وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

گام های رسیدن به یک فرهنگ سازمانی داده محور




سازمان های داده محور چندین خصوصیت مشترک دارند:


  • ذهنیت داده محور و معیارهای پشتیبانی زیرساخت

 شرکتهای داده محور فرآیندهایی تعریف می کنند که از شاخص های کلیدی عملکرد اساسی سازمان و کسب و کار خود پشتیبانی می کنند ، و به کارکنان خود اعلام می کنند که بر اساس این معیارها فعالیت کنند . به گزارش آبردین هفتاد درصد از این سازمان ها یک مدیر ارشد متخصص تجزیه و تحلیل دارند. به گزارش Econsultancy به نام  "فرهنگ داده محور " که در آن بیش از 300 startup در حوزه IT و سایر صنایع ،عمدتا واقع در شمال امریکا و غرب اروپا ، را مورد بررسی قرار داده است اعلام می کند  که بیش از 70 درصد از startup  های فعال حداقل یک کارمند را برای جمع آوری داده و تجزیه تحلیل آن اختصاص داده اند . 


  • داده ها متمرکز و سازمان یافته هستند

 برای اطمینان از اینکه داده ها جدید و مرتبط هستند ، فرهنگ داده محور اطلاعات را از سراسر سازمان  جمع آوری و سازماندهی می کند. داده متمرکزامکان  به روز رسانی مداوم، و نگه داشتن داده در حالت تازه و به روز در کل ابعاد کسب و کار را ایجاد می کند . شرکت ها باید نسبت به آنچه جمع آوری می کنند و حجم داده ها توجه داشته باشند . با توجه به Econsultancy، اطلاعات اضافه یک تهدید واقعی است.برای اینکه مطمئن باشید که اطلاعات درستی را بررسی می کنید احتیاج به ساده سازی و تمرکز دارید .


  • خطی مشی حاکم برای دسترسی به داده ها

 در سازمان های داده محور، سیاست رسمی دسترسی کاربرها را کنترل می کند. آنها  زنجیره ای قابل ردیابی را ایجاد می کنند تا ریسک را کاهش دهند، سطوح دسترسی را تعیین می کنند و کاملا مشخص می کنند که چه کسانی چه اطلاعاتی را می توانند تغییر دهند . به گفته آبردین سازمان های داده محور 56 درصد بیشتر از سایر سازمان ها دارای سیاست های رسمی کنترل داده هستند. 


  • دسترسی به داده ها لایه لایه است

 سازمان های داده محور یک راهکار پیچیده لایه لایه برای مدیریت شاخص های کلیدی دارند که در آن هر متریک به وضوح به عملکرد سازمانی و نتیجه مورد نظر مرتبط است. این معیارها به خوبی تعریف شده، و به صورت شفاف با نیروی کار ارتباط برقرار می کنند و البته به صورت منظم اندازه گیری می شوند .


  • ابزارهای تجزیه تحلیل یکپارچه هستند 

 ابزار تحلیلی مورد استفاده در سازمان های داده محور جزو نوآورانه ترین ابزارهای موجود و در دسترس می باشد.این ابزارها که اغلب بینشی هستند و داده ها را مصور سازی می کنند معمولا جزو پرکاربردترین نرم افزارهای موجود در سازمان به شمار می آیند .ابزارهای موجود در لایه های امنیتی شرکت های بزرگ قرار می گیرند و از طریق ابر اطلاعاتی و دستگاه های تلفن همراه برای حمایت از انواع فعالیت های سازمانی و کارکنان قابل دسترس می باشند. 


اما اگر داده در کل سازمان قابل دسترس نباشد و همه نتوانند با آن ارتباط داشته باشند بی ارزش خواهد بود . Econsultancy اشاره می کند که در سازمان ها از هر اندازه ای که باشند، بهترین وسیله ارتباطی داده داشبوردها و بعد از آن گزارش ها هستند . 

با ارزش نهادن به داده به اندازه حس های مدیریتی و حدس ها ، سازمان های داده محور می توانند از فضای تحلیلی خود برای تولید اطلاعات تاکتیکی و مرتبط در زمان و مکانی که به آن احتیاج دارند استفاده کنند . 



9 عادت افراد فوق العاده تاثیرگذار


تاثیرگذاری و نفوذ ویژگی هایی هستند که می توانند از شما مدیران موفقی بسازند . افراد با نفوذ تاثیر عمیقی بر هر آنکه با او روبرو می شوند دارند . با این حال،  این دستیابی ، تنها به این دلیل آن است که آن ها در خود احساس قدرت می کنند و بر روی اعمال خود کنترل و نفوذ دارند .  

ما تنها رفتارهای آنها را میبینیم . ما می بینیم که آنها نوآوری می کنند ،  آن چه در ذهن خود دارند را به راحتی بیان می کنند، و حرکت خود را رو به جلو به سمت چیزهای بزرگتر و بهتر ادامه میدهند . 

اعتماد به نفس و امکانات است که قدرت نفوذ آنها را ممکن کرده است. 

و در حالی که آنچه مردم تحت تاثیرش قرار می گیرند با تغییرات فصول تغییر می کند ، رفتارهای خاص افراد تاثیرگذار همیشه ثابت می ماند .. پیگیری متمرکز تعالی آنها نه عادت  است که شما می توانید تمرین کنید تا تاثیری گذاری خود را افزایش دهید : 

1.  برای خودشان فکر می کنند: 

افراد تاثیر گذار با آخرین روند و یا از طریق افکار عمومی ضربه نمی خورند. آنها نظرات خود را بر اساس حقایق با دقت شکل می دهند،. آنها تمایل بیشتری برای تغییر افکار خود بر اساس حقایق ثابت شده جدید دارند ، اما تحت تاثیر افکار دیگران قرار نمی گیرند . 

2. به طرز خوشایندی مخرب هستند :

افراد با نفوذ هرگز از وضع موجود راضی نیستند. آنها کسانی هستند که به طور مداوم می پرسند، "چی میشه اگر ؟ " و "چرا که نه؟" آنها از اینکه عقل متعارف را به چالش بکشند نمی ترسند، آنها چیزی را صرفا به دلیل اینکه مخرب باشند خراب نمی کنند، بلکه تخریب می کنند که بهبود بخشند . 

3. الهام بخش گفتگو ها هستند :

هنگامی که افراد تاثیرگذار صحبت می کنند، مکالمات مانند امواج دوار در یک دریاچه پخش می شوند .تاثیرگذاران الهام بخش همه در اطرافشان هستند و ایده های جدید و متفاوت را  کشف می کنند.

4. قدرت نفوذ در شبکه خود را دارند :

افراد تاثیرگذار می دانند که چگونه باید ارتباط پایدار ایجاد کرد. نه تنها  بسیاری از مردم از مردم را می شناسند ،بلکه تمام دوستان دوستان خود را نیز می شناسند .از همه مهمتر، آنها برای هر کس در شبکه خود ارزش خاصی قائل اند . با همه مشاوره می کنن و افرادی که ار نظرشان باید با هم باشند را به هم معرفی می کنند .

5. تنها بر آنچه واقعا مهم است تمرکز می کنند :

افراد تاثیرگذار به وسیله مسائل پیش پا افتاده منحرف نمی شوند. آنها قادرند درهم و برهمی را کاهش دهند و تمرکز خود را بر روی آنچه مهم است قرار دهند . و فقط زمانی که مطلب مهمی برای گفتن داشته باشند صحبت می کنند، و هرگز مردم را مسخره نمی کنند . 

6. از اختلاف نظر استقبال می کنند :

افراد تاثیر گذار واکنش احساسی و دفاعی به نظرات مخالف ندارند --آنها استقبال می کنند. آنها به اندازه کافی فروتن هستند که بدانند  که همه چیز را نمی دانند و شخص دیگری ممکن است چیزی را متوجه شده باشد که آنها نمی دانسته یا فراموش کرده اند. و در صورتی که فرد درست اشاره کرده باشد ، آنها این ایده را از صمیم قلب می پذیرند زیرا که تاثیرگذارها به درست بودن نتیجه نهایی بیشتر از حرف خودشان اهمیت می دهند . 

7. فعال هستند :

افراد تاثیرگذار منتظر نیستند که  چیزهایی مانند ایده های جدید و فن آوری های جدید آنها را پیدا کنند ، خود به دنبال آنها می گردند . این پیشگامان همیشه می خواهند پیش بینی کنند . آنها تاثیر گذارند زیرا می دانند چه اتفاقی  در آینده  می افتد ، ومی دانند چون به دقت منتظر آن اتفاق بوده اند . 

8. آنها به جای واکنش نشان دادن پاسخ می دهند :

اگر کسی یک فرد تاثیرگذار را برای یک اشتباه نقد کند ، و یا اگر شخص دیگری مرتکب اشتباهی حساس شده باشد ، افراد تاثیرگذار بلافاصله و عاطفی واکنش نشان نمی دهند. آنها صبرمی کنند.  فکر میکنند. و سپس پاسخ مناسب ارائه می کنند . این افراد می دانند که روابط مهم هستند، و اجازه نمی دهند یک واکنش عاطفی روابطشان را خراب کند . همچنین می دانند که احساسات مسری هستند، و زیاده روی بر همه کسانی که اطراف او هستند اثر منفی می گذارد . 

9. باور دارند :

افراد تاثیر گذار همیشه انتظار بهترین ها را دارند. آنها به قدرت خود را به رسیدن به رویاهایشان ایمان دارند، و باور دارند که دیگران هم همان قدرت را دارند. آنها اعتقاد دارند که هیچ چیز دور از دسترس نیست، و این باور الهام بخش کسانی است که در اطراف این افراد هستند وباعث سوق آنها به اهدافشان می شود . تاثیرگذاران به شدت معتقدند که یک نفر می تواند جهان را تغییر دهد.

برای افزایش نفوذ خود، شما نیازمندید که  مهارت ها و بینش خود را  آزادانه به اشتراک بگذارید، و برای آینده ای بهتر تلاش کنید .  
چه کیفیت های دیگری افراد را تاثیرگذار می کند ؟ 

لطفا افکار خود را در بخش نظرات و یا در شبکه های اجتماعی با ما به اشتراک بگذارید تا هم از شما بیاموزیم .





کارمندان مدیران را ترک می کنند، نه شرکت ها را!


مطلب زیر گزیده ای از کتاب جدید ویکتور لیپمن" مدیر نوع B : که در دنیای نوع A  با موفقیت راهبری می کند " می باشد : در این بخش، از فصل "مردم مدیران را ترک می کنند و نه شرکت ها ،" به بررسی اهمیت و چالش های نقش یک مدیر می پردازیم .

مردم چیزهای زیادی در مورد مدیران می گویند:

او بیش از حد کار می خواهد است. او با شدت برخورد می کند . 

او انگیزه ایجاد می کند . تیم او واقعا دوست دارند با او کار کنند .

شما می توانید روی او حساب کنید. او همه کارها را انجام میدهد . 

او یک رهبر فوق العاده است . او یک متفکر استراتژیک است . 

او نمی داند چه  می خواهد و هیچ ایده ای هم ندارد . 

اما من  شرط  می بندم  شما یک چیز را هرگز نشنیده اید . شما هرگز نشنیده اید مردم  بگویند مدیریت آسان است.


پس از اینکه به عنوان یک  مدیردر سال 2012 بازنشسته شدم، می خواستم بنشینم و برای آخرین ربع قرن باقی مانده از زندگی ام برنامه ریزی کنم . همانطور که به منظور بدست آوردن یک مفهوم گسترده تر ازمسائل رایج مدیریتی  مقایسه مسائل  با تجربیات خودم ،  شروع به صرف زمان با مدیریت و مطالعات کارکنان سازمان های مختلف کردم ، متوجه یک واقعیت شدم  : تعداد زیادی از کارکنان به کار متعهد ندارند . از "تعهد " منظورم این نیست از لحاظ عاطفی متعهد به سازمان باشند . مسئله آن است که آنها با انگیزه و در نتیجه موثر نیستند . 

تفاوت های ظریف در چگونه تعریف  کردن "تعهد کارکنان،" در  مطالعات مختلف وجود دارد اما شباهت های میان این مطالعات مختلف بسیار بیشتر از تفاوت ها مهم هستند. مهم نیست که در داده ها و اطلاعات ریز شوید ، در تصویرکلی شرایط حدود 60٪ یا 70٪ از کارمندان شما کار نمی کنند –یا راحت بگوییم آنقدر سخت که باید کار نمی کنند . بیایید مثال بزنیم . اطلاعات موسسه گالوپ( موسسه تحقیقاتی در زمینه مشاوره مدیریت )  نشان می دهد 30 درصد از کارکنان " متعهد" هستند. داده های تاور واتسون ( موسسه جهانی خدمات حرفه ای در زمینه مدیریت بحران و نیروی انسانی ) نشان می دهد 35 درصد از کارمندان به شدت متعهد هستند .  بر اساس تحقیقات  دیل کارنگی 29٪ از کارمندان به صورت کامل متعهدند .  و بهتر است بدانید  این مطالعات کوچک نیستند ؛ نظرسنجی گالوپ شامل بیش از 350،000 پاسخ دهنده و بررسی تاور واتسون شامل بیش از 32،000 بوده است . گالوپ  هزینه سالانه کاهش بهره وری در ایالات متحده بیش از 450 میلیارد دلار برآورد کرده است. این رقم سرسام آور است. حتی اگر غیر دقیق باشد، مشکل وجود دارد . 


چه عواملی در سطح بالا به این رفتار اپیدمیک عدم تعهد کمک می کند؟ بازگشت به عنوان این فصل: "مردم مدیران را ترک می کنند و  نه شرکت ها "  خلاصه رابطه اصلی  بین مدیر و کارکنان نقش مهمی ایفا می کند. فراتر از آن، عوامل دیگری نیز کمک می کنند. این عوامل عبارتند از اعتقاد به مدیر ارشد، غرور برای معاشرت با کسی ، عدم قطعیت مزمن ناشی از یک جریان ثابت در سازمان، اخراج و یا برخورد برای عملی کردن  "کار بیشتر با پول کمتر" . اما بدون توجه عوامل دیگر، که با توجه به شخصیت و  شرایط یک سازمان تغییر می کنند ، هیچ شکی نیست که سطح بالای عدم مشارکت کارمندان نشان دهنده ی  شکست مدیریت و چالش های اصلی آن است . یکی از این  چالشها علاقه مند نگه داشتن تعداد زیادی از افراد به انجام کار مورد نیاز است ،ایجاد حس خوب به سازمان در آنها، و انگیزه دادن به کارمندان برای انجام کار به بهترین شکل ممکن است . 

این داده ها در سطح بالا برای شما به عنوان یک مدیر به چه معنیست ؟ 

اگر 60٪ تا 70٪ از کارکنان کمتر از توانایی هایشان کار می کنند ، شما در مدیریت با مشکلات ایجاد انگیزه رو برو هستید . همچنین این به این معنی است که فرصت بزرگی وجود دارد: یک فرصت برای ایجاد تعهد در کارکنان و بهبود بهره وری برای بخش و سازمان شما وجود دارد . از اعداد ساده کنیم ، اگر شما مدیریت 10 نفر از کارکنان را به عهده دارید و شش نفر از آنها تا متعهد نیستند،  و شم�� می توانید به طور متوسط با  دو نفر از آنها برای رسیدن به تعامل بهتر و ایجاد انگیزه شروع کنید. 

البته چالش در رسیدن به آن دو نفر از کارکنان ، درک اینکه چرا آنها احساس هایی دارند که منجر به عدم تعهد می شود و بهبود طرز تفکر آنها است . 

نظرات خود را با ما در میان بگذارید . شما به عنوان یک مدیر موفق برای ایجاد انگیزه چه می کنید ؟ 


منبع:

Victor Lipman