های کلیدی عملکرد رفتار کنیم

با گسترش خصوصیات هوشمندانه شاخص های کلیدی عملکرد، آن را هوشمندانه تر کنیم. با اضافه کردن دو خصوصیت Evaluate یا ارزیابی و re-Evaluate یا ارزیابی مجدد. این دو گام بسیار مهم هستند. چراکه شما همواره کارایی و میزان ارتباط شاخص های خود را ارزیابی می کنید. برای مثال اگر در یک سال فراتر از هدف تان درآمد داشتید، باید بررسی کنید که آیا این اختلاف به دلیل هدف گذاری بدبینانه (هدف پایین) بوده یا به فاکتور دیگری وابسته بوده است.

شاخص های بررسی سود به تنهایی پاسخگوی مدیریت کسب و کار شما نیستند !


این سناریو را تصور کنید. امروز 15 ام ماه است . شما تازه وضعیت مالی ماه پیش به دستتان رسیده پشت میزتان می نشینید تا آن ها را بررسی کنید .صفحه به صفحه بررسی می کنید ، گزارش این ماه به نظر خوب نمی رسد . سود این ماه 3 میزان پایین تر از آن چیزیست که انتظار داشتید .

به عنوان مدیر مالی ، نتایج رو به مدیر عامل نشان میدهید بعد از یک بررسی کوتاه، می گوید : " هزینه ها نباید انقدر زیاد می شدند! چه اتفاقی برای هزینه نیروی انسانی پروژه افتاده است ؟"

شما می خواهید مسائل را دقیق تر بررسی کنید . پس به حسابداری فشار می آورید تا سرعت  فرآیند صدور صورت حساب ها را افزایش دهد . با پیمانکار یا سرکارگر تماس می گیرید تا تعداد کارگران و در نتیجه هزینه نیروی انسانی را کم کند . و اقداماتی دیگر برای اصلاح وضعیت انجام میدهید .

3 مورد اساسی وجود دارد که باید در نظر بگیرید :

1. سوابق مالی را بررسی کنید و اقداماتی بر اساس آنها انجام دهید .

2. متغیرهای مالی تمام داستان نیستند و تنها بینش محدودی در مورد کسب و کار می دهند .دیگر متغیر ها را نیز در نظر بگیرید . 

3. به دنبال جواب این سوال باشید که دیگران در سایر بخش ها چه کار می کنند و چه تاثیری در رسیدن به هدف های مالی شرکت می گذارند ؟


سوابق مالی در مدیریت یک کسب و کار بسیار مهم است ولی برای ماندن شرایط رقابتی باید دید گسترده تری داشته باشید .


مدیران عامل و مدیران مالی که کسب و کار خود را فقط بر اساس وضعیت های مالی مدیریت می کنند ممکن است که شرکت های بسیاری موفقی را راهبری کنند ؛ گرچه بدون شاخص های متنوع دیگر برای آینده نگری ، مصداق بارز آن هستند که تمام عمر مدیریتی خود در حال مدیریت و راهبری از طریق آینه ای بوده اند که پشت سر را نشان می دهد.


ما عقیده داریم سازمان هایی که برای شناسایی ،اندازه گیری و راهبری تصمیم ها بر اساس سوابق مالی ، عملکردی و همچنین متغیرهای آینده نگر وقت میگذارند بیشترین شانس رسیدن به موفقیت دارند . به این متغیرها و شاخص های آینده نگر، KPI یا شاخص های کلیدی عملکرد می گویند .


منبع 

چگونه با تعریف شاخص کلیدی عملکرد( KPI ) به اهدافتان می رسید ؟


شاخص کلیدی عملکرد یا KPI دقیقا چیست ؟

شاخص :

یک نشانه که به شما در مورد یک وضعیت اطلاعات می دهد و توجه شما را به آن جلب می کند . معمولا یک عدد ، درصد یا کد رنگ است که سریعا شما را از وجود یک خواستنی یا ناخواستنی را آگاه می سازد .

کلیدی :

یک جنبه مهم و حیاتی . به این معنی که شما باید اولویت بندی کنید . گرچه به این معنی نیست که باید چیزی را روی لیست کارها جا بیاندازید . هرچیزی که قابلیت اندازه گیری شدن داشته باشد را نمیتوان به عنوان یک متریک کلیدی در نظر گرفت .با یک عدد قابل مدیریت شروع کنید . معمولا سازمان ها بین 3 تا 7 شاخص کلیدی عملکرد تعریف می کنند .

عملکرد :

رفتاری که در آن موردی فعالیت ،کارکردی و یا برخوردی دارد . درست مثل عملکرد موتور که فقط با میزان مصرف سوخت در هر کیلومتر اندازه گیری نمی شود ، عملکرد یک شرکت هم فقط با متریک های سود شرکت بررسی نمی شود .

شاخص های کلیدی عملکرد ( KPI )

یکی از پرکاربردترین مفاهیم در کسب وکار و مدیریت هستند . بسیار معمول است که هر متریک یا داده ای را زبان مدیریت ترجمه میکنیم . اما نقش KPI خیلی کلیدی تر و مهم تر است . در حقیقت KPI یکی از مهم ترین نقاط راهبری کسب و کار است .

بهترین تعریف KPI

KPI ها کارت های امتیاز دهی هستند که به شما کمک می کنند استراتژی خود را در مسیر مشخص راهبری کنید . آنها برای شما امکان مدیریت ، کنترل و رسیدن به نتیجه دلخواه را فراهم می کنند .

داشبورد KPI:

برای نگه داری کل کسب و کارتان بر روی مسیر استراتژی از پیش تعیین شده باید از داشبورد KPI استفاده کنید .داشبورد KPI ارائه گرافیکی مناسب از تمام شاخص های کلیدی عملکرد تعریف شده و یا مهم شما است که وضعیت در لحظه موضوع مورد بررسی و میزان فاصله تان تا مقدار هدف را در کمتر از 30 ثانیه به شما نشان می دهد .  لازم نیست تعداد زیادی KPI را انتخاب کنید فقط باید با دقت انتخاب کنید ، در زمان های مناسب به صورت دوره ای ارزیابی کنید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید .

چطور KPI  انتخاب کنیم ؟

  • نتیجه دلخواه تان را شناسایی کنید :

همیشه با شناخت کامل بر خواسته ها و ایده آل هایتان شروع به ساخت KPI کنید . مشکلی نداره که فقط بگید : " می خواهم بیشتر بفروشم " ، اما سعی کنید دقیق تر باشید. چگونه اینکار را انجام می دهید ؟ آیا چرخه فروش خود را نصف می کنید ؟ آیا 50% بیشتر مخاطب جذب میکنید ؟ آیا موقعیت مصرف جدیدی ایجاد می کنید ؟ آیا مشتری های وفادار خود را مجبور می کنید 30 % بیشتر خرید کنند ؟ اگر در مورد کاری که می خواهید انجام دهید مطمئن باشید آنگاه می توانید KPI تولید کنید .

  • کارت های امتیاز : حالا باید تعدادی متغیر و فاکتور کمی با کیفی انتخاب کنید ( معمولا کمتر از 6 تا ) که بنا به تشخیص شما مهم ترین عوامل برای رسیدن به اهدافتان هستند . 
برای مثال : اگر در مدیریت فروش کسب و کار آنلاین خود می خواهید چرخه فروش را نصف کنید می توانید موارد زیر را بررسی کنید :
  1.  کلمات کلیدی ( مواردی که توضیح دهنده ی نیاز هاییست که برند شما تامین می کند)
  2.  تعداد بازدید کنندگان خاص  وبسایت
  3. "bounce rate " وبسایت برای فهمیدن آنکه آیا وبسایت شما مرتبط هست ؟آیا افراد بیش از یک صفحه را بازدید می کنند ؟
  4. فروش
  5. میانگین ارزش مشتریان – از آنجایی که خرید بیشتر نشان دهنده ی نزدیک شدن شما به هدفتان است.

    • استراتژی خود را راهبری کنید:
    از داده هایتان ، نمودارها و گیج های  KPI رسم کنید و داده های واقعی عملکرد خود را با هدف های واقع بینانه تعیین شده مقایسه کنید.