وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

آیا مصرف کننده به راحتی اطلاعات شخصی خود را در اختیار شما می گذارد ؟

مسئله مهم احساس مشتریان درباره جمع آوری  اطلاعات و داده هایشان توسط شرکت ها است . مدیران ارشد در یک تحقیق جهانی اظهار کردند که مشتریان 50 درصد بیشتر نسبت به گذشته برای به اشتراک گذاری داده های خود تمایل دارند . 

اما ایا این آمار درست است ؟ در یک نظرسنجی که فقط مصرف کنندگان را مورد پرسش قرار داده است ، فقط 21 درصد از افراد مورد مطالعه تمایل به اشتراک گذاری داده های شخصی خود را اظهار کردند . و 24 درصد از آنها به دلیل عدم اطمینان به توانایی شرکت برای نگه داری و محافظت از داده های آنلاین آنها و یا احتمال سوء استفاده تمایلی به در اختیار گذاشتن داده های خود ندارند . 

احتمال حملات سایبری به شرکت ها و دزدی داده ها وجود دارد . هرچه میزان اطلاعات شخصی شرکت از مصرف کنندگان جمع آوری می کند بیشتر باشد ، باید تلاش بیشتری در زمینه اعتماد سازی انجام دهد. 

هرچه داده ها توسط شرکت با ارزش تر تلقی شوند، برای مصرف کنندگان سوال مطرح می شود که چرا، دقیقا باید قسمتی از هویت دیجیتال خود را در اختیار دیگران بگذارند. 

در فضای داده محور امروزی سازمان ها برای کشف ترجیحات و علاقه مندی های شما تخفیف ها و پیشنهادهایی ارائه می دهند . برای استفاده از این تخفیف ها شما باید قسمتی از داده های شخصی مثل ترجیحات خود را در اختیار آنها بگذارید. گاهی این داده ها برای اهدافی استفاده می شود که مشتری هیچ کنترلی روی آن ندارد. و در نتیجه شاید شاید بخواهد تمام اطلاعات مربوط به خود را از منابع شرکت حذف کند. 




دنیایی را تصور کنید که داده های فروشنده در اصل به داده های مشتری تبدیل شود . به این معنا که مشتریان از داده های شخصی خود برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند . این مسئله می تواند در اقتصاد و ایجاد مدل های کسب و کاری جدید موثر باشد . بانک های داده ای قابل اعتماد که ارزش داده ها را مدیریت در آینده ای نزدیک کارکردی همچون مشاوران مالی خواهند داشت . مصرف کننده شاید برای پاسخگویی به نیازها و اهدافش چندین بانک اطلاعاتی در زمینه های مختلف از جمله : سلامتی ، پول ، خانه و ... داشته باشد . و در هر زمانی که بخواهد بتواند اطلاعات شخصی خود را از بانک بیرون بیاورد ( یا حذف کند ) . این سناریو با سناریو امروزی که داده های شخصی افراد به صورت متمرکز نیستند، به قدری متفاوت است . در این دنیای دیجیتال ، افراد دو حق اساسی دارند : 1. حق فراموش شدن ( توانایی حذف داده های شخصی خود ) 2.حق تجمیع ( هر فرد یک بانک قابل اعتماد از داده های شخصی خود دارد که فقط برای اهدافی مورد استفاده قرار می گیرند که مصرف کننده در جریان است و اجازه ی آن مورد را صادر کرده است . ) 

در نهایت، روشی که در آن شرکت ها  اطلاعات شخصی را مدیریت و از آن محافظت می کنند ،تبدیل به یک آزمون بزرگ شفافیت و صحت، و یک منبع اعتماد بسیار مورد نیاز و ضروری  است.

شرکت های هوشمند از داده های شخصی به روشی موثر برای به وجود آوردن ارزش برای مصرف کننده استفاده می کنند . این ارزش می تواند در یک حیطه مشخص مثل خدمات مشتریان ، یا طراحی خدمات جدید مثل خدمات پزشکی و پیشنهادهای سلامتی از طریق تکنولوژی های پوشیدنی ( مثل ساعت های هوشمند ) باشد . شرکت هایی که مشتریان و اطلاعات آن ها را نادیده می گیرند در دنیای آنلاین و اجتماعی امروز موفق نخواهند بود .ایجاد اعتماد توسط شرکت برای مصرف کننده ، در دنیایی مملوء از اطلاعات شخصی ، بسیار حائز اهمیت است.

اطلاعات مصرف کنندگان ، دارایی های استراتژیک کسب و کارهای موفق

یک چالش بزرگ برای CEO ها، به دست آوردن یک بینش یکپارچه از داده های شخصی مشتریانشان برای به کارگیری در کسب و کار است. در حال حاضر ، داده های شخصی بیشتر در موارد ارتباط نزدیک با مشتریان مثل ارائه خدمات (85 درصد از مدیران عامل همیشه یا اغلب با استفاده از داده های مشتری این مورد را بهبود می بخشند ) خرید و فروش (84٪) و بازاریابی (81٪) مورد استفاده قرار می گیرد. این موضوع تنها می تواند به سودهای کوتاه مدت یا صرفه جویی در هزینه ها و بهبود فروش، همچنین آگاهی از فرصت های  استراتژیک دیگر موثر باشد.



به دلیل آن است که بسیاری از سازمان ها هنوز اطلاعات و داده جمع آوری نمی کنند و یا اینکه مدیران ارشد اعتقادی به بررسی کسب و کار از طریق بررسی وضعیت مشتریان ندارند، داده مشتریان هنوز در قسمت های کلیدی کسب و کار مورد استفاده قرار نمی گیرد. مدیران اجرائی می گویند که اطلاعات شخصی برای منابع انسانی، تدارکات و منابع مورد استفاده قرار نمی گیرد.

چاش های داده ها و اطلاعات انبوه برای سازمان ها : 

حجم زیاد داده ها : 
داده های انبوه تقریبا غیر قابل درکی جمع آوری می شوند . سازمان ها چگونه در مورد زمان جمع آوری داده ها تصمیم گیری می کنند ؟ به یاد داشته باشیم که داده انبوه به معنی بینش زیاد و دقیق نیست. 

پارازیت و بینش شفاف :

استخراج ارزش از داده های انبوه مثل پیدا کردن سوزن در یک انبار کاه است . سازمان ها چگونه پارازیت را از بینش دقیق تشخیص می دهند ؟ 

داده های متفاوت ( ساختاریافته و بدون ساختار ) :

سازمان ها چگونه  داده های ساختار یافته ثبتی و بدون ساختار شبکه های اجتماعی مربوط به یک مشتری را معنی دار کرده و آنها را تبدیل به یک بینش یکپارچه می کنند  ؟ 

داده های ناقص : 

طبیعتا خطا و مشکلات کیفیتی داده غیر قابل اجتناب است . سازمان ها چگونه خطا ها را شناسایی می کنند ؟

مشکلات رو به افزایش در زمینه پیش بینی:

اطلاعاتی که امروز جمع آوری می شود ، لزوما جواب نیازها و خواسته ها و سوالات فردای مشتریان نیست . 


از داده های شخصی شما برای کسب کار خود بهره برداری می کنند !


هر بار که از موتورهای جستجو استفاده می کنیم ، وبسایتی را بررسی می کنیم ، یک محصول جدید خریداری می کنیم یا اپلیکیشن دانلود می کنیم ، قسمتی از داده هایی که شرکت ها در حال جمع آوری از محصولات و خدماتشان هستند را کامل می کنیم . 

این اطلاعات از طریق یک ترکیب پیچیده و گاهی اوقات پنهان از ابزارهای ردیابی آنلاین مانند کوکی ها و برچسب ها جمع آوری می شوند . با این حال ، حتی زمانی که جمع آوری داده ها شفاف است، بسیاری از ما مشتاقیم که اطلاعات شخصی مان را در اختیار بگذاریم فقط برای آنکه تجربه آنلاین سریع تر و بهتری داشته باشیم . نتیجه این است که مقدار زیادی از داده های شخصی ما توسط این شرکت ها پردازش می شود .

سرعت این انتقال به دلیل فناوری های موبایل و تکنولوژی ابری به شدت رو به افزایش است . این روند همچنان توسط ما ، با آمدن کامپیوتر های قابل پوشیدن و IoT  رشد خواهد یافت . بر اساس تحقیقات Cisco امروزه 25 میلیارد دستگاه به اینترنت متصل می شوند و داده های خود را ثبت می کنند و این عدد تا 50 میلیارد دستگاه در سال 2020 افزایش خواهد داشت . 



این انفجار فرصت های بزرگی را برای شرکت ها ایجاد می کند ولی همچنین مسئولیت های زیادی نیز در بر خواهد داشت . بعضی از مشتریان بر روی اطلاعات دیجیتالی که از خود به جای می گذارند بسیار حساس هستند و برخی دیگر " اطلاعات شخصی خود " را در ازای تخفیف یا پیشنهادات دیگر، به راحتی در اختیار می گذارند . و در آینده ای نزدیک غیر محتمل نخواهد بود که مشتریان به اطلاعات خود به عنوان نوعی اعتبار فکر کنند و پول برای خریدن محصولی به تنهایی کافی نباشد . 

"هر چه اطلاعات بیشتری تولید کنید ، شرکت های بیشتری می خواهند آن ها را جمع آوری کنند "

دو سوم مدیران اعلام کردند که امسال داده های بیشتری نسبت به سال گذشته از مشتریان خود جمع آوری کردند . شاید دلیل آن در دسترس بودن و پیچیدگی تکنولوژی های همچون تلفن همراه و تکنولوژی ابری بوده است که انتقال اطلاعات ، رفتارها و عادت های مصرف مشتریان را تسهیل بخشیده اند . 

تفاوت بین بینش واقعی و اختلالات 

داده در شکل ها و حجم های متفاوت وجود دارد . 
داده ساختار یافته : داده ای که شرکت ها در زمان خرید از طریق سیستم هایشان از شما ثبت می کنند .
داده بدون ساختار : از دیگر سنسورها یا از خود مشتریان در هنگام استفاده از محصولات و خدمات یا از شبکه های اجتماعی ثبت می شود .

بنابراین ، جای تعجب ندارد که شرکت ها داده های بیشتری از مصرف کنندگان نسبت به گذشته جمع آوری می کنند . 

اکثر مدیران می گویند شرکت آنها در حین انجام مبادلات و خرید (75 % )  یا از دیگر سنسورها ( 62% ) اطلاعات مشتریان را ثبت می کند ، این در حالی است که 55 درصد از شرکت ها اطلاعات را از طریق داده های شبکه اجتماعی جمع آوری می کنند . 
در بین این 55 درصدی که داده های شبکه اجتماعی ( Social listening  ) از مشتریان خود ثبت می کنند فقط 13 درصد توانایی و ابزار تحلیل این اطلاعات را دارند . در حالی که امروزه بسیاری از مشتریان نظرات در مورد یک برند و یا حتی خرید هایی که انجام داده اند را در شبکه های اجتماعی خود منتشر می کنند .


آیا دلیل این بی توجهی به اطلاعات شبکه های اجتماعی، آشنایی کم مدیریت ارشد با این مسئله و ضرورت آن است ؟ 

در حالی که شبکه های اجتماعی بیشتر از یک دهه عمر دارند ، بسیاری از مدیران ارشد به رفتارهای حقیقی مشتریان و داده های بدون ساختار اعتقادی ندارند .  

   

تصمیم های بزرگ در 10 دقیقه !




بین هنر شناخت و حدسیات و علم داده ای و آنالیزی تعادل برقرار کنید !

وقتی نوبت به مهم ترین تصمیم های کسب و کار می رسد ، دنیایی از عوامل وجود دارند که باید در نظر گرقته شوند . مدیران شرکت ها معمولا به "حدسیات یا آگاهی هایشان " برای تصمیم گیری اقتدا می کنند که ما اسمش را "هنر" استراتژیک تصمیم گیری گذاشته ایم . ولی طرف علمی معادله چه می شود ؟ "داده و آنالیز"؟

 85% از مدیران عامل اعلام کردند که داده و آنالیز برای سازمان آنها ایجاد ارزش داشته است. *

 سوال این خواهد بود که آنها چطور و کجا متوجه این ارزش شده اند ؟

این ارزش به طور قطع در تصمیم گیری اثبات شده است .

تصمیم گیری برتر بااعتماد به نفس، وضوح، و پویایی -تنها از طریق ترکیب علم آنالیز و هنر حدسیات ممکن است . 

و تعدادی از شرکت ها و فعالان کسب و کار امروز تازه شروع به برقراری این تعادل ظریف کرده اند  :

در مطالعه آنالیز و داده جهانی : تصمیم های مهم در سپتامبر 2014 ،94درصد از مدیران ارشد ** اظهار کردند که در هر لحظه آماده تصمیم گیری های بزرگ بعدی سازمان می باشند . این در حالی است که تنها 38 درصد از آنها با استناد به داده و آنالیز تصمیم گیری می کنند . 

در حال حاضر بسیاری از کسب و کارها هنوز از فرصت های اطلاعاتی خود بهره برداری نکرده اند و به سطح مطلوب سرعت و مهارت مورد نیاز در تصمیم گیری دست نیافته اند .  


دوباره فکر کنید :


 چگونه تصمیم می گیرید ؟

1.   چه چیز در انتظار شماست ؟ 

مدیران عامل شرکت ها باید نگاه دقیق تری به تصمیم گیری های استراتژیک داشته باشند : 

تصمیمات بزرگ ، تصمیماتی هستند که جهت استراتژیک کسب و کار را تعیین می کنند یا تغییر می دهند .به صورت میانگین  این تصمیم ها تا 25% روی سودآوری آینده شرکت شما تاثیر گذارند . 


2.   چگونه ��اه های جدید تصمیم گیری روی کسب و کار شما تاثیر می گذارد ؟


نزدیک به 96% از مدیران داده هایی که متوجه نمی شوند را نادیده می گیرند . از مزیت های بهره برداری از پتانسیل داده ها به منظور راهنمایی یا اعتبارسنجی آن است که باعث اعتماد به نفس و تسریع تصمیم گیری می شود . 


3. آیا نتیجه میدهد؟


مدیران شرکت هایی که روش تصمیم گیری خود را به آنالیز و تحلیل داده ها تغییر دادند 3 برابر بیشتر از دیگر کمپانی ها اعلام بهبود در زمینه تصمیم گیری های استراتژیک نموده اند . 





*18th Annual Global CEO Survey, January 2015

**Global Data & Analytics Survey 2014: Big Decisions™, September 2014.

*