وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

تحلیل شاخص های کلیدی عملکرد با گیج

تا اینجا توانسته ایم داشبوردی ایجاد نماییم که شامل نمودار های

برای به تصویر کشیدن اطلاعاتمان می باشد و در این مقاله نمودار گیج را بررسی می نماییم که از جمله نمودارهای مورده علاقه اکثر مدیران می باشد.

از نکات حائز اهمیت و مورد علاقه مدیران مسئله شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) می باشد . در واقع برای هر سازمانی وضعیت کنونی که در آن قرار دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد که نتیجه این وضعیت نسبت به شاخص های تعریف شده آن سازمان سنجیده میشود و می دانیم که اجزای اصلی هر شاخص از مقدار واقعی که نشان دهنده وضعیت موجود و مقدار هدف که مشخص کننده، هدف نهایی سازمان در یک مورد خاص ، تشکیل شده است. حال چگونگی مشاهده و تحلیل این شاخص ها را در این مقاله توضیح می دهیم.

یکی از ابزارهای نمایش دقیق و آسان شاخص ها ، نمودار گیج می باشد.

اکنون به توضیح موارد زیر می پردازیم :

انواع نمودار گیج

  • 1. گیج خطی
 گیج خطی

شکل1

  • 2. گیج نیم دایره
گیج نیم دایره

شکل2

  • 3. گیج حلقه ای
نمودار حبابی

شکل3

در نمودار گیج رنگ ها و علامت هایی وجود دارد که مفاهیم بخصوصی دارند.


خط هدف : مشخص کننده هدفی و میران هدفی است که دنبال میکنیم و در نمودار گیج خطی به صورت خط قرمزی نمایش داده می شود (شکل 4).

گیج حلقه ای

شکل4

رنگ های قرمز، صورتی  هر کدام مفهوم خاصی دارند که به توضیح آن ها می پردازیم. دایره قرمز در کنار گیج خطی و یا محدوده قرمز در گیج نیم دایره و حلقه ای نشان دهنده این است که وضعیت ما در رنج بحرانی قرار دارد و با هدف فاصله دارد و به هدف نرسیده است.) همانند شکل 4(

دایره صورتی در کنار گیج خطی و یا محدوده صورتی در گیج نیم دایره و حلقه ای برای نمایش بهتر این مطلب که در رنج قابل قبول قرار داریم و هدف را پشت سر گذاشتیم ، می باشد (شکل 5).

رنگ ها

شکل5

زمانی که وضعیت قابل قبول باشد هیچ دایره ای نمایش داده نمی شود.

این علائم و رنگ ها در تصمیم گیری ها کمک بسزایی به مدیران می کنند.

آنچه در مقاله بعد می خوانید » ماتریس تک محوری و دو محوری

مدیریت کاربران و نحوه دسترسی

یکی از دغدغه ها برای هر سیستمی مساله امنیت و میزان دسترسی هر کاربر به آن سیستم می باشد.

vdash برای رفع این دغدغه بخشی با عنوان کاربران در نظر گرفته است که در این قسمت می توانید کاربر و نیز سطح دسترسی هر کاربر را مشخص کنید. برای دسترسی به تنظیمات کاربران از بخش تنظیمات کنترل پنل را انتخاب می نماییم(شکل1).

شکل1

از پنجره باز شده کاربران را کلیک می کنیم(شکل2).

شکل2

سپس وارد صفحه کاربران می شویم(شکل3).

شکل3

مواردی که در بخش کاربران قابل انجام هست عبارت ااست از:

  • ایجاد کاربر جدید
  • تعیین نقش کاربری
  • ویرایش
  • حذف

ایجاد کاربر جدید

برای اینکه کاربر جدیدی ایجاد نماییم روی لینک ایجاد کاربر جدید کلیک کرده و مراحل گفته شده را انجام می دهیم(شکل4).

  • 1. نام کاربر : نامی که باید با فونت انگلیسی باشد و برای ورود به نرم افزار از این نام استفاده می شود.
  • 2. نام و نام خانوادگی : نام و نام خانوادگی کاربر که در سیستم ذخیره می شود و باید با فونت فارسی نوشته شود.

شکل4

  • 3. نقش کاربر

قسمتی که امنیت سیستم را تضمین می کند انتخاب مناسب نقش کاربر می باشد که متناسب با نوع فعالیتی که هر کاربر قرار است با سیستم انجام دهد متغییر می باشد که به شرح زیر می باشد.

  • Business Administrator ادمین مدل کسب و کار ، کاربر یا کاربرانی هستند که به تحلیل کسب و کار آشنایی دارند و به خوبی فیلدهای محاسباتی و شاخص ها را که در مقاله فیلدهای محاسباتی و شاخص آموزش داده شد، آشنایی دارند و به طراحی این قسمت می پردازند (شکل5).

شکل5

  • System Administrator ادمین سیستم کاربری است که به تمام بخش ها دسترسی دارد ، یعنی هم به قسمت مدل ها و طراحی مدل اطلاعاتی و هم به قسمت کاربران (شکل 6). بخش مدل ها که همانطور که قبلا در مقاله مدلسازی اطلاعات گفته شد ، از ایجاد مدل و اتصال پایگاه داده شروع میشود و به تعریف دادگان و بعد ها می انجامد.

شکل6

  • Model Designer : کاربری که با این نقش تعریف می گردد، در واقع شخص یا اشخاصی هستند که مسئول طراحی مدل اطلاعاتی و نوشتن دستورات مورد نیازی هستند که فیلدها را از پایگاه داده فراخوانی می کنند(Query) و این کاربر(ها) به بخش کاربران دسترسی ندارند(شکل 7).

شکل7

  • System User : کاربران نهایی و افرادی که فقط از سیستم استفائه می کنند و هیچ دسترسی ای به مدل اطلاعاتی و تعریف کاربر ندارند و فقط به بخش آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی دسترسی دارند با عنوان کاربر سیستم شناحته می شوند (شکل8).

شکل8

  • 4. رمز عبور

پس از تعیین نقش کاربر ،رمز عبور انتخاب می نماییم و در نهایت با انتخاب گرینه ذخیره کاربر ،کاربری که ایجاد نمودیم ،ذخیره می شود.(شکل 9).

شکل9

ویرایش

اگر نیاز باشد که اطلاعات کاربری که ذخیره شده را ویرایش نماییم از این بخش استفاده می کنیم که دقیقا پنجره ای مانند بخش ایجاد باز میشود و می توانیم اطلاعات کاربر را تغییر دهیم(شکل10).

شکل10

هر زمان که دیگر نیازی به کاربری نداشتید از گزینه حذف استفاده کنید.

آنچه در مقاله بعد می خوانید » آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

تعریف و ایجاد شاخص های کلیدی عملکرد در vdash

KPI یا شاخص های کلیدی عملکرد به سازمان کمک می کند تا فرآیند دستیابی به اهداف سازمان را تعیین و یا اندازه گیری کنند. در واقع عملکرد فعلی سازمان را به ما نمایش میدهد در کنار هدفی که باید به آن دست یابیم و اینکه چه میزان به اهدافمان نزدیک و یا دور هستیم. در نتیجه می توانیم تصمیماتی درست در جهت بهبود کارایی سازمانمان اتخاذ نماییم.

شاخص های کلیدی عملکرد مشابه متریک ها هستند با این تفاوت که برای آنها هدفی مشخص شده است و با آن هدف مقایسه می شوند.

در دو مقاله قبلی به

» طراحی مدل اطلاعاتی

» تعریف فیلد های محاسباتی

پرداختیم و حالا شاخص های کلیدی عملکرد را تعریف و ایجاد می کنیم.

پس از انتخاب کنترل پنل از منل تنظیمات ، مدل مورد نظر را انتخاب کرده و بر روی طراحی مدل اطلاعاتی کلیک می نماییم(شکل 1).

انتخاب مدل

شکل1

حال موجودیت مورد نظرمان را که می خواهیم شاخص های کلیدی عملکرد را برای آن تعریف کنیم انتخاب می نماییم(شکل2).

انتخاب موجودیت

شکل2

پس از انتخاب موجودیت مورد نظر سربرگ مربوط با شاخص ها را انتخاب می نماییم(شکل3).

اضافه کردن شاخص

شکل3

برای اضافه کردن شاخص ، کافی است که روی لینک شاخص جدید کلیک کنیم(شکل 4). تا سطر مربوط به تنظیمات شاخص ایجاد شود.

شکل4

برای هر شاخصی که بخواهیم تعریف کنیم موارد زیر را باید تعریف نماییم :

  • نام : نامی که سیستم برای شاخص مورد نظر در نظر میگیرد که باید انگلیسی باشد.
  • عنوان نمایشی : نامی که شاخص با آن نشان داده می شود و فارسی است(شکل5).

شکل5

  • مقدار واقعی : نحوه محاسبه فیلدی که بع عنوان شاخص تعریف شده است را نشان می دهد(شکل 6). در مقاله فرمول نویسی به طور کامل آموزش داده می شود.

شکل6

  • هدف : فرمول مخاسبه هدفی که برای این شاخص از سازمان در نظر گرفته شده و یا خود مفدار هدف را در این قسمت تعیین و تعریف می نماییم(شکل 7).

شکل7

توجه : ممکن است مقدار واقعی و هدف یکی باشد و این بستگی به نوع شاخص و کسب و کار شما دارد.

  • وضعیت : مقدار واقعی همان مقدار اندازه گیری شده برای فیلد مورد نظر است که الان در آن حالت قرار دارد (شکل8).

شکل8

  • رنج : در این قسمت منوی آبشاری ای برای ما به نمایش در می آید که می توانیم مشخص کنیم که رنج شاخص به چه صورت باشد که نسبت به میزانی که برای آن تعریف می نماییم تعیین می گردد(شکل9).

شکل9

رنج به سه دسته تقسیم می شود :

  • 1. رنج بحرانی
  • 2. رنج قابل قبول
  • 3. رنج خوب

هر کدام از این رنج ها محدوده ای دارند که شروع و پایان رنج شاخص را مشخص می کند که با (از و تا ) تعیین می شود با کلیک بر روی هر کدام از انواع رنج پنجره ای مشابه فرمول نویسی باز می شود که رنج هم می تواند به صورت یک عدد تعریف شود (شکل10) و هم می تواند فرمول (11) باشد.

شکل10

شکل11

  • نوع نمایشی : جنس شاخص را تعیین میکند که اگر عدی باشد از (Integer/Decimal) اگر شاخص مالی باشد ( Money or Currency) و اگر شاخص ما از نوع درصدی باشد Percentage را انتخاب می کنیم(شکل 12).

شکل12

اگر نیاز داریم که هم زمان با رسم نمودار شاخص آن نیز نمایش داده شود ، پیش فرضی برای شاخص هایکان تعیین می کنیم.

آنچه در مقالعه بعد مطالعه می کنید » فرمول نویسی

تعریف و ایجاد دادگان

موجودیت های اصلی و یا fact هایی که در آنالیز یا مونیترینگ بخشی از کسب و کار ما استفاده می شوند ، Data Set یا دادگان نامیده می شوند. برای مثال در بخش تولیدی Data Set هایی از قبیل مشتریان،سفارشات، محصولات و ... می توانیم داشته باشیم.

هر کدام از این دادگان می توانند فیلدهای متفاوتی داشته باشند که معنیشان را نشان دهند. فیلدها تقریبا همان Attribute بعدها هستند که می توانید به مقاله تعریف بعد رجوع کنید.

هر Data set شامل موضوعات فرعی برای محاسبه و ارزیابی فیلدهاست که Measures و KPI نامیده می شوند.

Measures معیارهای سنجش متغیر که برای محاسبه و مدیریت کسب و کارمان استفاده می کنیم.مثل میزان فروش،تعداد مشتری ، تعداد سفارش و ...

KPI یا شاخص کلیدی عملکرد مجموعه ای از معیارهای سنجش متغیر است که می تواند اهداف کسب وکار را با کارایی کسب و کار مقایسه کند.

در مقاله مربوط به طراحی مدل اطلاعاتی به نحوه ایجاد Measures و KPI به طور کامل پرداخته می شود.

زمانی که با مفهوم Data Set آشنا شدیم ، با هم به ایجاد یک دادگان می پردازیم.

در این مقاله به موارد زیر می پردازیم:

  • نام گذاری Data Sets
  • Query
  • فیلدها Fields
  • بعد ها Dimensions

نام گذاری Data Sets

در مقالات مدلسازی و اتصال به پایگاه داده با ایجاد مدل و متصل کردن vdash به پایگاه داده آشنا شدیم و مدلی را ایجاد کردیم .حال برای این مدل که پایگاه داده نیز وصل شده است دادگانی را می خواهیم ایجاد نماییم.

بعد از اینکه +New از Data Sets را انتخاب کردیم در پنجره General :

نام سیستمی که باید انگلیسی و بدون فاصله باشد Data Set Name
نام نمایشی که باید فارسی باشد Display Name

را می نویسیم (شکل 1).

دادگان فروش فصلی پرسنل

شکل1

برای هر Data Set باید مشخص گردد که متعلق به کدام پایگاه داده است (شکل 2) .

پایگاه داده دادگان

شکل2

سپس دستورات لازم جهت فراخوانی فیلدهای مورد نیاز در قسمت (Command Text) شود(شکل 3).

SELECT employeeKey, DateKey, SalesAmountQuota FROM FactSalesQuota

کوئری دادگان

شکل3

با استفاده از Show Preview می توانیم فیلدها و مقادیر آن ها را مشاهده کنیم بعلاوه اینکه فیلدها به بخش Fields اضافه می شوند(شکل 4).

پیش نمایش اطلاعات

شکل4

در ادامه فیلدهایی که در Query شده اند در پنجره Fields همراه

نامی که در سیستم ذخیره می شود Name
نامی که برای Attribute نظر نمایش داده میشود Display Name
مقداری که کاربر مشاهده میکند Display Column
مقداری که سیستم در نظر میگیرد Value Column
نوع فیلد Type

تعریف می کنیم(شکل5 و 6).

فیلدهای دادگان 1

شکل5

فیلدهای دادگان 2

شکل6

Display Column و Value Column در مقاله تعریف بعد توضیح داده شده و در اینجا فقط به توضیح Type می پردازیم.

Type در واقع نوع و جنس فیلد را مشخص می کندومقادیر متفاوتی را میگیرد که عبارتند از:

برای کاراکترهای متنی Text or String
برای اعداد صحیح Integer Number
برای اعداد اعشاری Decimal number
برای زمان Date/tim/Date & Time
برای واحدهای پولی Money or Currency
برای درصد Percentage

در پنجره Dimension بعد را اضافه می کنیم که در مقاله "بعد" می توانید طریقه ایجاد بعد را مطالعه نمایید(شکل 7). در این مرحله ایجاد Data Set به پایان می رسد.

دادگان

شکل7

آنچه در مقاله بعد می خوانید » طراحی مدل اطلاعاتی

گام های رسیدن به یک فرهنگ سازمانی داده محور




سازمان های داده محور چندین خصوصیت مشترک دارند:


  • ذهنیت داده محور و معیارهای پشتیبانی زیرساخت

 شرکتهای داده محور فرآیندهایی تعریف می کنند که از شاخص های کلیدی عملکرد اساسی سازمان و کسب و کار خود پشتیبانی می کنند ، و به کارکنان خود اعلام می کنند که بر اساس این معیارها فعالیت کنند . به گزارش آبردین هفتاد درصد از این سازمان ها یک مدیر ارشد متخصص تجزیه و تحلیل دارند. به گزارش Econsultancy به نام  "فرهنگ داده محور " که در آن بیش از 300 startup در حوزه IT و سایر صنایع ،عمدتا واقع در شمال امریکا و غرب اروپا ، را مورد بررسی قرار داده است اعلام می کند  که بیش از 70 درصد از startup  های فعال حداقل یک کارمند را برای جمع آوری داده و تجزیه تحلیل آن اختصاص داده اند . 


  • داده ها متمرکز و سازمان یافته هستند

 برای اطمینان از اینکه داده ها جدید و مرتبط هستند ، فرهنگ داده محور اطلاعات را از سراسر سازمان  جمع آوری و سازماندهی می کند. داده متمرکزامکان  به روز رسانی مداوم، و نگه داشتن داده در حالت تازه و به روز در کل ابعاد کسب و کار را ایجاد می کند . شرکت ها باید نسبت به آنچه جمع آوری می کنند و حجم داده ها توجه داشته باشند . با توجه به Econsultancy، اطلاعات اضافه یک تهدید واقعی است.برای اینکه مطمئن باشید که اطلاعات درستی را بررسی می کنید احتیاج به ساده سازی و تمرکز دارید .


  • خطی مشی حاکم برای دسترسی به داده ها

 در سازمان های داده محور، سیاست رسمی دسترسی کاربرها را کنترل می کند. آنها  زنجیره ای قابل ردیابی را ایجاد می کنند تا ریسک را کاهش دهند، سطوح دسترسی را تعیین می کنند و کاملا مشخص می کنند که چه کسانی چه اطلاعاتی را می توانند تغییر دهند . به گفته آبردین سازمان های داده محور 56 درصد بیشتر از سایر سازمان ها دارای سیاست های رسمی کنترل داده هستند. 


  • دسترسی به داده ها لایه لایه است

 سازمان های داده محور یک راهکار پیچیده لایه لایه برای مدیریت شاخص های کلیدی دارند که در آن هر متریک به وضوح به عملکرد سازمانی و نتیجه مورد نظر مرتبط است. این معیارها به خوبی تعریف شده، و به صورت شفاف با نیروی کار ارتباط برقرار می کنند و البته به صورت منظم اندازه گیری می شوند .


  • ابزارهای تجزیه تحلیل یکپارچه هستند 

 ابزار تحلیلی مورد استفاده در سازمان های داده محور جزو نوآورانه ترین ابزارهای موجود و در دسترس می باشد.این ابزارها که اغلب بینشی هستند و داده ها را مصور سازی می کنند معمولا جزو پرکاربردترین نرم افزارهای موجود در سازمان به شمار می آیند .ابزارهای موجود در لایه های امنیتی شرکت های بزرگ قرار می گیرند و از طریق ابر اطلاعاتی و دستگاه های تلفن همراه برای حمایت از انواع فعالیت های سازمانی و کارکنان قابل دسترس می باشند. 


اما اگر داده در کل سازمان قابل دسترس نباشد و همه نتوانند با آن ارتباط داشته باشند بی ارزش خواهد بود . Econsultancy اشاره می کند که در سازمان ها از هر اندازه ای که باشند، بهترین وسیله ارتباطی داده داشبوردها و بعد از آن گزارش ها هستند . 

با ارزش نهادن به داده به اندازه حس های مدیریتی و حدس ها ، سازمان های داده محور می توانند از فضای تحلیلی خود برای تولید اطلاعات تاکتیکی و مرتبط در زمان و مکانی که به آن احتیاج دارند استفاده کنند . 



شاخص های کلیدی عملکرد " فروش "


قدرت رقابتی شما در نهادینه کردن فرهنگ "داده محور" است.

در سیستم کسب و کار فوق رقابتی امروز، فقط قدرتمندان دوام می آورند. برای اینکه تیم فروش خود را قدرتمند کنید، می بایست فرهنگ داده محور بودن را در آنها نهادینه کنید. برای این کار باید ارقام تجاری و شاخص های عملکرد درستی را در اختیار تیم فروش خود قرار دهید. چند نمونه از این ارقام و شاخص ها در لیست زیر ارائه شده اند. برای مشاهده جزئیات هر شاخص روی آن کلیک کنید.

1. % فروش شناور

درصد محصولات فروخته شده نسبت به محصولات خریداری و انبار شده در یک بازه زمانی مشخص. این شاخص برای نمایندگی های فروش محصولات کاربردی است.


2. نرخ موثر کمپین های فروش و بازاریابی
نرخ موثر که معمولا به درصد محاسبه می شود، میزان تاثیر پذیری کمپین های تبلیغاتی و فروش را بیان می کند و نشان دهنده تعداد مخاطبینی است که به خریدار یا سرویس گیرنده (مثلا ثبت نام در خبرنامه) تبدیل شده اند در مقایسه تعداد کل افرادی که مورد تبلیغ قرار گرفته اند. (مثلا برای آنها ایمیل تبلیغاتی ارسال کرده ایم)

3. نرخ از دست دادن مشتری
تعداد مشتریان از دست رفته (قطع ارتباط، عدم خرید مجدد یا انتخاب رقیب) در سال نسبت به کل مشتریان

4. % محصولات امتحانی که تبدیل به خرید شده اند
تعداد محصولاتی (معمولا نرم افزار یا حساب کاربری موقت) که به صورت امتحانی برای مدت محدود در اختیار مشتریان قرار گرفته اند و بعدا تبدیل به خرید شده اند، نسب به کل آنها

5. میانگین درآمد از مشتری
معادل جمع درآمد در یک بازه زمانی مشخص و تقسیم آن به تعداد مشتریان است. این رقم ارزشمندی مالی مشتریان را نشان می دهد و اینکه به چه میزان می توانیم برای به دست آوردن هر مشتری هزینه کنیم.

6. درصد مشتریان راضی
درصد مشتریانی که احساس رضایت می کنند نسبت به تعداد کل مشتریان

7. حاشیه ناخالص سود
میزان درصد سود ناخالص نسبت به مبلغ فروش

8. % سهم بازار
درصد سهم بازار شرکت در مقایسه با سایز کل بازار

9. % بازگشت مشتریان
درصد بازگشت مشتریان در بازه زمانی مشخص

10. میانگین درآمد فروش به ازای هر فروشنده
میانگین درآمد حاصل از فروش به ازای هر فروشنده یا کارشناس فروش در یک بازه زمانی مشخص

11. میانگین درآمد فروش به ازای هر مشتری یا عملیات
جمع فروش در یک بازه زمانی مشخص و تقسیم آن به تعداد مشتریان یا عملیات فروشی که در همان بازه زمانی واقع شده اند

12. میانگین مبلغ سفارش
میانگین مبلغی که توسط مشتری در هر سفارش خرج می شود. بسیاری از شرکت ها افزایش میانگین مبلغ سفارش را از اهداف بازاریابی و فروش خود قرار می دهند.

13. % فروش های ناموفق
تعداد یا درصد فروش های از دست رفته یا لغو شده به دلایل مختلف مانند باختن به رقیب یا اتمام بودجه مشتری یا دلایل دیگر

14. نرخ وفاداری مشتریان
نسبت مشتریان وفادار به کل مشتریان در یک بازه زمانی مشخص

15. سرانه فروش
میزان فروش (سالانه) تقسیم بر تعداد کارمندان شرکت


چه چیزی شاخص های کلیدی عملکرد را موثر می کند؟

ارزش یک شاخص کلیدی عملکرد به عکس العملی است که باعث آن می شود. در اکثر موارد، سازمان ها شاخص های عمومی صنعت خود را کورکورانه به کار می گیرند و از اینکه این شاخص ها وضعیت کسب و کار خودشان را بازگو نمی کند و تاثیر مثبتی بر روند عملکرد آن ندارد متعجب می شوند. یکی از مهم ترین جنبه های شاخص های کلیدی عملکرد، این است که شاخص ها نوعی برقراری ارتباط هستند. مانند همه ارتباط های دیگر، اطلاعات شفاف و با ارزش، در کاربری این شاخص ها بسیار موثرند.

برای طراحی و فرمول نویسی شاخص های کلیدی عملکرد، تیم شما می بایست از پایه شروع کند و اهداف سازمان را خوب بفهمد. شما برای رسیدن به این اهداف چه برنامه ای دارید و چه کسی می تواند نسبت به این اطلاعات عکس العمل نشان دهد. این کار می بایست یک چرخه بازگشتی باشد و در هر چرخه با دریافت بازخوردهای مختلف از آنالیزور ها، مدیران و سران دپارتمان ها، تکامل یابد. با انجام این کار در چرخه های متوالی، شما درک بهتری پیدا می کنید که کدامیک از فرآیندهای کسب و کارتان باید با شاخص های کلیدی عملکرد اندازه گیری شوند و اطلاعات آن با چه کسانی به اشتراک گذاشته شود.

شاخص های کلیدی عملکردقابل اندازه گیری و قابل شمارش هستند و میزان موفقیت در فاکتور های کلیدی سازمان را منعکس می نمایند. این شاخص ها در سازمان ها و کسب و کارهای مختلف، متفاوت طراحی می شوند:

در یک کسب و کار تجاری، ممکن است یکی از شاخص های کلیدی عملکرد، درصد درآمد حاصل از بازگشت مشتریان باشد.

در یک مرکز آموزشی، تمرکز روی نرخ فارغ التحصیلان است.

در دپارتمان خدمات مشتریان، ممکن است درصد پاسخگویی به مشتریان در دقیقه اول، یکی از شاخص ها باشد

یا یک شاخص کلیدی عملکرد برای ارگان خدمات اجتماعی ممکن است تعداد مراجعین خدمتگزاری شده در طول یک سال باشد

این شاخص ها به هر شکلی که انتخاب یا طراحی شوند، می بایست اهداف کلیدی سازمان را منعکس نمایند. باید کلید موفقیت کسب و کار باشند و باید قابل اندازه گیری باشند. این شاخص ها معمولا آیتم های بلندمدت تلقی می شوند. تعاریف آنها و نحوه محاسبه آنها معمولا دستخوش تغییر نمی شود، ولی هدف گذاری شاخص ممکن است با تغییر اهداف سازمان یا با نزدیک شدن به هدف اولیه تغییر کند.

شاخص ها را باید SMART طراحی کرد.

علاوه بر طراحی هوشمندانه شاخص ها، می بایست این شاخص ها دارای پنج خصوصیت اصلی باشند:

Specific یا مشخص و دقیق: آیا هدف شما مشخص و دقیق است؟

Measure یا اندازه گیری: آیا می توانید میزان پیشرفت خود را به سمت هدف اندازه گیری کنید؟

Attainable یا قابل دسترسی: آیا هدف شما در حالت واقع بینانه قابل دسترس است؟

Relevant یا مربوط: هدف شما چگونه به سازمان شما مربوط می شود؟

Time-Bound یا متصل به زمان: برای دسترسی به این هدف زمانبندی چگونه است؟

البته بهتر است حتی هوشمندانه تر (SMARTER) با شاخص های کلیدی عملکرد رفتار کنیم

با گسترش خصوصیات هوشمندانه شاخص های کلیدی عملکرد، آن را هوشمندانه تر کنیم. با اضافه کردن دو خصوصیت Evaluate یا ارزیابی و re-Evaluate یا ارزیابی مجدد. این دو گام بسیار مهم هستند. چراکه شما همواره کارایی و میزان ارتباط شاخص های خود را ارزیابی می کنید. برای مثال اگر در یک سال فراتر از هدف تان درآمد داشتید، باید بررسی کنید که آیا این اختلاف به دلیل هدف گذاری بدبینانه (هدف پایین) بوده یا به فاکتور دیگری وابسته بوده است.

شاخص های بررسی سود به تنهایی پاسخگوی مدیریت کسب و کار شما نیستند !


این سناریو را تصور کنید. امروز 15 ام ماه است . شما تازه وضعیت مالی ماه پیش به دستتان رسیده پشت میزتان می نشینید تا آن ها را بررسی کنید .صفحه به صفحه بررسی می کنید ، گزارش این ماه به نظر خوب نمی رسد . سود این ماه 3 میزان پایین تر از آن چیزیست که انتظار داشتید .

به عنوان مدیر مالی ، نتایج رو به مدیر عامل نشان میدهید بعد از یک بررسی کوتاه، می گوید : " هزینه ها نباید انقدر زیاد می شدند! چه اتفاقی برای هزینه نیروی انسانی پروژه افتاده است ؟"

شما می خواهید مسائل را دقیق تر بررسی کنید . پس به حسابداری فشار می آورید تا سرعت  فرآیند صدور صورت حساب ها را افزایش دهد . با پیمانکار یا سرکارگر تماس می گیرید تا تعداد کارگران و در نتیجه هزینه نیروی انسانی را کم کند . و اقداماتی دیگر برای اصلاح وضعیت انجام میدهید .

3 مورد اساسی وجود دارد که باید در نظر بگیرید :

1. سوابق مالی را بررسی کنید و اقداماتی بر اساس آنها انجام دهید .

2. متغیرهای مالی تمام داستان نیستند و تنها بینش محدودی در مورد کسب و کار می دهند .دیگر متغیر ها را نیز در نظر بگیرید . 

3. به دنبال جواب این سوال باشید که دیگران در سایر بخش ها چه کار می کنند و چه تاثیری در رسیدن به هدف های مالی شرکت می گذارند ؟


سوابق مالی در مدیریت یک کسب و کار بسیار مهم است ولی برای ماندن شرایط رقابتی باید دید گسترده تری داشته باشید .


مدیران عامل و مدیران مالی که کسب و کار خود را فقط بر اساس وضعیت های مالی مدیریت می کنند ممکن است که شرکت های بسیاری موفقی را راهبری کنند ؛ گرچه بدون شاخص های متنوع دیگر برای آینده نگری ، مصداق بارز آن هستند که تمام عمر مدیریتی خود در حال مدیریت و راهبری از طریق آینه ای بوده اند که پشت سر را نشان می دهد.


ما عقیده داریم سازمان هایی که برای شناسایی ،اندازه گیری و راهبری تصمیم ها بر اساس سوابق مالی ، عملکردی و همچنین متغیرهای آینده نگر وقت میگذارند بیشترین شانس رسیدن به موفقیت دارند . به این متغیرها و شاخص های آینده نگر، KPI یا شاخص های کلیدی عملکرد می گویند .


منبع 

چگونه با تعریف شاخص کلیدی عملکرد( KPI ) به اهدافتان می رسید ؟


شاخص کلیدی عملکرد یا KPI دقیقا چیست ؟

شاخص :

یک نشانه که به شما در مورد یک وضعیت اطلاعات می دهد و توجه شما را به آن جلب می کند . معمولا یک عدد ، درصد یا کد رنگ است که سریعا شما را از وجود یک خواستنی یا ناخواستنی را آگاه می سازد .

کلیدی :

یک جنبه مهم و حیاتی . به این معنی که شما باید اولویت بندی کنید . گرچه به این معنی نیست که باید چیزی را روی لیست کارها جا بیاندازید . هرچیزی که قابلیت اندازه گیری شدن داشته باشد را نمیتوان به عنوان یک متریک کلیدی در نظر گرفت .با یک عدد قابل مدیریت شروع کنید . معمولا سازمان ها بین 3 تا 7 شاخص کلیدی عملکرد تعریف می کنند .

عملکرد :

رفتاری که در آن موردی فعالیت ،کارکردی و یا برخوردی دارد . درست مثل عملکرد موتور که فقط با میزان مصرف سوخت در هر کیلومتر اندازه گیری نمی شود ، عملکرد یک شرکت هم فقط با متریک های سود شرکت بررسی نمی شود .

شاخص های کلیدی عملکرد ( KPI )

یکی از پرکاربردترین مفاهیم در کسب وکار و مدیریت هستند . بسیار معمول است که هر متریک یا داده ای را زبان مدیریت ترجمه میکنیم . اما نقش KPI خیلی کلیدی تر و مهم تر است . در حقیقت KPI یکی از مهم ترین نقاط راهبری کسب و کار است .

بهترین تعریف KPI

KPI ها کارت های امتیاز دهی هستند که به شما کمک می کنند استراتژی خود را در مسیر مشخص راهبری کنید . آنها برای شما امکان مدیریت ، کنترل و رسیدن به نتیجه دلخواه را فراهم می کنند .

داشبورد KPI:

برای نگه داری کل کسب و کارتان بر روی مسیر استراتژی از پیش تعیین شده باید از داشبورد KPI استفاده کنید .داشبورد KPI ارائه گرافیکی مناسب از تمام شاخص های کلیدی عملکرد تعریف شده و یا مهم شما است که وضعیت در لحظه موضوع مورد بررسی و میزان فاصله تان تا مقدار هدف را در کمتر از 30 ثانیه به شما نشان می دهد .  لازم نیست تعداد زیادی KPI را انتخاب کنید فقط باید با دقت انتخاب کنید ، در زمان های مناسب به صورت دوره ای ارزیابی کنید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید .

چطور KPI  انتخاب کنیم ؟

  • نتیجه دلخواه تان را شناسایی کنید :

همیشه با شناخت کامل بر خواسته ها و ایده آل هایتان شروع به ساخت KPI کنید . مشکلی نداره که فقط بگید : " می خواهم بیشتر بفروشم " ، اما سعی کنید دقیق تر باشید. چگونه اینکار را انجام می دهید ؟ آیا چرخه فروش خود را نصف می کنید ؟ آیا 50% بیشتر مخاطب جذب میکنید ؟ آیا موقعیت مصرف جدیدی ایجاد می کنید ؟ آیا مشتری های وفادار خود را مجبور می کنید 30 % بیشتر خرید کنند ؟ اگر در مورد کاری که می خواهید انجام دهید مطمئن باشید آنگاه می توانید KPI تولید کنید .

  • کارت های امتیاز : حالا باید تعدادی متغیر و فاکتور کمی با کیفی انتخاب کنید ( معمولا کمتر از 6 تا ) که بنا به تشخیص شما مهم ترین عوامل برای رسیدن به اهدافتان هستند . 
برای مثال : اگر در مدیریت فروش کسب و کار آنلاین خود می خواهید چرخه فروش را نصف کنید می توانید موارد زیر را بررسی کنید :
  1.  کلمات کلیدی ( مواردی که توضیح دهنده ی نیاز هاییست که برند شما تامین می کند)
  2.  تعداد بازدید کنندگان خاص  وبسایت
  3. "bounce rate " وبسایت برای فهمیدن آنکه آیا وبسایت شما مرتبط هست ؟آیا افراد بیش از یک صفحه را بازدید می کنند ؟
  4. فروش
  5. میانگین ارزش مشتریان – از آنجایی که خرید بیشتر نشان دهنده ی نزدیک شدن شما به هدفتان است.

    • استراتژی خود را راهبری کنید:
    از داده هایتان ، نمودارها و گیج های  KPI رسم کنید و داده های واقعی عملکرد خود را با هدف های واقع بینانه تعیین شده مقایسه کنید.


    شاخص های کلیدی عملکرد فروشگاه های آنلاین چه هستند؟

    این مقاله براساس اسلاید های ارائه شده در سمینار تنظیم و توسعه یک تجارت الکترونیکی موفق توسط دنییل بروتنی مدیر بازرگانی وب سایت زالاندو  نوشته شده است.

    اگر قصد راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی دارید، باید مطمئن باشید که دقیقا چکار می خواهید بکنید. در این مقاله ما به شما اطلاعات اساسی درباره آن بخش از بازار هدف و شاخص های کلیدی عملکرد را نشان خواهیم داد که ضروریست پیش از شروع هر کاری آنها را خوب فرا بگیرید.
    تجارت الکترونیکی یکی از پرشتاپ ترین بخش های تجارت در دنیا است.در سال 2012 ارزش دلاری این بخش چیزی حدود 1.025 تریلیون دلار رسید که نسبت به سال 2011 ، 21 درصد رشد داشته است.

    آمریکای شمالی یکی از بزرگترین بازارهای دنیاست گرچه که کشورهای آسیایی سریعتر در حال رشد و گسترش هستند. رشد تجارت الکترونیکی در اروپا 22% در مقایسه با سال 2011 و با ارزشی حدود 305 بیلیون پوند  بیشتر شده است . بریتانیا، آلمان و فرانسه بزرگترین بازارهای اروپا می باشند. کشورهای اروپای شرقی نظیر هلند بصورت معناداری در حال رشد هستند.

    در سال 2013 ، ایتالیا به شکل کاملا غیر قابل باوری حدود 15 درصد رشد از سایر کشورها (آمریکا +11% و بریتانیا +12% ) داشت.

    براساس همین اطلاعات کوتاهی که بدان اشاره شد ، برخلاف آن چیزی که ممکن است فکر کنید بخاطر بحران های اقتصادی شروع یک تجارت آنلاین خوب نیست باید به شما بگوییم که خیر، بهترین زمان همین حالاست. اما چگونه ؟ در ادامه مطلب شما پیشنهادات عمومی را در می یابید  که نیاز های کسب و کار شما را برطرف میکند.موفقیت هر شرکت آنلاینی بر پنج رکن اساسی استوار است:

    محصول : سادگی اولویت اساسی برای تمام فروشگاه های آنلاین است. وب سایت شما نیاز دارد که ساده و راحت باشد

    تجربه کاربری: سهولت در استفاده از وب سایت و کاربردی بودن شاخص مهمی در هر دو بازار جدید و رشد یافته است. مطمئن شوید که می توانید رفتار و مطابقت نیازهای مشتریانتان با صفحات وب سایت را رهگیری و مشاهده کنید.تلاش کنید راه های مرتب نمودن صحیح صفحات را بیابید و بهترین روشهای پرداخت را پیشنهاد دهید. 

    سیستم عملیاتی: بدین معنی است که یک سیستم حمل و نقل و خدمات مشتریان بسیار عالی راه اندازی کنید . از طریق ساختار عملیاتی کسب و کار ، ارتباط مستقیم با مشتریان را عملیاتی کنید. این یکی از عواملی کلیدی در جهت ایجاد اعتماد در بین مشتریان و شرکت می باشد.

    بازاریابی: یک تیم قوی و موفق بازاریابی آنلاین به شما این امکان را می دهد که بتوانید مشتریان واقعی را هدف قرار دهید و بهره وری هزینه های بازاریابی را بهبود ببخشید .

    طبقه بندی: پیشنهادی ایجاد کنید که نیازهای مشتریان هدف شما را منعکس نماید.

    برخی شاخص های کلیدی عملکرد وجود دارد که شما باید به هنگام راه اندازی کسب و کار آنلاین خود با اطمینان به آنها نگاه کنید . اهمیت برخی از این شاخص ها در استفاده و رهگیری بررسی های اولیه کسب و کار می باشد. بعنوان مثال برای گام های اولیه استارتاپ شما، تعداد سفارشات مهم تر از میانگین اندازه سبدهای خرید است  ( میانگین مبلغ هزینه شده توسط یک مشتری)که می تواند تحت تاثیر قرار گیرد. بالاخص در اولین باری که توسط کمپین های تخفیف دهی برای راه اندازی فروش محصولات صورت می گیرد. 

    شاخص های عملکرد فروشگاه آنلاین

    تعداد مشتریان برگشتی یکی از شاخص های سودآوری محصولات است. با این حال این امر به محیط رقابتی و هزینه های بازاریابی بستگی دارد. حتی شاخص هایی که ممکن است منفی بنظر برسد، نظیر نرخ برگشت (اندازه گیری مشتریانی که مجددا جهت خرید به وب سایت بر می گردند) جهت رهگیری بسیار مهم است و شما باید پیوسته در جهت افزایش آن کار کنید.

    نرخ بازگشت بالا نشان از تعامل نزدیک و بالاتری بین مشتریان و شرکت شما است که باعث افزایش احتمالی جهت نهایی کردن فروش محصولات می گردد.شاید این بسیار بدشانسی باشد که این شاخص در کشور ایتالیا بسیار بالاست. مشتریان ایتالیایی معمولاً بصورت آنلاین خرید نمی کنند مگر اینکه 100 درصد مطمئن باشند . بنابراین در آنجا شاخص برگشت یک خرید، غیر معمول است.

    برای صحبت درباره شاخص هایP&L لازم است که مطمئن شوید که PC2 ( سود خالص هر سفارش قبل از محاسبه هزینه های بازاریابی) سایت شما مثبت است حتی اگر در ابتدای فعالیت های فروشگاه آنلاینتان است.  این بدین معنیست که شما باید پیوسته میزان فروش وب سایت خود را پس از کم کردن هزینه های لجستیک و خدمات مشتریان مثبت نگه دارید.

    EBIT ( درآمد قبل از سود و مالیات) منفی در آغاز به عوامل درونی کسب و کار مربوط است و به این معنیست که سطح بالایی از پول نقد برای راه اندازی کسب و کار هزینه شده است . هزینه های بازاریابی مخصوصاً در سالهای اولیه می تواند بسیار بالا باشد. هزینه هر بازدید، هر جذب کاربر، و هر فروش در بخش ها و نواحی مختلف جغرافیایی، موضوعی بسیار متفاوت باشد.

    هوشیار باشید که  تطابق با قوانین و مسائل هر کشوری می تواند تاثیر بسیار زیادی بر نحوه عملکرد کسب و کار شما داشته باشد.بعنوان مثال براساس تجربه ی که شرکت زالاندو در ایتالیا داشته است صرف هزینه و زمان برای تبلیغات تلویزیونی بسیار سازنده تر از هزینه های تبلیغات اینترنتی بوده است.

    » چنانچه با خواندن این مقاله به موضوع شاخص های کلیدی عملکرد یا KPIs علاقه مند شدید، خواندن مطالب زیر را به شما پیشنهاد می کنیم:

    شاخص های کلیدی عملکرد شاخص های عملکرد شاخص عملکرد فروش ساخت شاخص عملکرد
    چه چیزی شاخص های کلیدی عملکرد را موثر می کند؟ چگونه با تعریف شاخص کلیدی عملکرد( KPI ) به اهدافتان می رسید ؟ شاخص های کلیدی عملکرد " فروش " به آسانی، شاخص های کلیدی عملکرد کسب و کار خود را ایجاد کنید.