وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

راز و رمز تحلیل آماری نمودار جعبه ای

تا اینجای کار با

آشنا شدید و در این مقاله به نمودار جعبه ای می پردازیم که

مورد بحث قرار میگیرد.

نمودار جعبه ای بر خلاف تصور خیلی از افراد سخت و پیچیده نیست و اتفاقاٌ اطلاعات مفید و قابل درکی به ما می دهد.

نمودار جعبه ای از یک جعبه و دو میله که از آن بیرون آمده تشکیل شده است که قسمت های مختلفی دارد که با هم بررسی می کنیم.

به نمودار جعبه ای نمودار 6 خلاصه نیز می گویند زیرا از 6 بخش به شرح زیر تقسیم می شود(شکل1) :

نمودار جعبه ای

شکل1

  • بخش اول » شامل ماکسیمم واقعی و مینیمم واقعی می باشد که ماکسیمم واقعی بیشترین مقدار داده در آن گروهی است که بررسی میگردد و در بالاترین نقطه قرار دارد (شکل2) و مینیمم واقعی کمترین مقدار از داده های ما در همان گروه است و در پایین ترین نقطه قرار دارد(شکل 3).
ماکسیمم واقعی

شکل2

در شکل بالا ماکزیمم های واقعی با کادر مستطیل نارنجی نمایش داده شده است.

مینیمم واقعی

شکل3

در شکل 3 مینیمم واقعی با مستطیل نارنجی نمایش داده شده است.

  • بخش دوم » بخش 4/1 : نمودار جعبه ای داده ها را به 4 قسمت تقسیم می کند. 4/1 اول (%25)، 4/1 دوم (%5)، 4/1 سوم (%75)، 4/1 چهارم

مینیمم مؤثر (%25) : نقطه ای است که حداقل %25 یا 4/1 داده ها از آن کمتر است (شکل 4).

مینیمم موثر

شکل4

نقطه میانه و میانگین (%50) : نقطه ای که حداقل نصف داده ها کمتر از %50 آن باشد "میانه" است (شکل 5).

میانه

شکل5

در شکل بالا نقاط نطقه چین میانگین و خط بیانگر میانه می باشد.

ماکسیمم مؤثر (%75) : نقطه ای که %75 یا 4/3 داده ها از آن نطقه مقدار کمتری دارند(شکل 6).

ماکسیمم موثر

شکل6

نمودار جعبه را نیز مانند سایر نمودار ها هم می توانیم دسته بندی کنیم و هم سری های مختلف به نمودار جعبه ای بدهیم(شکل 7).

تنظیمات نمودار جعبه ای

در محور افقی معمولا و تقریبا همیشه داده های دسته بندی شده قرار می گیرند و محور عمودی این نمودار را داده عددی ای که قابلیت محاسبه و شمارش دارد تشکیل می دهد.

برای تفسیر این نمودار بهتر است که اختلاف زیادی بین میانه و میانگین نباشد زیرا این کار باعث می شود که میانگین به شما دروغ بگوید. برای درک بهتر این مساله به مقاله "نمودار جعبه ای - هنگامی که میانگین دروغ می گوید !" مراجعه نمایید.

آنچه در مقاله بعد می خوانید » نمودار پراکندگی

تجربه کلی نگری ارزشمند با نمودار هیستوگرام

هیستوگرام

آنالیزی که توسط نمودار هیستوگرام صورت میگیرد ، آنالیز اولیه و حتی کلی می باشد.در نمودار هیستوگرام نگاه کلی به فراوانی داده ها به صورت گروهبندی شده است.

اساس هیستوگرام از محور عمودی که همیشه فراوانی است و محور افقی که از داده های پیوسته (عددی) که به صورت بخش بندی تولیده شده و این بخش ها تعداد مختلف دارند که حداقل آن 20 بخش است ، می باشد.

اندازه هر میله ، فراوانی آن میله را در بین بازه ها نشان می دهد.

نمودار هیستوگرام شبیه نمودار ستونی است با این تفاوت که هیستوگرام گروهی از داده ها را به رنجی از داده ها محدود می کند و این ما هستیم که انتخاب می کنیم کدام رنج از داده ها مورد استفاده قرار گیرند.

با نگاه به نمودار هیستوگرام 4 فاکتور را می توانیم به سرعت استنتاج کنیم :

1. Pick (نقطه اوج) :به ما نشان می دهد که بیشترین فراوانی را کدام بازه به ما می دهد(شکل1).

پیک هیستوگرام

شکل1

همانطور که می بینید نقطه اوج در نمودار فراوانی میانگین سنی مشتریان متعلق به بازه 48-52 سال می باشد که نشان میدهد 2576 نفر از مشتریان در این رنج سنی قرار دارند.

2. Gap (فاصله خالی) :گپ یعنی در بازه یا بازه هایی هیچ اطلاعاتی در دسترس نباشد و گپ ها معمولا اطلاعاتی به ما می دهند که در آنالیز اهمیت دارند (شکل2).

گپ هیستوگرام

شکل2

3. Concentration (تمرکز) : دو یا سه میله که اندازه های مشابه دارند گوییم داده ها در آن رنج ها تمرکز دارند (شکل3).

تمورک هیستوگرام

شکل3

در تصویر می بینیم که در رنج های 59-62 و 62-66 سال مقدار فراوانی به شدت نزدیک به هم می باشد و گوییم که تمرکز در رنج 59-66 داریم.

4.Outlier (داده پرت) : بازه ها یا رنج هایی که خیلی بعید است داده ای در آنها فراوانی داشته باشد و اتفاق بیافتد (شکل4).

داده پرت

شکل4

نکته »اگر نمودار هیستوگرام به شکل یک مستطیلدر آید ، اشتباهاست (شکل5).

نمونه اشتباه هیستوگرام

شکل5

خط هیستوگرام

نمودار خط هیستوگرام شبیه نمودار هیستوگرام می باشد. از لحاظ تصویری تفاوتی که با هیستوگرام دارد اینست که در محور افقی چند تا عدد نماینده را نشان میدهد و نه تمام رنج ها را. همچنین خطی که وسط میله های هیستوگرام را به هم وصل می کند و تبدیل به یک روند می شود از دیگر تفاوت های خط هیستوگرام با نمودار هیستوگرام است (شکل6).

نمودار خط هیستوگرام

شکل6

شکل 6 نمودار خط هیستوگرام را برای میزان خرید هر مشتری نشان می دهد که در بالا ، نمودار هیستوگرام آن نیز آورده شده است.

آنچه در مقاله بعد میخوانید » نمودار جعبه ای

نمودار قیفی و رادار- طبقه بندی و مقایسه داده ها

نمودار قیفی

این نمودار بیشتر برای نشان دادن طبقه ها در یک فرآیند فروش و میزان بالقوه سود در هر طبقه به کار برده می شود و همچنین برای بررسی و شناخت مشکلات بالقوه در فرآیندهای فروش سازمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

بهتر است در طبقه های نمودار قیفی مراحل یک فرآیند باشند.

شکل 1

در بالا نمودار قیفی میانگین دستمزد در دپارتمان های مختلف را مشاهده می کنید که در کف قیف (پایه) کمترین مقدار قرار میگیرد و مربوط به دپارتمان تولیدی میشود و هرچه به دهانه قیف (گردن) نزدیک می شویم مقادیر افزایش می یابند.

در نمودار قیفی مقادیر از کمترین مقدار ممکن شروع شده و به 100% کل می رسد.

نمودار رادار

در این نمودار می توان چند گروه را با هم مقایسه کرد به طوری که هر گروه دارای محور مجزایی می باشد. در حقیقت نمودار رادار برای داده چند متغیره استفاده می شود که از یک نقطه آغاز می گردند. این نمودار از پزه هایی با زاویه یکسان تشکیل می گردد که هر پره یکی از متغیر ها را نمایش می دهد. نمودار قیفی برای داده هایی که به صورت چرخه ای هستند کاربرد دارد. مثلا نشان دادن وضعیت یک موضوع در 12 ماه سال.

شکل 2

در شکل 2 مشاهده می کنید که فروش در فصل های سال برای پرسنل زن و مرد نشان داده شده است و این دو نمودار به صورت یک سیکل یا چرخه می باشند.

آنچه در مقاله بعد مطالعه می نمایید » نمودار هیستوگرام

نمودارهای پایه در vdash

بعد از اینکه vdash را به پایگاه داده متصل کردیم (مقاله اتصال به پایگاه داده) و مدلسازی (مقاله مدلسازی) و طراحی مدل کسب و کار (مقاله طراحی مدل اطلاعاتی )را انجام دادیم ، می توانیم به آنالیز اطلاعاتمان در سطوح و ابعاد مختلف بپردازیم.

با وارد کردن نام کاربری و رمز عبور وارد vdash شویم (شکل 1).

شکل1

در صفحه ای که مشاهده می کنید هم می توانیم با کلیک بر روی شروع داشبورد جدید و هم از منوی داشبورد روی نوار ابزار آبی گزینه جدید (شکل 2)، به صفحه ایجاد داشبورد و رسم انواع چارت ها و گراف ها بروید.

شکل2

قبل از شروع کار بهتر است به نکاتی بپردازیم که برای یک مدیر حائز اهمیت است و توسط vdash به راحتی این نیازها برطرف می شود.

مدیران اغلب دوست دارند که بر روی اطلاعاتشان تمرکز داشته باشند. 8 گام تمرکز وجود دارد که با vdash تمامی آن ها به راحتی حصول میابد و vdash را از سایر نرم افزارهای مشابه متمایز می نماید.

  • گام نخست : نیاز های اطلاعاتی

اولین سوالی که برای یک مدیر مطرح می گردد این است که به چه اطلاعاتی نیاز دارد و چه اطلاعاتی را در اختیار دارد.

  • گام دوم : تعریف تحقیق

اینکه مدیر چه بخشی هستیم :مدیر کل هستم، مدیر فروش هستم ، مدیر بازاریابی هستم و .... با این کار می خواهیم بدانیم که تمرکزمان بر روی چه قسمتی باید باشد.

  • گام سوم : انتخاب واحد تجزیه و تحقیق

تجزیه و تحلیل داده ها در یک سازمان یا به صورت داخلی صورت می گیرد یا به صورت خارجی. تحلیل داخلی یعنی در داخل سازمان یک تیم برای آنالیز اطلاعات شکل میگیرد و تحلیل خارجی یعنی آنالیز اطلاعات را به تیم یا سازمانی در خارج از سازمان خود می سپاریم. بدیهی است که تحلیل خارجی هزینه زیادی در بر دارد.

  • گام چهارم : در دسترس بودن داده ها

استفاده از داده های موجود به شدت باعث صرفه جویی در هزینه و زمان می شود تا اینکه بخواهیم اطلاعات جدید بر اساس نیازهایمان تولید کنیم .

  • گام پنجم : ارزیابی ارزش تحقیق

تحلیل و تحقیقات باید به گونه ای باشد که بتوانیم با کیفیت بالا تصمیم گیری کنیم.

  • گام ششم: تدوین طرح

برای هر موضوعی 3 دیدگاه مطرح است : 1-دیدگاه من 2- دیدگاه شما 3- دیدگاه واقعیت تدوین طرح شامل انتخاب ابزار درست می باشد.

  • گام هفتم : تجزیه و تحلیل

براساس اطلاعاتی که داریم و با استفاده از ابزار مناسب به تحلیل داده ها می پردازیم.

  • گام هشتم: ارائه یافته های

با توجه به نتیجه تحلیل و بررسی داده ها تصمیماتی مناسب و کارآمد در ازتباط با کسب و کارمان اتخاذ می نماییم.

حالا به کمک vdash به تحلیل اطلاعات می پردازیم.

طریقه دسترسی به انواع چارت ها و گراف ها از نوار آبی بالای صفحه می باشد.

هدف ما در vdash به تصویر کشیدن اطلاعات خام است.در این مقاله می خواهیم نحوه نمایش اطلاعات را بررسی کنیم که در چه موقعیت هایی از چه شیوه ای ، اطلاعاتمان را به نمایش بگذاریم تا تحلیل بهتر و دقیق تر و از همه مهمتر آسان تر داشته باشیم. در اینجا به توضیح نمودار های زیر می پردازیم :

ماتریس تک محوری

برای نمایش اطلاعاتی که به صورت اعداد و ارقام هستند، می توانیم از ماتریس تک محوری استفاده نماییم.این ماتریس اطلاعات را بر اساس یکی از ابعاد مربوطه دسته بندی می نماید و آمار مربوط به آن را به نمایش می گذارد.

ماتری دو محوری

همانند ماتریس تک محوری است با این تفاوت که اطلاعات را در دو گروه و در قالب سطرها و ستون ها تقسیم می کند.

برای اینکه قسمت نمودار ها برایتان ملموس تر باشد میتوانید ویدیوی زیر مشاهده فرمایید.

نمودار میله ای عمودی و افقی

نمودار میله ای عمودی و افقی مشابه هم هستند و فقط از لحاظ نمایشی و نگاه شما تفاوت دارند.حال می خواهیم بدانیم که در چه مواقعی و برای چه داده هایی از نمودار میله ای استفاده می نماییم.

نمودار میله ای از یک سری میله هایی تشکیل شده که پایه میله ها (محور افقی) گروه ها یا داده های قابل دسته بندی قرار می گیرند پس بیشتر داده هایی که در محور افقی قرار می گیرند از نوع عددی نخواهند بود. مثلا سن از نوع داده عددی است ولی رنج سنی از نوع داده های گروه بندی می باشد (کودکان-نوجوانان-جوانان-میانسالان-کهنسالان) و حتی حقوق اگر به صورت کم-متوسط و زیاد دسته بندی گردد از نوع داده گروهبندی خواهد بود.

در محور عمودی نمودار ، داده عددی قرار دارد. در این نمودار یک سری داده های عددی در مقابل داده های اسمی یا گروه بندی قرار می گیرد. در نتیجه با یک نمودار میله ای می توان. تصمیم گیری کرد. نمودار زیر را در نظر بگیرید(شکل3).

شکل3

در این نمودار تعداد دانشجویان بر اساس دانشگاه –گروه به تصویر کشیده شده است، که محور افقی دانشکده های دانشگاه را نشان می دهد در واقع یک دانشگاه به گروه های علوم انسانی،فنی مهندسی،هنر و علوم پایه تقسیم بندی شده است و محور عمودی تعداد دانشجویان (داده عددی) را نشان می دهد. نتیجه ای که از این نمودار می توانیم بگیریم، این است که تعداد دانشجویان در دانشکده علوم انسانی از همه بیشتر و با اختلاف چشم گیری به ترتیب دانشکده فنی و مهندسی ،هنر و علوم پایه تعداد دانشجو دارند. در نمودار میله ای داده هایی که به صورت تعداد و شمارشی هستند، بیشتر کاربرد دارد که همانطور که گفتیم در محور عمودی قرار میگیرند و بهتر است که داده های گسسته باشند.

حال اگر بخواهیم معدل کل در مقاطع تحصیلی متفاوت را بررسی نماییم کافی است به پنل تنظیمات رفته و دسته بندی را به مقطع تحصیلی (شکل4) تغییر داده و از فیلدهای محاسباتی معدل کل را انتخاب می نماییم(شکل5).

شکل4

شکل5

در اصل فیلدهای محاسباتی در پنل تنظیمات محور عمودی را نشان می دهند.

هر نموداری را می توانیم بر اساس هر فیلدی که می خواهیم ، مرتب کنیم و در مرتب سازی جای میله ها تغییر میکند و در واقع ترتیب محور افقی عوض می شود. و می تواند صعودی یا نزولی باشد.(شکل 6).

شکل6

در نمودار میله ای می توانیم محور افقی را زمان در نظر بگیریم و با این کار روند تغییرات کلی ای از فیلد محاسباتی را ببینیم و تصمیم گیری کنیم.

توجه : بهتر است بیش از دو دسته بندی در نمودار میله ای نداشته باشیم.

نمودار خطی

نمودار خطی جز آن دسته از نمودارهایی است که دو مقایس اندازه گیری را شامل می شوند، یکی از مقیاس ها در امتداد قائم و مقیاس دیگر در امتداد افق قرار می گیرد و چون نمودار خطی توالی را نشان می دهد ، اصل و ماهیت آن اینست که در محور افقی واحد زمان قرار گیرد و در محور عمودی بهتر است که داده های دسته بندی قرار نگیرند.

نمودار خطی زیر که برای فروش اینترنتی یک واحد تولیدی می باشد را در نظر بگیرید(شکل7):

شکل7

با یک نگاه اجمالی به این نمودار متوجه می شویم که بین سالهای 1384-1387 میزان فروش به چه صورتی بوده است و بیشترین فروش متعلق به سال 1386 می باشد و همچنین روند تغییرات را می توانیم ملاحظه کنیم که در سالهای 1384 تا 1386 افزایش فروش داشته ایم و از 1386 تا 1387 روند کاهشی بوده است.

همانطور که اشاره کردیم یکی از نکات مهمی که از نمودار خطی برداشت می کنیم "خط روند" است. نحوه تغییرات را روند گویند و خط روند خطی است که به ما نشان می دهد این تغییرات به صورت افزایشی بوده اند یا کاهشی و بیشتر برای مقایسه به کار می رود. و این روند زمانی که دو یا چند نمودار همزمان بررسی می شوند خیلی کار تحلیل را برای ما آسان میکند و با انتخاب سری می توانیم بیش از یک مورد را بررسی کنیم.مثلا در (شکل 8) میزان فروش در سال های 1384 تا 1387 برای افراد مجرد و متاهل بررسی میگردد و بعلاوه اینکه روند این دو را می توانیم مشاهده کنیم که هر دو روند افزایشی و نزدیک به هم دارند و با اختلاف اندک میزان فروش مشتریان متاهل بیشتر بوده است.

شکل8

نکته : قبلا گفتیم که در محور افقی نمودار خطی واحد زمان قرار میگیرد، مورد استثنایی داریم که می توانیم در محور افقی از داده های دسته بندی استفاده کنیم و محور عمودی را فقط و فقط فراوانی داده ها قرار دهیم که در این حالت نمودار خطی به نمودار چند وجهی فراوانی تبدیل می شود(شکل 9).

شکل9

نمودار سطحی

نمودار سطحی شبیه نمودار خطی است و فقط در این نمودار مساحت زیر نمودار مشخص می شود.

شکل10

از شکل 10 درمی یابیم که میزان فروش از مالیات بیشتر بوده زیرا سطح زیر نمودار میزان فروش بیشتر است.

نمودار دایره ای و حلقه ای

در نمودار دایره ای داده ها در قطاع ها و قسمت های یک دایره تقسیم می شوند که زاویه و مساحت هر قطاع بزرگی آن بخش را نشان می دهد.

از نمودار دایره ای برای نمایش ابعاد نسبی از کل استفاده می شود.

شکل11

در نمودار بالا میزان فروش در کشورهای مختلف نمایش داده شد و همانطور که می بینیم رنگ سبز بیشترین مساحت را دارد که متعلق به ایالات متحده می باشد.

آنچه که در مقاله بعد مطالعه می کنید » نمودار قیفی و رادار


ساخت اولین داشبورد مدیریتی با vdash

پس از آن که

انجام شد حالا می توانیم به آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی بپردازیم.

با وارد کردن نام کاربری و رمز عبور وارد vdash می شویم(شکل 1).

شکل1

وارد صفحه نخست که شدیم با انتخاب شروع یک داشبورد جدید می توانیم آنالیز اطلاعاتمان را شروع کنیم(شکل 2).

شکل2

وارد صفحه داشبورد می شویم که در این صفحه می توانیم انواع چارت ها و گراف ها و گیج ها را برای آنالیز اطلاعاتمان استفاده نماییم(شکل 3).

شکل3

برای مثال از منوی نمودار ، میله ای افقی را انتخاب می کنیم(شکل4).

شکل4

از پنجره باز شده دادگان (واحد تولیدی)و موجودیت اطلاعاتی (مشتریان)مورد نظر را انتخاب می کنیم تا نمودار برای ما رسم شود(شکل 5 و 6).

شکل5

شکل6

نمودار میانگین درآمد سالانه بر اساس موقعیت جغرافیایی برای هر مشتری رسم شد ، حالا اگر بخواهیم میزان خرید برای هر مشتری به تفکیک جنسیت را مقایسه کنیم کافی است تنظیمات نمودار را باز کنیم و دسته بندی را به مشتری-جنسیت (شکل 7)

شکل7

و فیلد محاسباتی را به میزان خرید تغییر دهیم(شکل 8).

شکل8

به همین صورت می توانیم نمودارهای دیگری به داشبورد اضافه کنیم(شکل 9).

شکل9

داشبوردی که ایجاد کردیم را برای اینکه در آِنده هم بتوانیم استفاده کنیم باید ذخیره کنیم.که برای این کار از منوی داشبورد گزینه ذخیره انتخاب می کنیم(شکل10).

شکل10

و با انتخاب یک نام ، عمل ذخیره سازی انجام میگردد(شکل11).

شکل11

می خوایم که فقط اطلاعات مربوط به کشور انگلستان را بر روی نمودارها مشاهده کنیم از نوار آبی بالای صفحه آیکتن فیلتر را انتخاب می کنیم و از پنجره فیلتر ها "کشور انگلستان " را علامت می زنیم(شکل 12).

شکل12

اگر بخواهیم این تغییرات را ذخیره کنیم باید از "ذخیره به" در منوی داشبورد نوار آبی رنگ استفاده کنیم. داشبوردمان را می توانیم به کاربران دیگر vdash در سازمانمان به اشتراک هم بگذاریم که برای این کار فقط کافی است آیکن اشتراک گذاری روی نوار ابزار بالای صفحه را انتحاب کرده و کاربر مورد نظر و میزان دسترسی او را به داشبوردمان مشخص کنیم(شکل 13).

شکل13

داشبوردمان را ایجاد کردیم و تغییرات لازم را نیز اعمال نمودیم حال برای خروج از vdash از پنل تنظیمات "خروج کاربر" را انتخاب می نماییم(شکل 14).

شکل14

آنچه در مقاله بعدی مطالعه می نمایید » نمودارهای Basic

مدیریت کاربران و نحوه دسترسی

یکی از دغدغه ها برای هر سیستمی مساله امنیت و میزان دسترسی هر کاربر به آن سیستم می باشد.

vdash برای رفع این دغدغه بخشی با عنوان کاربران در نظر گرفته است که در این قسمت می توانید کاربر و نیز سطح دسترسی هر کاربر را مشخص کنید. برای دسترسی به تنظیمات کاربران از بخش تنظیمات کنترل پنل را انتخاب می نماییم(شکل1).

شکل1

از پنجره باز شده کاربران را کلیک می کنیم(شکل2).

شکل2

سپس وارد صفحه کاربران می شویم(شکل3).

شکل3

مواردی که در بخش کاربران قابل انجام هست عبارت ااست از:

  • ایجاد کاربر جدید
  • تعیین نقش کاربری
  • ویرایش
  • حذف

ایجاد کاربر جدید

برای اینکه کاربر جدیدی ایجاد نماییم روی لینک ایجاد کاربر جدید کلیک کرده و مراحل گفته شده را انجام می دهیم(شکل4).

  • 1. نام کاربر : نامی که باید با فونت انگلیسی باشد و برای ورود به نرم افزار از این نام استفاده می شود.
  • 2. نام و نام خانوادگی : نام و نام خانوادگی کاربر که در سیستم ذخیره می شود و باید با فونت فارسی نوشته شود.

شکل4

  • 3. نقش کاربر

قسمتی که امنیت سیستم را تضمین می کند انتخاب مناسب نقش کاربر می باشد که متناسب با نوع فعالیتی که هر کاربر قرار است با سیستم انجام دهد متغییر می باشد که به شرح زیر می باشد.

  • Business Administrator ادمین مدل کسب و کار ، کاربر یا کاربرانی هستند که به تحلیل کسب و کار آشنایی دارند و به خوبی فیلدهای محاسباتی و شاخص ها را که در مقاله فیلدهای محاسباتی و شاخص آموزش داده شد، آشنایی دارند و به طراحی این قسمت می پردازند (شکل5).

شکل5

  • System Administrator ادمین سیستم کاربری است که به تمام بخش ها دسترسی دارد ، یعنی هم به قسمت مدل ها و طراحی مدل اطلاعاتی و هم به قسمت کاربران (شکل 6). بخش مدل ها که همانطور که قبلا در مقاله مدلسازی اطلاعات گفته شد ، از ایجاد مدل و اتصال پایگاه داده شروع میشود و به تعریف دادگان و بعد ها می انجامد.

شکل6

  • Model Designer : کاربری که با این نقش تعریف می گردد، در واقع شخص یا اشخاصی هستند که مسئول طراحی مدل اطلاعاتی و نوشتن دستورات مورد نیازی هستند که فیلدها را از پایگاه داده فراخوانی می کنند(Query) و این کاربر(ها) به بخش کاربران دسترسی ندارند(شکل 7).

شکل7

  • System User : کاربران نهایی و افرادی که فقط از سیستم استفائه می کنند و هیچ دسترسی ای به مدل اطلاعاتی و تعریف کاربر ندارند و فقط به بخش آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی دسترسی دارند با عنوان کاربر سیستم شناحته می شوند (شکل8).

شکل8

  • 4. رمز عبور

پس از تعیین نقش کاربر ،رمز عبور انتخاب می نماییم و در نهایت با انتخاب گرینه ذخیره کاربر ،کاربری که ایجاد نمودیم ،ذخیره می شود.(شکل 9).

شکل9

ویرایش

اگر نیاز باشد که اطلاعات کاربری که ذخیره شده را ویرایش نماییم از این بخش استفاده می کنیم که دقیقا پنجره ای مانند بخش ایجاد باز میشود و می توانیم اطلاعات کاربر را تغییر دهیم(شکل10).

شکل10

هر زمان که دیگر نیازی به کاربری نداشتید از گزینه حذف استفاده کنید.

آنچه در مقاله بعد می خوانید » آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

فرمول نویسی در vdash

در مقالات فیلدهای محاسباتی و شاخص ها به قسمت های فرمول، مقدار واقعی ، هدف ، وضعیت و رنج اشاره شد. برای این موارد باید فرمولی جهت محاسبه مقدارشان نوشت تا فیلد محاسباتی و شاخص بر مبنای آن اندازه گیری شود . بهتر است که قبل از مطالعه این بخش مقالات فیلدهای محاسباتی و شاخص ها را به خوبی فرا گرفته باشید.

در این مقاله به آموزش کامل فرمول نویسی می پردازیم.

هر جایی که نیاز باشد که فرمولی نوشته شود از (expression)Expr استفاده شده که با کلیک بر روی آن پنجره مربوط به فرمول نویسی باز می شود.

بارها گفته شده که vdash نرم افزاری کاربر پسند و با کارکردی آسان است . نمونه بارز این وسژگی را حال با هم می ��ینیم.

هر زمان که اسم فرمول می آید این حس در افراد قالب می شود که با مفاهیم سخت و پیچیده سر و کار دارند، می خواهیم این افکار را دگرگون کنیم.

فرمول نویسی در vdash را می توانیم به 5 طریق انجام دهیم.

در حالت کلی هر آنچه که در عبارت (expression) پایگاه داده شما قابلیت انتخاب (Select) شدن داشته باشد را می توانیم در vdash به عنوان فرمول تعریف کنیم.

حالت اول » فرمول های عددی

آسان ترین فرمول می تواند از نوع عددی باشد ، یعنی می توانیم مثلا 5 را به عنوان یک فرمول تعریف کنیم(شکل 1).

فرمول عددی

شکل 1

حال دوم » فرمول های تک فیلدی

در این حالت یکی از فیلدهای موجودیت که با آنها آشنا شدیم را کافی است از لیست فیلدهای موجودیت انتخاب کنیم که در این حالت با کلیک بر روی فیلد مورد نظر در پنجره فرمول نویسی نام سیستمی آن فیلد نمایش داده می شود (شکل 2).

تک فیلدی

شکل 2

حالت سوم » فرمول های دارای عملگرهای ریاضی

در این حالت فرمول با دو یا چند تا از فیلدهای موجودیت و عملگرهای ریاضی (جمع ، تفریق، ضرب و تقسیم) تعریف می شود.برای مثال می توانیم چنین قرمولی را تعریف نماییم.

(SalesAmount - TotalProductCost) / SalesAmount

حالت چهارم » فرمول های تجمعی

در این نوع از فرمول ها تمامی توابع تجمعی (Aggreagation Functions) که در پایگاه داده شما تعریف شده است می توان استفاده کرد.

برخی از Aggreagation Functions های مهم و پرکاربرد عبارتند از :

میانگین AVG :
مجموع SUM :
شمارش تعداد Count :
ماکسیمم Max :
مینیمم Min :
واریانس Var :

با این حساب می توانیم چنین فرمولی را در vdash تعریف کنیم :

Sum(SalesAmount) - (Sum(TotalProductCost) + AVG(TaxAmt) + Count(Freight))) / Sum(SalesAmount)) * (rand(Sum(SalesAmount))

حالت پنجم » فرمول های شرطی

در این نوع از فرمول نویسی از توابع شرطی پایگاه داده تان استفاده می شود. اگر با زبان پاسگاه داده آشنا نیستین ، نگران نباشید تنها کافی است بدانید که این نوع فرمول نویسی به صورت اگر و آنگاه و در قالب زیر تعریف می شود.

Case

When (شرایط شرط)

then (عمل جایگزین شرط)

end

مثلا (شکل 3):

case when AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) >= 0.9 then 1 when AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) < 0.9 AND AVG(ProfitMargin) / AVG(ProfitMarginGoal) >= 0.8 then 0 else -1 end

تک فیلدی

شکل 3

ملاحظه کردید که به سادگی توانستیم فرمول های لازم را در vdash بنویسیم.

آنچه در مقالع بعد می خوانید » مدیریت و سطح دسترسی کاربران

تعریف و ایجاد شاخص های کلیدی عملکرد در vdash

KPI یا شاخص های کلیدی عملکرد به سازمان کمک می کند تا فرآیند دستیابی به اهداف سازمان را تعیین و یا اندازه گیری کنند. در واقع عملکرد فعلی سازمان را به ما نمایش میدهد در کنار هدفی که باید به آن دست یابیم و اینکه چه میزان به اهدافمان نزدیک و یا دور هستیم. در نتیجه می توانیم تصمیماتی درست در جهت بهبود کارایی سازمانمان اتخاذ نماییم.

شاخص های کلیدی عملکرد مشابه متریک ها هستند با این تفاوت که برای آنها هدفی مشخص شده است و با آن هدف مقایسه می شوند.

در دو مقاله قبلی به

» طراحی مدل اطلاعاتی

» تعریف فیلد های محاسباتی

پرداختیم و حالا شاخص های کلیدی عملکرد را تعریف و ایجاد می کنیم.

پس از انتخاب کنترل پنل از منل تنظیمات ، مدل مورد نظر را انتخاب کرده و بر روی طراحی مدل اطلاعاتی کلیک می نماییم(شکل 1).

انتخاب مدل

شکل1

حال موجودیت مورد نظرمان را که می خواهیم شاخص های کلیدی عملکرد را برای آن تعریف کنیم انتخاب می نماییم(شکل2).

انتخاب موجودیت

شکل2

پس از انتخاب موجودیت مورد نظر سربرگ مربوط با شاخص ها را انتخاب می نماییم(شکل3).

اضافه کردن شاخص

شکل3

برای اضافه کردن شاخص ، کافی است که روی لینک شاخص جدید کلیک کنیم(شکل 4). تا سطر مربوط به تنظیمات شاخص ایجاد شود.

شکل4

برای هر شاخصی که بخواهیم تعریف کنیم موارد زیر را باید تعریف نماییم :

  • نام : نامی که سیستم برای شاخص مورد نظر در نظر میگیرد که باید انگلیسی باشد.
  • عنوان نمایشی : نامی که شاخص با آن نشان داده می شود و فارسی است(شکل5).

شکل5

  • مقدار واقعی : نحوه محاسبه فیلدی که بع عنوان شاخص تعریف شده است را نشان می دهد(شکل 6). در مقاله فرمول نویسی به طور کامل آموزش داده می شود.

شکل6

  • هدف : فرمول مخاسبه هدفی که برای این شاخص از سازمان در نظر گرفته شده و یا خود مفدار هدف را در این قسمت تعیین و تعریف می نماییم(شکل 7).

شکل7

توجه : ممکن است مقدار واقعی و هدف یکی باشد و این بستگی به نوع شاخص و کسب و کار شما دارد.

  • وضعیت : مقدار واقعی همان مقدار اندازه گیری شده برای فیلد مورد نظر است که الان در آن حالت قرار دارد (شکل8).

شکل8

  • رنج : در این قسمت منوی آبشاری ای برای ما به نمایش در می آید که می توانیم مشخص کنیم که رنج شاخص به چه صورت باشد که نسبت به میزانی که برای آن تعریف می نماییم تعیین می گردد(شکل9).

شکل9

رنج به سه دسته تقسیم می شود :

  • 1. رنج بحرانی
  • 2. رنج قابل قبول
  • 3. رنج خوب

هر کدام از این رنج ها محدوده ای دارند که شروع و پایان رنج شاخص را مشخص می کند که با (از و تا ) تعیین می شود با کلیک بر روی هر کدام از انواع رنج پنجره ای مشابه فرمول نویسی باز می شود که رنج هم می تواند به صورت یک عدد تعریف شود (شکل10) و هم می تواند فرمول (11) باشد.

شکل10

شکل11

  • نوع نمایشی : جنس شاخص را تعیین میکند که اگر عدی باشد از (Integer/Decimal) اگر شاخص مالی باشد ( Money or Currency) و اگر شاخص ما از نوع درصدی باشد Percentage را انتخاب می کنیم(شکل 12).

شکل12

اگر نیاز داریم که هم زمان با رسم نمودار شاخص آن نیز نمایش داده شود ، پیش فرضی برای شاخص هایکان تعیین می کنیم.

آنچه در مقالعه بعد مطالعه می کنید » فرمول نویسی

تعریف و ایجاد فیلدهای محاسباتی در vdash

فیلدهای محاسباتی یا متریک ها آن دسته از متغیر ها یا فیلدهایی هستند که قابلیت سنجش واندازه گیری و محاسبه شدن دارند و برای مدیریت کسب و کار می توانیم از آن ها استفاده کنیم.

متریک ها می توانند به صورت تک متغیره مانند میزان فروش و تعداد مشتریان در موجودیت اطلاعاتی فروش باشند و حتی می توانند ترکیبی از فیلدها را شامل شوند مثلا سود حاصل از فروش را درنظر بگیرید که از تفریق فروش و هزینه ها بدست می آید.

در مقاله قبل به طراحی مدل اطلاعاتی پرداخته شد و حال می خواهیم به تعریف فیلدهای محاسباتی که بخشی از طراحی مدل می باشند بپردازیم.

برای دسترسی به فیلدهای محاسباتی کافیست در قسمت مدل ها ، مدل مورد نظر را انتخاب کرده و سپس طراحی مدل اطلاعاتی از منوی بالای جدول را کلیک کنیم(شکل1) .

انتخاب مدل

شکل 1

در این مرحله می توانیم فیلد های محاسباتی را تعریف کنیم به شکلی که به سربرگ فیلدهای محاسباتی رفته و موجودیت مورد نظر که در مقاله "طراحی مدل اطلاعاتی" آموزش داده شده است را انتخاب می نماییم و در نهایت بر روی اضافه کردن فیلد محاسباتی کلیک می کنیم. (شکل2)

اضافه کردن فیلد

شکل 2

هر فیلد محاسباتی به صورت زیر معرفی می گردد:

  • نام : نامی که برای فیلد محاسباتی در سیستم ذخیره می گردد که باید انگلیسی باشد.
  • عنوان نمایشی: نام نمایشی برای کاربر نهایی که با نمودارها و گراف ها کار می کند.
  • فرمول : نحوه محاسبه فیلد در این قسمت نوشته می شود.
  • نحوه جمع بندی :عملیاتی که بر روی فرمول اعمال می شود.
  • نوع داده نمایشی : جنس خروجی حاصل از فرمول را تعیین می کند.
  • پیش فرض : تعیین کننده فیلد محاسباتی ای که به طور پیش فرض در هنگام رسم نمودار نشان داده می شود.

فرمول نویسی

زمانی که روی Expr کلیک می کنیم، پنجره فرمول نویسی نمایش داده می شود که در سمت راست موجودیت های ما قرار دارند و در سمت چپ کادر مخصوص فرمول نویسی (شکل3). جلوتر بیشتر درباره فرمول نویسی توضیح می دهیم.

فرمول

شکل 3

نحوه جمع بندی

همان طور که قبلا گفتیم استفاده از vdash به سادگی آب خوردن است و الان با هم این ویژگی را در قسمت نحوه جمع بندی می بینیم.

پیش تر گفتیم که در فیلدهای محاسباتی متغیر های قابل اندازه گیری قرار می گیرند که معمولا از نوع عددی و یا واحد پول می باشند.هدف محاسبه این مقادیر هست ، حال محاسبه به چند طریق می تواند انجام شود و بدون نوشتن هیچ گونه کد برنامه نویسی و تنها با یک کلیک آسان (شکل 4).

نحوه جمعبندی

شکل4

استفاده می شود. برای شمارش به کار برده میشوند و معمولا برای تعداد اشخاص (مانند مشتریان و یا پرسنل) Count :
برای جمع بستن مقادیر یک فیلد استفاده می شود(مانند فروش یک فصل ) Sum :
برای میانگین گیری به کار برده می شود.(مثلا میخواهی از نمرات معدل گیری کنیم) Average :
تعیین مینیمم یک فیلد Minimum :
تعیین ماکزیمم یک فیلد Maximum:
هر زمان که در فرمول از توابع جمع و شمارشی استفاده شود "باید" در بخش جمع بندی این گزینه را انتخاب نماییم. No Aggregation :

نوع داده نمایشی

نوع و جنس فیلد و خروجی جمع بندی آن را در این قسمت باسد تعیین کنیم(شکل5).

نوع داده نمایشی

شکل5

برای فیلدهایی که اعداد صحیح هستند از Integer Numeric استفاده می کنیم.

برای فیلدها و متغیر های اعشاری از Decimal Numeric استفاده میکنیم.

برای فیلدهای مالی و پولی از Money or Currency استفاده می نماییم.

برای فیلدهایی که درصد آنها اهمیت دارد از Percentage استفاده می کنیم.

با تعیین هر کدام از فیلدها به عنوان پیش فرض ، در هنگام رسم نمودار آن فیلد به عنوان فیلد محاسباتی نمایش داده می شود .

مثال 1 » تعداد پرسنل

پرسنل را از موجودیت ها انتخاب می کنیم و سپس در سربرگ فیلدهای محاسباتی ، بر اضافه کردن فیلد کلیک می کنیم و فیلد محاسباتی تعداد پرسنل را ایجاد می نماییم. پس از وارد کردن نام سیستمی و نام نمایشی آن به طور دلخواه، فرمول محاسباتی آن را می نویسیم.

تعداد پرسنل در واقع با Count(*) یا بهتر از آن Count(EmployeeKey) که بیانگر تعداد کدهای منحصر به فرد پرسنل است، محاسبه می شود. بنابراین در پنجره فرمول نویسی مانند شکل 6، روی فیلد کد پرسنل کلیک می کنیم تا به صورت خودکار سیستم نام سیستمی فیلد را که EmployeeKey است، به فرمول ما اضافه کند.

تعداد پرسنل

شکل6

تعداد یا Count در نحوه جمعبندی تعیین می شود که با انتخاب گزینه Count از لیست مربوطه (شکل 7) می توانیم به نتیجه دلخواه که همان Count(EmployeeKey) است برسیم.

جمع پرسنل

شکل7

نوع داده نمایشی تعداد پرسنل : مسلما از نوع اعداد صحیح می باشد ، پس از قسمت نوع داده نمایشی، Integer Numeric را انتخاب می کنیم.

مثال 2 » فیلد محاسباتی ساعات مرخصی

پس از اضافه کردن این فیلد به عنوان فیلد محاسباتی و تعیین نام مراحل زیر را انجام می دهیم :

نوشتن فرمول

ساعات مرخصی پرسنل از مجموع دو فیلد مرخصی استعلاجی و مرخصی استحقاقی بدست می آید. پس برای نوشتن فرمول ساعات مرخصی ابتدا فیلد مرخصی استحقاقی را از فیلدهای موجودیت انتخاب می کنیم که نام سیستمی آن به صورت خود کار به فرمول اضافه می شود م تا به صورت خودکار سیستم نام سیستمی فیلد را که (VacationHours) سپس از عملگر جمع (+) استفاده می نماییم و در نهایت مرخصی استعلاجی را از فیلدهای موجودیت با نام سیستمی م تا به صورت خودکار سیستم نام سیستمی فیلد را که (SickLeaveHours) را به فرمول می افزاییم (شکل 8).

نوع داده جمع پرسنل

شکل8

نحوه جمع بندی ساعات مرخصی یعنی مجموع کل ساعات پس نحوه جمع بندی آن Sum می باشد که از لیست نحوه جمع بندی انتخاب می نماییم و چون حاصل جمع عدد صحیح می باشد Integer Numeric را انتخاب می کنیم (شکل9).

انوع ساعات

شکل9

مثال 3 » میانگین ساعات مرخصی

برای این فیلد مخاسباتی نیز مانند مثال های قبل پس از اضافه کردن به لیست فیلدهای محاسباتی و تعیین نام نوبت به نوشتن فرمول آن می شود.

برای محاسبه میانگین ساعات مرخصی کافی است از مجموع ساعات مرخصی (مرخصی استحقاقی + مرخصی استعلاجی) که در مثال قبل فرمول آن را نوشتیم میانگین (Average) گرفته شود. برای این کار کافی است در قسمت فرمول مانند مثال قبل عمل کنیم و در بخش نحوه جمع بندی Average را انتخاب نماییم. (شکل10)

جمع ساعات

شکل10

مثال 4 » درصد از کل ساعات مرخصی

حالا می خواهیم درصد از کل ساعات مرخصی محاسبه کنیم.

درصد از کل ساعات مرخصی از رابطه مجموع ساعات مرخصی تقسیم بر(مجموع کل ساعات مرخصی) حساب می شود که در پایگاه داده ما به شکل زیر تعریف میشود(شکل11) :

فرمول درصد کل

شکل11

حالا باید نحوه جمع بندی را مشخص کنیم و چون در فرمول نویسی از تابع SUMاستفاده کرده ایم، نحوه جمع بندی را No Aggregation قرار می دهیم که به این معناست که از هیچ تابع جمع یا شمارشی استفاده نشود(شکل 12).

نحوه جمع بندی بدون تابع

شکل12

توجه داشته باشید که اگر در فرمول نویسی بخش فیلدهای محاسباتی از توابع شمارشی یا جمع استفاده می کنید دیگر در نحوه جمع بندی از هیچ یک از این توابع نباید استفاده کرد. عکس این قضیه نیز صادق است.

آنچه که در مقاله بعد میخوانید » تعریف KPI در vdash

طراحی مدل اطلاعاتی

مدل اطلاعاتی در حقیقت شمای کلی از کسب و کار است و فاکتورهایی که قابل محاسبه و اندازه گیری هستند در طراحی مدل اطلاعات شرکت می کنند.

آشنا شدید و حالا به طراحی مدل اطلاعات می پردازیم.

طراحی مدل اطلاعاتی توسط فردی صورت می گیرد که مسلط به متغیر ها و شاخص های کلیدی کسب و کار است و نیاز به داشتن مهارت و دانش برنامه نویسی ندارد.

مفاهیم مدل اطلاعاتی عبارتند از :

  • موجودیت ها
  • فیلدها
  • بعدهای مربوطه
  • فیلدهای محاسباتی یا Measure
  • شاخص ها یا KPI

موجودیت ها

منظور از موجودیت ها در طراحی مدل اطلاعاتی همان موجودیت های اطلاعاتی در کسب و کارمان هستند که در بخش مدل سازی نیز به عنوان دادگان ایجاد شدند، مانند فروش،مشتریان،سفارشات و ...

فیلد

خصوصیات مربوط به موجودیت ها را بیان می کند مانند : میزان فروش، تخفیف، قیمت پایه و ...

فیلدهای محاسباتی یا Measures

فیلدها یا ترکیبی از فیلدهایی که قابل اندازه گیری و محاسبه باشند. برای مثال میزان فروش و یا سود حاصل از فروش که به صورت ترکیبی از فیلدهای محاسباتی است که از تفریق فروش و هزینه ها به دست می آید.

شاخص ها KPI

شاخص های کلیدی عملکرد مانند فیلدهای محاسباتی بوده با این تفاوت که شاخص ها هدف نهایی یک سازمان می باشد که تمامی فعالیت ها در جهت تحقق آن صورت می گیرد.

این مفاهیم در مقالات آتی به طور جداگانه و مفصل آموزش داده خواهد شد.

در ادامه با هم به طراحی اولین مدل اطلاعاتی می پردازیم .

کنترل پنل را از پنل تنظیمات ، انتخاب می کنیم(شکل 1).

شکل1

سپس به قسمت مدل ها می رویم و در این قسمت مدل مورد نظرمان را که توسط ادمین فنی سیستم ایجاد شده است را انتخاب می نماییم(شکل2).

شکل2

از منوی بالای جدول مدل ها لینک طراحی مدل اطلاعاتی را کلیک می کنیم(شکل3).

شکل3

حال وارد صفحه مربوط به طراحی مدل اطلاعاتی شدیم که شامل موجودیت ها می باشد(شکل4) با انتخاب موجودیت مورد نظر به طور پیش فرض پنجره "فیلدها"که توسط ادمین فنی تعریف شده است به نمایش در می آید(شکل5).

شکل4

شکل5

در پنجره بعدهای مربوطه ،بعدهای پیش فرض برای رسم نمودار را انتخاب می نماییم(شکل6).

شکل6

در پنجره مربوط به فیلدهای محاسباتی علاوه بر فیلدهایی که از قسمت فیلدها برای این قسمت اضافه کردیم ، می توانیم فیلدهای دیگری را به همراه نحوه محاسبه آن ها اضافه و مشخص کنیم(شکل 7).

شکل7

در نهایت به تعریف شاخص ها می پردازیم که همانطور که پیش تر گفتیم همانند فیلدهای محاسباتی هستند فقط نحوه محاسبه آن ها متفاوت است و هدف سازمان را مشخص میکند و در مقاله "شاخص ها" به طور مفصل توضیح داده خواهد شد(شکل 8).

شکل8

آنچه که در آینده مطالعه می کنید » تعریف و ایجاد فیلدهای محاسباتی