وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

تصمیم های بزرگ در 10 دقیقه !




بین هنر شناخت و حدسیات و علم داده ای و آنالیزی تعادل برقرار کنید !

وقتی نوبت به مهم ترین تصمیم های کسب و کار می رسد ، دنیایی از عوامل وجود دارند که باید در نظر گرقته شوند . مدیران شرکت ها معمولا به "حدسیات یا آگاهی هایشان " برای تصمیم گیری اقتدا می کنند که ما اسمش را "هنر" استراتژیک تصمیم گیری گذاشته ایم . ولی طرف علمی معادله چه می شود ؟ "داده و آنالیز"؟

 85% از مدیران عامل اعلام کردند که داده و آنالیز برای سازمان آنها ایجاد ارزش داشته است. *

 سوال این خواهد بود که آنها چطور و کجا متوجه این ارزش شده اند ؟

این ارزش به طور قطع در تصمیم گیری اثبات شده است .

تصمیم گیری برتر بااعتماد به نفس، وضوح، و پویایی -تنها از طریق ترکیب علم آنالیز و هنر حدسیات ممکن است . 

و تعدادی از شرکت ها و فعالان کسب و کار امروز تازه شروع به برقراری این تعادل ظریف کرده اند  :

در مطالعه آنالیز و داده جهانی : تصمیم های مهم در سپتامبر 2014 ،94درصد از مدیران ارشد ** اظهار کردند که در هر لحظه آماده تصمیم گیری های بزرگ بعدی سازمان می باشند . این در حالی است که تنها 38 درصد از آنها با استناد به داده و آنالیز تصمیم گیری می کنند . 

در حال حاضر بسیاری از کسب و کارها هنوز از فرصت های اطلاعاتی خود بهره برداری نکرده اند و به سطح مطلوب سرعت و مهارت مورد نیاز در تصمیم گیری دست نیافته اند .  


دوباره فکر کنید :


 چگونه تصمیم می گیرید ؟

1.   چه چیز در انتظار شماست ؟ 

مدیران عامل شرکت ها باید نگاه دقیق تری به تصمیم گیری های استراتژیک داشته باشند : 

تصمیمات بزرگ ، تصمیماتی هستند که جهت استراتژیک کسب و کار را تعیین می کنند یا تغییر می دهند .به صورت میانگین  این تصمیم ها تا 25% روی سودآوری آینده شرکت شما تاثیر گذارند . 


2.   چگونه راه های جدید تصمیم گیری روی کسب و کار شما تاثیر می گذارد ؟


نزدیک به 96% از مدیران داده هایی که متوجه نمی شوند را نادیده می گیرند . از مزیت های بهره برداری از پتانسیل داده ها به منظور راهنمایی یا اعتبارسنجی آن است که باعث اعتماد به نفس و تسریع تصمیم گیری می شود . 


3. آیا نتیجه میدهد؟


مدیران شرکت هایی که روش تصمیم گیری خود را به آنالیز و تحلیل داده ها تغییر دادند 3 برابر بیشتر از دیگر کمپانی ها اعلام بهبود در زمینه تصمیم گیری های استراتژیک نموده اند . 





*18th Annual Global CEO Survey, January 2015

**Global Data & Analytics Survey 2014: Big Decisions™, September 2014.

*

درصد بازده مجموع دارایی ها

فرمول : ((سود/زیان) ویژه قبل از کسر مالیات ÷ جمع کل دارایی ها ) ضربدر 100
زمانیکه میخواهند توانایی عملکرد یک سازمان را بسنجند از این نسبت استفاده میکنند ، در واقع این نسبت حاکی از توانائی واحد تجاری درکاربرد تمام منابعی است که در اختیار آن قرار دارد. اگر این نسبت پایین باشد بدین معناست که مشکلی وجود دارد . یا مدیران توانایی مدیریت و تصمیم گیری های صحیح را ندارند و در نتیجه خدمات پرسنل به شکلی هدایت نشده تلف میشود ، یا نیروی کاری توانایی انجام درست کارها را ندارند که باز هم مشکل مدیریت تلقی میشود ، چون مدیر موظف است به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر عملکرد پرسنل نظارت داشته باشد و در صورت لزوم با استخدام نیروی جدید یا دادن آموزش های لازم یا اخطار و یا جایگزین کردن نیروها ، بر درست انجام شدن امور تاکید بورزد .
البته ممکن است پایین بودن این نرخ به سبب برخی مشکلات کلان جامعه هم باشد . مثلا در شرایطی که کشور در وضعیت رکودی ، تورمی قرار دارد ، تقریبا سطح بازده تمامی واحدهای اقتصادی کاهش می یابد . بنابراین کم بودن این نرخ همیشه ناشی از مشکلات مدیریت یا زیان های سانحه ای (مانند دزدی و آتش سوزی) نیست و گاهی ناشی از مشکلات خارج سازمان میباشد .

نسبت سود به درآمد

فرمول : (سود (زیان) ویژه پس ازکسرمالیات / جمع درآمد ها ) ضربدر 100

سود با درآمد یک تفاوت بزرگ دارد ، درآمد یعنی آنچه از فروش یا خدمات حاصل شده است ولی هنوز هزینه ها مانند هزینه های جاری و ثابت و یا بهای کالا از آن کسر نشده است  .

برای مثال وقتی یک بوتیک در یک روز 20 عدد شلوار 200.000 ریالی میفروشد ، درآمدش در آن روز 4.000.000 ریال بوده است . هر شلوار را 100.000 ریال خریده بودیم ، یعنی مبلغ 2.000.000 ریال هزینه خرید آن اقلام بوده است . اما اگر هزینه اجاره که یک نوع هزینه ثابت است ماهیانه 30.000.000 ریال باشد . و هزینه آب و برق و تلفن جمعا  3.000.000 ریال باشد ، در واقع ما روزی 1.000.000 ریال اجاره میپردازیم و100.000 ریال هزینه های متفرقه و مالیات و ....

وقتی این مبالغ را از 4.000.000 ریال کسر کنیم ، مبلغ حاصله سود یک روز ما خواهد بود .

در واقع برای سنجیدن یک کسب  و کار ، سود عامل درست است نه درآمد . چون گاهی درآمد بسیار بالاست ولی پس از کسر هزینه ها ، نه تنها سودی باقی نمیماند بلکه زیان هم ایجاد میشود . این نسبت به ما کمک میکند ارزیابی صحیحی از درصد تفاوت بین سود و درآمد خود داشته باشیم و برای اداره یک واحد اقتصادی این یک ضرورت است ، چون به مدیر مجموعه کمک مینماید تا با توجه به سود هزینه نماید نه با توجه به درآمد .