وبلاگ vdash

اخبار و مقالات مربوط به vdash، نرم افزار آنالیز اطلاعات و ساخت داشبورد مدیریتی

رشد ناپایدار چگونه است؟ هربالایف، گروپن و غیره

یکی‌ از مهمترین ویژگیهای یک استارتاپ موفق و حتی بسیاری از شرکتهای دیگر، در حال رشد بودن آن است. تا زمانی‌ که گراف در آمد یا کاربران شما در حرکت به سمت بالا و راست است، احتمالا همه چیز دارد خوب پیش میرود.

با این‌حال گاهی‌ اوقات، رشد، این واقعیت که یک کسب و کار در آستانه‌ی شکست است را پنهان می‌کند.

این چطور ممکن است؟ من با یک مثال به شما نشان میدهم. فرض کنیم شما یک مغازه که وافل سرخ شده میفروشد باز کرده اید. مردم وافل‌های شما را دوست دارند و فروش شما بالاست، بنابراین شما با افزایش سرمایهٔ برخی‌ از سرمایه گذاران ۵ مغازه وافل در شهرهای دیگر باز می‌کنید. در این مرحله رشد شما شگفت انگیز به نظر می‌رسد: در زمان کوتاهی از یک مغازه به ۶ مغازه رسیده اید و در آمد زیادی کسب کرده اید.

اینجاست که اولین نشانه خطر را می‌بینید: فروش مغازه اصلی‌ در حال کاهش است، چون تازگی وافل سرخ شده در شهر اول از بین رفته است. اما رشد کلی‌ هنوز قویست، با ۵ مغازه موفق و ۱ مغازه روا به سقوط، بنابراین شما یک دور دیگر از سرمایه گذاری برای راه اندازی مغازه در ۲۵ شهر را آغاز می‌کنید. حالا آن‌ ۵ مغازه قبلی‌ هم شروع به رکود میکنند اما چون ۲۵ مغازه جدید رشد خوبی دارند، رشد کلی‌ هنوز رو به بالاست.

در این مرحله شما احتمالا میتوانید الگو را ببینید. ادامهٔ گسترش، رشد کلی‌ را شگفت انگیز نشان میدهد، اما کسب و کار ناپایدار است و به زودی شهر جدیدی برای گسترش وجود نخواهد داشت.

) این یک نمونه ساختگی است وگرنه در زندگی واقعی‌ مردم هیچوقت از وافل سرخ شده خسته نمیشوند(

هربالایف: یک مثال واقعی‌

اگر کسب و کار وافل، ساختگی به نظر می‌رسد، بیائید نگاهی‌ به یک کسب و کار در دنیای واقعی‌ بندازیم که واقعا اتفاق افتاد. هربالایف یک شرکر تولید مکمل‌های غذاییست که تاکید زیادی بر سلامت و فواید محصولات خود دارد. اما بر خلاف رقبای خود مثل Slim-Fast یا Ensure, شما نمیتوانستید محصولات Herbalife را در سوپرمارکت‌های محلی پیدا کنید. به جای فروش محصولات از طریق خرده فروشی، محصولات خود را از طریق فروشندگان فردی که حق کمیسیون میگیرند، میفروشند. فروشندگان هربالایف همچنین میتوانند از فروشندگان دیگری که به استخدام آنها در می‌آیند هم حق کمیسیون بگیرند. رشد هربالایف در طول چند دهه گذشته شگفت انگیز است:

اما بر اساس گفته یکی‌ از سرمایه گذاران، Bill Ackman, این رشد مانند ماسکی برای کسب و کار ناپایدار است. او و دیگران ادعا میکنند که هربالایف همانند هرمی‌ است که رشد خود را با ورود مستمر به بازارهای جدید خارجی‌ سرپا نگاه داشته است. در هر کشوری که هربالایف وارد میشود، قبل از اینکه شبکه فروشندگان از داخل منفجر شود (drop)، در آمد به شدت افزایش می‌یابد (pop). اکثر در آمد از طریق فروش درست محصولات به دست نمی‌آید، بلکه توسط فروشندگانی که توسط فروشندگان دیگر استخدام شده و محصولات را از آنها خریده اند به دست میاید. و این در نهایت تبدیل به یک بازار با فروشندگان اشباع شده میشود و طرح فرو میریزد.

Ackman نشان میدهد که این الگوی pop و drop با هربالایف در بسیاری از کشورهایی که وارد شده اند، اتفاق افتاده است.

همزمان با ژاپن و اسرائیل، عین این الگو در اسپانیا، فرانسه، آلمان و چند کشور دیگر که هربالایف به آنها وارد شد هم اتفاق افتاد. بیائید نگاهی‌ بیندازیم به نمودار در آمد از قبل، همزمان با تعدادی از کشورها که هربالایف به آنها وارد شده است:

حالا میبینیم که در آمد هربالایف با ورود به بازارهای جدید در ارتباط است. در نهیات کشور جدیدی باقی‌ نخواهد ماند که هربالایف به آن وارد شود و در صورتی که آنها یک مدل کسب و کار بلند مدت و پایدار طراحی نکنند، این پایان هربالایف خواهد بود.

من یک طرح هرمی‌ اجرا نمیکنم، پس این چگونه به کسب و کار من هم مربوط خواهد بود؟

کسب و کارهای مشروع دیگری هم وجود دارند که میتوانند قربانی همین سناریو شوند. کسب و کار وافل ما همین الگو را در هر یک از مغازه‌های خود به نمایش گذاشته بود. این به خاطر هرمی‌ بودن طرح نبود، بلکه به این خاطر بود که تقاضا بعد از رونق اولیه به شدت کاهش پیدا میکرد. در اینجا دو نمونه دیگر از کسب و کار قانونی که همین الگو را داشتند، مثال می‌زنیم:

Groupon یکی‌ از استارتاپ هاییست که در ۱۰ سال گذشته سریعترین رشد را داشته است.ارزش آن به سرعت بعد از اولین فروش عمومی سهام خود به بیش از ۱۵ بیلیون دلار رسید. بسیاری از رشد در آمد گروپن توسط افزایش فروش در شهرهای جدید به دست آمد.اما بسیاری از بیزینس‌هایی‌ که در معاملات روزانه گروپن شرکت میکردند، فهمیدند که دارند پول از دست میدهند چیزی که آنها را از تکرار دوباره منع میکرد. همچنین در آمد به ازای هر مشترک و تعداد گروپن فروخته شده به ازای هر مشتری نیز در هر شهر کاهش یافته است. در چند سال گذشته، این مدل رشد منجر به سقوط قیمت سهم گروپن شد. در حال حاضر، ظرفیت بازار این شرکت کمتر از یک سوم دوران اوج خود است.

LikeALittle یک شبکه اجتماعی است که رشد عظیمی‌ با بیش از ۲۰ میلیون بازدید از صفحه فقط در ۶ هفته را داشته است. آنها خواستند مثل فیسبوک اولین بار در یک کالج برنامه را منتشر کنند. اما بر خلاف فیسبوک، دانشجویان کالج، بعد از معرفی‌ وبسایت از استفاده از آن‌ دست برداشتند و آن‌ را کنار گذاشتند. من در آن زمان در کالج بودم و به خاطر میاورم که سایت برای یک هفته محبوب بود. اجرای ثابت در کالج، مشکلات رشد را پوشانده بود، اما نه برای مدت طولانی، LikeALittle یک سال پس از راه اندازی، بسته شد.

درسهای آموخته شده:

همانطور که این موارد نشان میدهد، رشد میتواند گمراه کننده باشد. پس چگونه میتوانید مطمئن شوید که شاهد رشد معنادار هستید؟ شما باید قادر به نشان دادن رشد پایدار در یک بازار مستقل باشید، حال ممکن است یک منطقه جغرافیایی باشد، یک نوع خاص از مشتری یا هر چیز دیگری.

برای جلوگیری از غافل شدن، شما باید دائماً از نرخ تغییرات خود، یعنی‌ درصد مشتریانی که هر ماه استفاده از سرویس‌های شما را متوقف میکنند، آگاه باشید:تغییرات شدید یا بازگشت کاربران امکان پذیر است. اگر شما قادر به دیدن آنها و رشد کم در یکی‌ از بخش‌های اصلی‌ بازار خود باشید. این ممکن است نشانه‌ای از چیزهای بد برای بقیه قسمت‌های کسب و کار شما باشد. سوال پرسیدن دربارهٔ تغییرات شدید در راه‌های هدفمند. تغییرات برای مشت��یان من چگونه است؟ کسانی‌ که یک سال پیش ثبت نام کرده بودند، الان در چه مرحله‌ای هستند؟ اگر شما در این فرایند هوشیار باشید، علائم هشدار دهنده را قبل از اینکه کّل کسب و کار شما را تهدید کنند، خواهید دید.

اگر شما هم مثالهایی از رشد ناپایدار دارید، در توییتر با ما در میان بگذارید.

منبع:

Heap 

داده های بزرگ، آینده تجارت الکترونیکی

از سال 2014 کلمه داده های بزرگ خیلی در بین مردم رایج شد و همینطور این داده های بزرگ نقش بسیار مهمتری در تجارت الکترونیکی در آینده ای نزدیک خواهند داشت. اگرچه فروشنده های آنلاین در حال حاضر با استفاده از ابزارهای تحلیلی به تجزیه و تحلیل سبدهای خرید میپردازند و یا بر اساس آدرس آی پی از طریق یک سیستم مدیریتی ، هویت فردی هرکس را نشان میدهد اما داده های بزرگ این عملکرد های تکنیکی و فنی را در کوتاه مدت گسترش خواهد داند. هدف این داده ها فراهم کردن و ارایه دادن تجربه خرید فردی و بهینه سازی بلادرنگ آنها برای مشتریان است. به این وسیله برای فروشندگان آنلاین این امکان فراهم شده که فرآیند خرید و ارتباطات با مشتری هایشان را به طور کلی بهبود ببخشند. فروشندگان آنلاین میتوانند کسب و کار خودشان را با این داده های بزرگ در زمینه های زیر بهبود بخشند:
1 – بهینه سازی نمونه محصولات:
تجزیه و تحلیل مقادیر زیادی از ساختارهای داده های مشتری اجازه میدهد که جزییات گروه هدف مورد بررسی قرار گیرد و بر اساس نتایج به دست آمده اش میتوان نمونه کار فروشگاه آنلاین را از یک کار خاص اقتباس کرد و فهمید . بالاخص فروشندگان آنلاین بزرگ میتوانند خدمات و سرویس های خودشان را توسط داده های بزرگ ، بهتر انجام دهند و نیازهای خاص مشتری را بهتر متوجه شوند.همچنین داده های بزرگ نقش به سزایی در پیش بینی نیازهای مشتری و همچنین کمک به بهینه سازی نمونه محصولات دارند. بنابراین با داده های بزرگ این امکان هست که بتوانید ارزش سهام را نیز بالا ببرید.
2 – بهینه سازی قیمت ها
با کمک داده های بزرگ ، امکان داده کاوی و تجزیه و تحلیل بی درنگ فراهم شده است و دیگر یک فروشنده آنلاین هم میتواند قیمت یک محصول را تعدیل کند.به منظور دستیابی به شفافیت بالای اینترنت لازم است که رقبا تحت نظر گرفته شوند و برای حفظ توان رقابتی باید متعادل سازی قیمت های محصول خود با قیمت محصولات آنها انجام گیرد.  به این منظور، داده های بزرگ تجزیه و تحلیل های جامعی از بازار را برای دستیابی به سیاست های قیمت گذاری پویا ارایه میدهند.
3 – بهینه سازی فروشگاه آنلاین
با کمک داده های بزرگ و تکنولوژی های وب ،سرورهای سریع ، فراهم کردن وب سایت های جامع و پویا امکان پذیر شده است . بنابراین مبدأ و مقصد صفحات و منطقه آنها را میتوان نشان داد. علاوه بر این امکان نشان دادن سلیقه های مختلف راجع به محصولات هم برای آقایان و هم برای خانم ها هم می باشد . با توجه به داده های بزرگ عملاٌ هیچ محدودیتی برای تنظیمات ممکن به منظور بهینه سازی فروشگاه های آنلاین وجود ندارد.
4 – بهینه سازی تبلیغات آنلاین
 نگاهی به گذشته نشان میدهد که شیوه و نحوه ی تبلیغات خیلی موفقیت آمیز نبوده است . اما در حال حاضر با توجه به داده های بزرگ و برنامه ریزی شده برای خرید آنلاین ، فروشنده ها میتوانند تبلیغات خود را به مشتری هایشان به صورت کاملاً مشخص و خاص ارایه دهند. با یک مدل سازی مشابه و هم چهره ی کالای مورد فروش امکان جذب مشتری های جدید فراهم میشود. بی شک این تبلیغات، ارزان تر و مؤثرتر از همه ی تبلیغاتی است که در گذشته بوده .بنابراین به کمک داده های بزرگ فروشندگان آنلاین میتوانند هزینه تبلیغات خودشان را کاهش دهند و در عوض باعث افزایش دسترسی همگانی به رسانه هایشان شوند.
5 – بهینه سازی خدمات مشتری
اگر یک مشتری نسبت به کالای فروخته شده ناراضی باشد و اعتراض خود را تلفنی اعلام کند و به مرکز خدمات مشتریان ایمیل نزند و همزمان وقتی کارمند مرکز خدمات مشتریان برخی از پیشینه ی مشتری را در حین تماس تلفنی گرفته شده با استفاده از اطلاعات شبکه های اجتماعی دریابد این عمل یک مزیت بزرگ محسوب خواهد شد . اینکار با کمک داده های بزرگ امکان پذیر میشود . تنوع اطلاعات پیشینه ی با ارزش باعث ارایه یک سری امکانات برای گروه پشتیبانی مشتریان می گردد و درنتیجه باعث پیشرفت قابل ملاخظه ای در ارتباط با مشتریان خواهد شد. همچنین کیفیت خوب گروه پشتیبانی یک مزیت رقابتی است.
نتیجه گیری
داده های بزرگ باعث تأثیر زیادی در استراتژی های تجارت الکترونیکی خواهند شد. به خصوص در زمینه ی بازاریابی، فروش، تجزیه و تحلیل؛ داده های مرتبط از اهمیت خاصی برخوردار هستند. داده های بزرگ ارایه دهنده ی راه حل های برجسته برای انطباقی پویا بین بهینه سازی شاخص سهام  و پشتیبانی اختصاصی مشتری در فروشگاه های آنلاین هستند.

متوسط در آمد به ازای هر مشتری بی‎معنی است

متوسط در آمد به ازای هر مشتری در استارت آپ اخیر یکی‌ از دوستان من‌، از ژانویه تا فوریه سه‌ برابر شده است. آنها از در آمد 230 دلار به ازای هر مشتری در ماه به بیش از 600 دلار در ماه با همان مقیاس رسیدند. آیا آنها ویژگیهای جدیدی به مشتریان خود فروختند؟ آیا مدل قیمت گذاریشان را تغییر داده اند؟ اتفاقی‌ که افتاد‌، خیلی‌ ساده تر از اینهاست. آنها یک مشتری جدید و بزرگ گرفته بودند که با پرداختی چند هزار دلاری در ماه متوسط در آمد بر پایه مشتریهای کوچک را افزایش داد.

این یک نکته مهم را نشان میدهد که متوسط در آمد به ازای هر مشتری یک عدد بی معنیست.

مجموعه داده های زیادی هم وجود دارند که محاسبه مقدار متوسط آنها، نتایج زیادی میدهد. به عنوان مثال، متوسط رشد پانداها تا 240 پوند است. این عدد دید کاملی از پانداها به شما میدهد. ممکنه پاندایی ببینید که 150 یا حتی بالای 400 پوند وزن داشته باشد اما شما هیچوقت با یک پاندای 1500 پوندی برخورد نخواهید داشت. وزن پانداها، نمرات SAT، و قد بازیکنان NBA همه مقادیر نرمالی را دنبال میکنند.


با این حال برای بسیاری از کسب و کارهای آنلاین درآمد به ازای مشتری، یکی از آن مجموعه داده هایی که مقدار متوسط آن معنی دار باشد، نیست. اگر متوسط درآمد شما به ازای مشتری 600 دلار است، این بدین معنی نیست که نفر بعدی که ثبت نام میکند هم حدود این مقدار بپردازد. مشتری بعدی میتواند هر مقداری بین 10 دلار در ماه که برای پلن بیسیک هست، تا ده هزار دلار در ماه برای پلن سرمایه گذاری بپردازد.

این مثل این است که بخش کوچکی از حساب مشتری محور شما به جای بخش بزرگی از درآمد شماست. چرا این اتفاق میفتد؟ به نظر می رسد که برای بیشتر کسب و کارها، درآمد به ازای هر مشتری قانون توزیع قدرت را دنبال میکند. بسیاری از مجموعه داده ها هستند که به جای یک توزیع نرمال، قانون قدرت را دنبال میکنند. وب سایت های پربیننده، جمعیت شهرها و درآمد شرکتهای فیلم سازی همه قانون توزیع قدرت را دنبال میکنند.




دلایل ریاضی پشت علت این اتفاق پیچیده هستند. به عبارت ساده، قوانین قدرت زمانی که واریانس بسیار بالایی در داده ها وجود دارد، تمایل به حضور دارند. یک فرد میتواند میلیون ها برابر فرد دیگری پول داشته باشد. بنابراین ثروت قانون قدرت را دنبال میکند. از سوی دیگر، یک فرد تنها می تواند حداکثر، مقداری بلندتر از فرد دیگری باشد، بنابراین قد افراد، یک توزیع نرمال را دنبال میکند. مقدار درآمد بسیاری از کسب و کارها، بیشتر شبیه گروه اول هست تا گروه دوم.

صبر کنید، اما درآمد من به ازای مشتری قانون قدرت را دنبال نمی کند!

این دو دلیل اصلی است که چرا کسب و کار شما ممکن است مطابق با معیارهای فوق به نظر نرسد:

  • شما مشتری زیادی ندارید. برای داده های محدود، اتفاق های رندوم ممکن است داده ها را منحرف کند. این نوع توزیع با رشد کسب و کار شما شروع به ظهور می کند.
  • شما پولهای خود را روی میز میگذارید. خیلی از شرکتهای نرم افزاری مدل قیمت گذاری دارند که ارزش محصول تولید شده را تصویر نمیکند. به عنوان مثال شما ممکن است هزاران مشتری داشته باشید که همه ماهی 15 دلار پرداخت میکنند. این بسیار بعید است که همه هزار مشتری به یک اندازه ارزش محصول شما را بدانند، و در نتیجه شما باید ردیف های قیمت گذاری بالاتر معرفی کنید. رسیدن به یک مدل قیمت گذاری بهتر که متناسب با ارزشی که به هر مشتری میدهید باشد، منجر به پیروی درآمد شما از قانون توزیع قدرت خواهد شد.

قبول، اما چطور؟

دلایلی وجود دارند که درباره اینکه چطور درآمد شما توزیع میشود را باید رعایت کنید.

  1. به کل تصویر نگاه کنید، نه فقط میانگین. گاهی اوقات میانگین به سلامت واقعی کسب و کار خیانت میکند. شما ممکن است میانگین درآمد بالایی به ازای مشتری در هر ماه داشته باشید اما اگر اکثریت از تعدادی مشتری بزرگ بیاید، آنگاه جریان درآمد شما شکننده است. بهتر است به جای پیروی کورکورانه از میانگین درآمد، نگاه دقیقتری به داده های درآمد واقعی داشته باشید.
  2. بهینه سازی وب سایت خود بر اساس رقم متوسط درآمد را متوقف کنید. به این نتیجه میرسیم که یک آزمون  A/B خاص بهتر است چون داشتن متوسط درآمد بالاتر میتواند گمراه کننده باشد، مثل اتفاقی که شانسی با یک مشتری بزرگ اتفاق افتاد.
  3. در مورد قیمت گذاری مبتنی بر ارزش دقیق تر باشید. مشتری های کمی هستند که برای شما ارزش زیادی دارند. شاید در کسب و کارهای بزرگ هستند که شما میتوانید با توجه به اندازه آنها هزاران دلار درآمد داشته باشید. اما در کسب و کارهای کوچک محصول نقش مهمی دارد. در هرصورت، مطمئن شوید قیمت گذاری شما تا حد ممکن نشان دهنده ارزش باشد.
  4. این اصل را همه جا برای محصول خود اعمال کنید. یک زیر مجموعه کوچک از مشتریان شما، عامل بیشترین درآمد شما هستند. همین مساله در مورد درخواستهای پشتیبانی هر مشتری، معرفی مشتری جدید، سطح تعامل، و همه خصوصیاتی که در نهایت بیشترین استفاده را دارند، صادق است. از این دانش برای اولویت بندی بهتر برای تعامل با مشتریان خود و انتخاب اینکه چه ویژگی جدیدی بسازید، استفاده کنید.

آیا شما هم مثالهایی از قانون توزیع قدرت دارید؟ یا درآمد شرکت شما، مطابق با یافته های ما نیست؟ در توییتر با ما در میان بگذارید.

منبع:

Heap

از تجزیه و تحلیل کسب و کار آنلاین خود نترسید (بخش اول)

طی بررسی که اخیراً انجام داده ام دریافتم که 100 سایت برتر در حوزه تحارت الکترونیک از builtwith استفاده می کنند که به طور متوسط از 14 ابزار مختلف در حوزه تجزیه و تحلیل و جمع آوری داده های متخلف مشتریان خود استفاده می کنند.
داده های که آنها جمع آوری می کنند موجب پیشرفت وب سایتشان می گردد و محصولات، سرویس ها و پیام های ارسال شده منجر به جذب حداکثری مشتریان و افزایش درآمد قابل توجهی می گردد.
با وجود اثربخشی و در دسترس بودن این ابزارها اما هنوز شرکت ها نتوانستند بازار فروش خود را به نسبت چشم گیر و گسترده ی تغییر دهند.
در تحقیقاتی که توسط Meclabs صورت گرفته است نشان داده شد که تنها 37% از بیزنس های آنلاین از داده های گذشته جهت بهبود و رونق وب سایت های خود استفاده کرده اند.



مابقی افراد تصمیمات تجاری خود را براساس الگویی قدیمی و کم بازده نظیر استفاده از نظرات، درک شهودی،کپی کردن از سایر رقبا انجام داده و تغییرات را در سازمان خود عملیاتی می کنند. اگر شما جزء آن  دسته از 63% شرکتهایی هستید که از ابزار تجزیه و تحلیل استفاده ی بهینه و مفیدی نمی کنند، مطمئن باشید که در حال ضرر کردن هستید.
با استفاده از ابزارهای رایگانی نظیر Google analytic و shopfiy هر فردی می تواند داده های مربوط به بازدیدکنندگان سایت را به فروش و درآمد چشم گیری تبدیل نماید.
در این مقاله می کوشم درباره دو شاخص کلیدی جهت استفاده از ابزارهای تحلیل سخن بگویم .اما پیش از شروع بحث بیاییم دربراه شرکتهایی صحبت کنیم که با آمکه تلاش مصرانه ی در استفاده از ابزارهای تحلیل داده داشته اند اما شکست خورده اند . لطفا شما شکست نخورید!
چرا شرکت ها در تجزیه و تحلیل و استفاده از این علم شکست می خورند؟
دو گونه تله وجود دارد که بیشتر شرکت ها گرفتار آن میشوند،چیزی که آنها را از پیشرفت و کسب درآمد دور میکند.
1.به این خودبین شوند که ابزار تجارت و کسب و کارشان مانند ابزار تجزیه و تحلیل گوگل به طور خودکار تمام کار های مهم را پی گیری خواهد کرد.
2.هنگام تجزیه و تحلیل کردن،میزان داده ها و ویژگی های کار پر قدرت هستند.
این امر افراد را بسیار کوته بین می کند به نحوی که صرفا به امورات سطحی و پیش پاافتاده نظیر در نظر گرفتن میانگین بازدیدکنندگان، توجه می کنند.
آیا این امر برای شما آشنا به نظر میرسد؟
تنها دو مورد از گفته هایمان بدست می آید که هیچ کدامشان خوب نیستند.
1.شما تصمیمات تجاری خود را بر مبنای اطلاعات نامناسب عملیاتی می کنید
تصور کنید میخواهید پلی را برای رودخانه ای طراحی کنید و اطلاعات شما از آن رودخانه فقط میانگین عمق آن است.در حالیکه شما میدانید که زمینی که زیر پای شما قرار دارد دارای نقطه های قعر و اوج مختلفی نیز هست.   این در صورتی است که شما فقط میانگین عمق آن رودخانه را میدانید و انتظار بهترین کار را از خود دارید.
این دقیقا همان کاری است که شما هنگام تصمیمات تجاری خود بر اساس میانگین بازدیها از صفحات,میانگین جایگاه و رتبه ی صفحه انجام می دهید.
2.شما ارزش کسب و کارهای کوچک در خروجی کم عمق مجموعه ای از  داده ها مشاهده می کنید و تسلیم می شوید.سرخوردگی از قراردادن تمام این تلاش های بوجود امده قابل درک است مخصوصاً آنکه بنظرمیرسد که به هیچ نتیجه نهایی نمی رسید.البته این مورد خیلی هم نا امید کننده نیست.من با استفاده از مشورت کردن با شرکت هایی که قبلا در این گونه شرایط گرفتار شده اند متوجه شدم که ضرر ها میتوانند تا حدودی جلو گیری شوند.
کلید های استفاده ی بهینه از ابزار تجزیه و تحلیل:
1.سایت خود را نظیر یک قیف ببینید نه به مانند یک امر سلسله مراتبی یا یک نمودار سازمانی، چنانچه به مانند یک قیف ببینید. بازدیدکنندگان سایت از یک طرف وارد می شوند و خروجی مشتریانی هستند که از ته قیف خارج می شوند.
2.برای گرفتن پاسخ های خوب,سوالات مناسب بپرسید.
ابزار تحلیلی زمانی شروع به کار میکنند که شما بدانید دقیقا دنبال چه چیزی هستید و چه چیزی را میخواهید و این یعنی شما باید با یک سوال کار خود را شروع کنید.با ارزش بودن سوالاتی که میپرسید باعث با ارزشتر و بهتر شدن جواب ها میشود.
همان طورکه توسط Douglas Adams  نوشته شده است، اگر دقیقا بدانید که سوال چیست , شما خواهید دانست که جواب به چه معنیست.
حال بیایید از جزيیات کمی فراتر رویم و ببینیم چگونه میتوانیم آنها را در دنیای واقعی عملی کنیم.
سایت شما یک قیف است نه یک نمودار سلسله مراتبی
هدف سایت شما این است که بازدید کننده جمع آوری کنید و آنها را به مشتری,مصرف کننده،هوادار، علاقه مند تبدیل کنید.
این کار یک ورودی مانند بازدیدکنندگان ویک بازده مانند مشتریان و مصرف کنندگان و... دارد.درست تر آن است که این پروسه را بصورت قیفی به تصویر بکشیم که دارای خطوطی است که جاری شدن مردم را در آن قیف نشان میدهد، تا اینکه بخواهیم آن را به صورت جدولی نشان دهیم که آن دارای خطوطی است که حرکت مردم را در صفحات به صورت سلسسله مراتبی نشان میدهد.


فقط سایت خود را این گونه تصور کنید.سایت شما مانند قیفی است که به شما کمک میکند تا داده های بازدیدکنندگان خود را احساس کنید.
بجای فکر کردن به صفحات استاتیک صرف، شما می توانید شروع به دقت و بررسی در ورودی های سایت، خروجی ها، مدل عملکرد بازدیدکننده، نرخ عملکرد(خروجی تقسیم بر ورودی) و بازدهی سرمایه گذاری، (ارزش خروجی تقسیم بر هزینه ورودی ) برای هر بازدید کننده بپردازید. 
در حال حاضر این امر بسیار مفید تر از این است که فقط راجع به تعداد دفعاتی که صفحه ی شما بیننده دارد و هر بیننده چه مدت زمانی را در سایت شما صرف کرده است فکر کنید.(یعنی تقریبا موارد گفته شده اصلا سودمند نیستند)ارزش اصلی ابزار های تجزیه و تحلیل این است که توانایی این را داشته باشند که:  ورودی و بازدهی های آن,عملکرد و کارایی سایت را جدا کند و یا مواردی نظیر ROI توسط موقعیت جغرافیایی،منابع ترافیک،نوع مرورگرها، کمپین های بازاریابی را جدا کند.




موارد بالا را با گروه های مختلف مقایسه کنید. بعنوان مثال ارزش ترافیک سرچ نسبت به ترافیک از طریق شبکه های اجتماعی چیست؟ همبستگی و روند را نگاه کنید،که چگونه ترافیک سرچ در طی زمان های مختلف رشد میکند و آیا این رابطه ای با درآمد کلی دارد؟
بدانید که چگونگی شرح و توضیح راجع به این اطلاعت آسان است.نباید از آن بترسید. علاوه بر آن، شما می توانید تا این حد از جزییات را با استفاده از کمی تمرین بدست آورید.
این مقاله ادامه دارد....

شاخص نرخ بازده سرمایه؛ نمایشگر قدرت و سود دهی

فرمول : (سود (زیان) ویژه پس ازکسرمالیات ÷  سرمایه ) ضربدر 100

نرخ بازده  یکی از نسبت‌های مالی برای سنجش کارایی بنگاه‌ های سرمایه‌گذاری است. این نسبت رابطه سرمایه در گردش را با سود واحد تجاری نشان می دهد. افزایش نسبت مذکور دلالت بر کمبود سرمایه در گردش می کند ..
مثلا اگر سود یک بنگاه تجاری در پایان دوره مالی 1.000.000 ریال باشد و سرمایه آن واحد تجاری 2.000.000 ریال باشد ، نرخ بازده سرمایه 50% محاسبه میگردد یعنی اگر امسال 1.000.000 ریال به سرمایه اضافه کنند ، در پایان سال مالی سود 500.000 ریال ، افزایش پیدا خواهد کرد  . البته بسیار کم پیش ما آید که این نسبت به این حد بالا باشد چون در شرایط اقتصادی فعلی ، وضعیت بالا بسیار عالی تلقی میگردد . .




هر چقدر این نسبت بیشتر باشد نشان دهنده قدرت بیشتر آن سازمان است و نشان دهنده این است که با ملاحظه تصمیم گیری میکنند و زیاد ریسک پذیر نیستند و به احتمال زیاد تا الان اغلب پروژه هایشان به سود دهی رسیده است . .
در بورس یکی از شاخص هایی که در تعیین قیمت یک سهام نقش دارد همین نسبت است چون در صورتیکه این نسبت مثبت باشد احتمال ورشکستگی آن واحد تجاری بسیار کم می شود و اگر یکی از پروژه هایی که در حال اجراست به خوبی پیش نرود ، سازمان مشکلی برای پرداخت بدهی های خود نخواهد داشت .

اهمیت داده ها در راه اندازی و مدیریت فروشگاه آنلاین

اگر بخواهم صادقانه بنویسم باید بگویم که هر ��وز با مشتریانی مواجه می شوم که آرزوهای بزرگ تجاری آنلاین در سر دارند و با ابرهای بزرگ بالای سرشان از اقداماتی صحبت می کنند که هیچ بررسی و تحلیلی ندارند. طبق عادتی که دارم بیشتر از آنکه  گوش کنم و بنویسم بیشتر می پرسم چرا می خواهید؟ تا شاید بیشتر فکر کند و تحلیل کند .
بسیاری از این دوستان،رقبا  را دست کم می گیرند و گمان میکنند می توانند به راحتی راه های طولاتی را یکماه طی کنند.
به آنها می گویم که لطفا بیشتر فکر کنید و سنگ بزرگ برندارید همانقدر که این پروژه نیاز به تفکر دارد شما نیز خودتان در کار ساخته می شوید و باید دقیقتر حرکت کنید. برای پروژه تان یک وجه رقابتی عالی پیدا کنید. یک چرایی دقیق و .... و نهایتاً به این نقطه میرسیم که بایستی پیش از راه اندازی هر نوع تجارت آنلاینی داده های موجود را جمع آوری کرده و مانند یک پازل کنار هم بگذاریم تا چشم انداز روشنی به ما بدهد. اینکه در کدام زمینه و چطور تجارت آنلاین خود را آغاز کنیم تا اینکه سیاستهای رقابتی در بازار چه باشد و چطور سرمایه گذار را متفاعد کنیم که با ما شریک شود . در واقع تماماً داده هایی است که باید جمع آوری شود و به شکل کاملاً علمی نمایش داده شود تا به تصمیمی دقیق منتهی شود.



شاید سهولت در دسترسی به اطلاعات در اینترنت این امر را به ظاهر آسان جلوه دهد اما شکست و تعطیلی حجم زیادی از فروشگاه های اینترنتی بیانگر این نکته مهم است که صاحبان و علاقه مندان به این حوزه اولاً اصول راه اندازی کسب و کار آنلاین را به خوبی فرا نگرفته اند و ثانیاً از ابزارهای مناسب جهت جمع آوری، تحلیل و بررسی اقدامات خود استفاده نمی کنند.
در مقالاتی که به صورت سلسله وار در این وبلاگ منتشر خواهم کرد بیشتر پیرامون اهمیت داده ها در تصمیم گیری و موفقیت در تجارت الکترونیک می باشد . اینکه:
 کدام داده با چه فرمتی مناسب کدام بخش از کسب و کار ما است ؟
 چطور می توانیم داده درست را از نادرست تشخیص دهیم ؟
کدام ابزار تحلیل داده مناسب بازاریابی ، فروش، خدمات پس از فروش به مشتریان و .... است؟
 *مقاله : از تجزیه و تحلیل کسب و کار آنلاین خود نترسید (بخش اول)
مدیریت کسب و کار اینترنتی با استفاده از داده ها و تحلیل داده ها چطور امکان پذیر است؟
 *مقاله : داده های بزرگ، آینده تجارت الکترونیکی

و ....

شاخص کلیدی عملکرد مالی نسبت جاری



 

فرمول : جمع دارائیهای جاری ÷ جمع بدهی های های جاری

 این نسبت نشان می دهد که دارائی جاری تا چه حد بدهی جاری را می پوشاند . نسبت مذکور را مقیاس نقدینگی در کوتاه مدت می دانند . این نسبت از مهمترین شاخص های مالی است و روند این نسبت باید مورد توجه قرار گیرد.

دارایی های جاری آن دسته از دارایی ها هستند که به راحتی قابل نقد شدن هستند مانند ذخیره پول خارجی , ذخیره سکه ها و طلا ها ، نقدینگی موجود در صندوق و حساب های بانکی ، طلب هایی که به زودی وصول خواهند شد و موجودی کالای قابل فروش که در انبار ذخیره شده است .

بدهی های جاری شامل بدهی هایی میشوند که زمانی کمتر از یک دوره مالی به تسویه آنها باقی مانده است . مانند حساب طلبکاران و وام های کوتاه مدت .

هر چقدر این نسبت بیشتر باشد نشان دهنده قدرت بیشتر آن سازمان است و نشان دهنده این است که با ملاحظه تصمیم گیری میکنند و زیاد ریسک پذیر نیستند و به احتمال زیاد تا الان اغلب پروژه هایشان به سود دهی رسیده است .  

در بورس یکی از شاخص هایی که در تعیین قیمت یک سهام نقش دارد همین نسبت است چون در صورتیکه این نسبت مثبت باشد احتمال ورشکستگی آن واحد تجاری بسیار کم می شود و اگر یکی از پروژه هایی که در حال اجراست به خوبی پیش نرود ، سازمان مشکلی برای پرداخت بدهی های خود نخواهد داشت .


 

 

چگونه با نمایش گرافیکی داده ها دروغ بگوییم

نمایش گرافیکی داده ها یکی‌ از ابزارهای مهم برای آنالیز آنهاست. اما به همان راحتی‌ که می‌توان از نمودارها و شکلها ‌برای آموزش استفاده کرد‌، می‌توان از آنها برای گمراه کردن نیز بهره برد. در این مقاله به سه‌ تا از مرسومترین راه‌هایی که نمایش گرافیکی داده ها مبتواند باعث گمراهی شود، نگاه می‌کنیم.

محور Y کوتاه شده

یکی‌ از ساده ترین راه ها برای بد جلوه دادن داده ها‌، سر‌وکله زدن با محور Y ‌نمودار میله ای‌، نمودار خطی‌ و یا طرح پراکنده است. در اغلب مورد دامنه محور Y از 0 تا حداکثر مقداریست که شامل طیف وسیعی از داده ها میشود. با این‌حال‌، گاهی‌ اوقات ما برای برجسته کردن تفاوتها دامنه را تغییر میدهیم. در شدیدترین حالت این روش میتواند باعث شود داده ها خیلی‌ بزرگتر از آن چیزی که هستند به نظر برسند.

بیائید ببینیم این در واقعیت چگونه کار می‌کند. دو نمودار زیر داده های کاملا یکسان اما با مقیاس مختلف محور Y را نشان میدهند:


داده یکسان‌، محور Y متفاوت

در نمودار سمت چپ‌، ما محور Y را به محدوده از 3.140% تا 3.154% محدود کرده ایم. انجام اینکار باعث شده تا افزایش نرخ بهره سرسام آور به نظر برسد. در یک نگاه نمودار اینطور نشان میدهد که نرخ در سال 2012 چندین برابر بیشتر از 2008 است. اما نمایش داده با یک محور Y بر پایه 0، تصویر دقیق‌تری از زمانی‌ که نرخ بهره راکد بوده است را نشان میدهد.

اگر این مثال اغراق آمیز به نظر می رسد، اینها برخی از نمونه های دنیای واقعی، از محور Y کوتاه شده هستند: