وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

کارمندان مدیران را ترک می کنند، نه شرکت ها را!


مطلب زیر گزیده ای از کتاب جدید ویکتور لیپمن" مدیر نوع B : که در دنیای نوع A  با موفقیت راهبری می کند " می باشد : در این بخش، از فصل "مردم مدیران را ترک می کنند و نه شرکت ها ،" به بررسی اهمیت و چالش های نقش یک مدیر می پردازیم .

مردم چیزهای زیادی در مورد مدیران می گویند:

او بیش از حد کار می خواهد است. او با شدت برخورد می کند . 

او انگیزه ایجاد می کند . تیم او واقعا دوست دارند با او کار کنند .

شما می توانید روی او حساب کنید. او همه کارها را انجام میدهد . 

او یک رهبر فوق العاده است . او یک متفکر استراتژیک است . 

او نمی داند چه  می خواهد و هیچ ایده ای هم ندارد . 

اما من  شرط  می بندم  شما یک چیز را هرگز نشنیده اید . شما هرگز نشنیده اید مردم  بگویند مدیریت آسان است.


پس از اینکه به عنوان یک  مدیردر سال 2012 بازنشسته شدم، می خواستم بنشینم و برای آخرین ربع قرن باقی مانده از زندگی ام برنامه ریزی کنم . همانطور که به منظور بدست آوردن یک مفهوم گسترده تر ازمسائل رایج مدیریتی  مقایسه مسائل  با تجربیات خودم ،  شروع به صرف زمان با مدیریت و مطالعات کارکنان سازمان های مختلف کردم ، متوجه یک واقعیت شدم  : تعداد زیادی از کارکنان به کار متعهد ندارند . از "تعهد " منظورم این نیست از لحاظ عاطفی متعهد به سازمان باشند . مسئله آن است که آنها با انگیزه و در نتیجه موثر نیستند . 

تفاوت های ظریف در چگونه تعریف  کردن "تعهد کارکنان،" در  مطالعات مختلف وجود دارد اما شباهت های میان این مطالعات مختلف بسیار بیشتر از تفاوت ها مهم هستند. مهم نیست که در داده ها و اطلاعات ریز شوید ، در تصویرکلی شرایط حدود 60٪ یا 70٪ از کارمندان شما کار نمی کنند –یا راحت بگوییم آنقدر سخت که باید کار نمی کنند . بیایید مثال بزنیم . اطلاعات موسسه گالوپ( موسسه تحقیقاتی در زمینه مشاوره مدیریت )  نشان می دهد 30 درصد از کارکنان " متعهد" هستند. داده های تاور واتسون ( موسسه جهانی خدمات حرفه ای در زمینه مدیریت بحران و نیروی انسانی ) نشان می دهد 35 درصد از کارمندان به شدت متعهد هستند .  بر اساس تحقیقات  دیل کارنگی 29٪ از کارمندان به صورت کامل متعهدند .  و بهتر است بدانید  این مطالعات کوچک نیستند ؛ نظرسنجی گالوپ شامل بیش از 350،000 پاسخ دهنده و بررسی تاور واتسون شامل بیش از 32،000 بوده است . گالوپ  هزینه سالانه کاهش بهره وری در ایالات متحده بیش از 450 میلیارد دلار برآورد کرده است. این رقم سرسام آور است. حتی اگر غیر دقیق باشد، مشکل وجود دارد . 


چه عواملی در سطح بالا به این رفتار اپیدمیک عدم تعهد کمک می کند؟ بازگشت به عنوان این فصل: "مردم مدیران را ترک می کنند و  نه شرکت ها "  خلاصه رابطه اصلی  بین مدیر و کارکنان نقش مهمی ایفا می کند. فراتر از آن، عوامل دیگری نیز کمک می کنند. این عوامل عبارتند از اعتقاد به مدیر ارشد، غرور برای معاشرت با کسی ، عدم قطعیت مزمن ناشی از یک جریان ثابت در سازمان، اخراج و یا برخورد برای عملی کردن  "کار بیشتر با پول کمتر" . اما بدون توجه عوامل دیگر، که با توجه به شخصیت و  شرایط یک سازمان تغییر می کنند ، هیچ شکی نیست که سطح بالای عدم مشارکت کارمندان نشان دهنده ی  شکست مدیریت و چالش های اصلی آن است . یکی از این  چالشها علاقه مند نگه داشتن تعداد زیادی از افراد به انجام کار مورد نیاز است ،ایجاد حس خوب به سازمان در آنها، و انگیزه دادن به کارمندان برای انجام کار به بهترین شکل ممکن است . 

این داده ها در سطح بالا برای شما به عنوان یک مدیر به چه معنیست ؟ 

اگر 60٪ تا 70٪ از کارکنان کمتر از توانایی هایشان کار می کنند ، شما در مدیریت با مشکلات ایجاد انگیزه رو برو هستید . همچنین این به این معنی است که فرصت بزرگی وجود دارد: یک فرصت برای ایجاد تعهد در کارکنان و بهبود بهره وری برای بخش و سازمان شما وجود دارد . از اعداد ساده کنیم ، اگر شما مدیریت 10 نفر از کارکنان را به عهده دارید و شش نفر از آنها تا متعهد نیستند،  و شما می توانید به طور متوسط با  دو نفر از آنها برای رسیدن به تعامل بهتر و ایجاد انگیزه شروع کنید. 

البته چالش در رسیدن به آن دو نفر از کارکنان ، درک اینکه چرا آنها احساس هایی دارند که منجر به عدم تعهد می شود و بهبود طرز تفکر آنها است . 

نظرات خود را با ما در میان بگذارید . شما به عنوان یک مدیر موفق برای ایجاد انگیزه چه می کنید ؟ 


منبع:

Victor Lipman


شاخص های بررسی سود به تنهایی پاسخگوی مدیریت کسب و کار شما نیستند !


این سناریو را تصور کنید. امروز 15 ام ماه است . شما تازه وضعیت مالی ماه پیش به دستتان رسیده پشت میزتان می نشینید تا آن ها را بررسی کنید .صفحه به صفحه بررسی می کنید ، گزارش این ماه به نظر خوب نمی رسد . سود این ماه 3 میزان پایین تر از آن چیزیست که انتظار داشتید .

به عنوان مدیر مالی ، نتایج رو به مدیر عامل نشان میدهید بعد از یک بررسی کوتاه، می گوید : " هزینه ها نباید انقدر زیاد می شدند! چه اتفاقی برای هزینه نیروی انسانی پروژه افتاده است ؟"

شما می خواهید مسائل را دقیق تر بررسی کنید . پس به حسابداری فشار می آورید تا سرعت  فرآیند صدور صورت حساب ها را افزایش دهد . با پیمانکار یا سرکارگر تماس می گیرید تا تعداد کارگران و در نتیجه هزینه نیروی انسانی را کم کند . و اقداماتی دیگر برای اصلاح وضعیت انجام میدهید .

3 مورد اساسی وجود دارد که باید در نظر بگیرید :

1. سوابق مالی را بررسی کنید و اقداماتی بر اساس آنها انجام دهید .

2. متغیرهای مالی تمام داستان نیستند و تنها بینش محدودی در مورد کسب و کار می دهند .دیگر متغیر ها را نیز در نظر بگیرید . 

3. به دنبال جواب این سوال باشید که دیگران در سایر بخش ها چه کار می کنند و چه تاثیری در رسیدن به هدف های مالی شرکت می گذارند ؟


سوابق مالی در مدیریت یک کسب و کار بسیار مهم است ولی برای ماندن شرایط رقابتی باید دید گسترده تری داشته باشید .


مدیران عامل و مدیران مالی که کسب و کار خود را فقط بر اساس وضعیت های مالی مدیریت می کنند ممکن است که شرکت های بسیاری موفقی را راهبری کنند ؛ گرچه بدون شاخص های متنوع دیگر برای آینده نگری ، مصداق بارز آن هستند که تمام عمر مدیریتی خود در حال مدیریت و راهبری از طریق آینه ای بوده اند که پشت سر را نشان می دهد.


ما عقیده داریم سازمان هایی که برای شناسایی ،اندازه گیری و راهبری تصمیم ها بر اساس سوابق مالی ، عملکردی و همچنین متغیرهای آینده نگر وقت میگذارند بیشترین شانس رسیدن به موفقیت دارند . به این متغیرها و شاخص های آینده نگر، KPI یا شاخص های کلیدی عملکرد می گویند .


منبع